ای دل غافل

دل مست دل غافل دل بی قرار دل آواره دل بیچاره دل نگار

+ زباله‌های الکترونیک، چالش بزرگ عصر دیجیتال

 

زباله‌های الکترونیک، چالش بزرگ عصر دیجیتال
رسیدگی به مقوله "زباله‌های الکترونیک" در عصر دیجیتال به یک مشکل آلودگی جدی مبدل شده است. محصولات الکترونیکی مصرفی در محل‌های دفن زباله سراسر جهان دیده می شوند و این در شرایطی است که دوران برتری آنها در بازار با آهنگ سریع معرفی محصولات جدید کاهش چشمگیری داشته است.
 

به گزارش گروه بین الملل زیست نیوز، رسیدگی به مقوله "زباله‌های الکترونیک" در عصر دیجیتال به یک مشکل آلودگی جدی مبدل شده است. محصولات الکترونیکی مصرفی در محل‌های دفن زباله سراسر جهان دیده می شوند و این در شرایطی است که دوران برتری آنها در بازار با آهنگ سریع معرفی محصولات جدید کاهش چشمگیری داشته است. به عنوان مثال، در کشورهای توسعه یافته میانگین عمر کامپیوترهای شخصی از شش سال در سال 1997 به تنها دو سال در سال 2005 کاهش یافته و یا تلویزیون‌های صفحه تخت به طور کامل جایگزین مدل‌های CRT شده‌اند.

بنابر ارزیابی سازمان "صلح سبز"، هر ساله بین 20 تا 50 میلیون تن زباله الکترونیک در جهان تولید می شود. اگر تمامی کامپیوترها، تلفن‌های همراه و دیگر ابزارک‌های الکترونیک دور انداخته شده را در واگن‌های یک قطار قرار دهیم، طول این قطار دور سیاره زمین را فرا خواهد گرفت. زباله‌های الکترونیک حدود 5 درصد از کل زباله‌های جهان را تشکیل داده که تقریبا مشابه با آمار بسته‌های پلاستیکی محسوب می شود.

این در شرایطی است که زباله‌های الکترونیک خطرناک‌تر از پلاستیک‌ها هستند. کامپیوتر و تلویزیون‌ حاوی مواد سمی و خطرناکی مانند سرب، جیوه، آرسنیک، کادمیوم و بریلیوم هستند که در قطعات رسانا، باتری‌ها و ریزپردازنده‌ها به کار رفته‌اند. سرنوشت بیش از 70 درصد از کامپیوترهای قدیمی و 80 درصد از تلویزیون‌ها در آمریکا با محل‌های دفن زباله گره خورده است. در نتیجه، این مواد سمی وارد زمین شده و می توانند مسمومیت آب‌های زیرزمینی و خاک را در پی داشته باشند.

در تئوری، بازیافت وسایل الکترونیکی به جای دور انداختن آنها به بازیابی مقادیر قابل توجهی از طلا، نقره و دیگر فلزات ارزشمند منجر خواهد شد. در عمل، بازیافت در کشورهای توسعه یافته پر هزینه بوده و همچنین با مقررات سخت سلامت و زیست محیطی مواجه است. از این رو، کشورهای ثروتمند زباله‌های الکترونیک و خطرناک خود را به کشورهای در حال توسعه منتقل می کنند که از قوانینی کمتر سخت گیرانه و هزینه بازیافت ارزان‌تر برخوردار هستند.

این در شرایطی است که زباله‌های الکترونیک در تاسیساتی مدرن بازیافت نشده تا به صورت مجزا اجزا قابل استفاده مجدد آنها بازیابی شوند. در حقیقت، این بخش در کشورهای در حال توسعه تا حدود زیادی حالت غیر رسمی داشته، بازیافت کنندگان افراد زاغه نشین بوده و از روش‌هایی ناامن طی روند بازیافت استفاده می شود. در حقیقت، بسیاری از بازیافت کنندگان از دانش و ابزار مناسب برای بازیابی اجزا خاص برخوردار نیستند.

به عنوان مثال، برای خارج کردن سیم‌های مسی، روکش کابل‌ها سوزانده می شود که این شیوه ابری از دود سمی را ایجاد می کند. این دود مشکلات آلودگی و سلامت جدی را در پی دارد. پس مانده‌های شیشه و پلاستیک از دیگر مواد خطرناک برای محیط زیست هستند که می توانند به مشکلاتی مانند آلودگی آب‌های زیرزمینی و آلودگی اتمسفری منجر شوند.

با این وجود، برخی سازمان‌ها در کشورهای در حال توسعه اقدام‌های را در راستای مقابله با این شرایط آغاز کرده‌اند. در آگوست 2008، سازمان غیر دولتی "کامپیوتر برای دبستان‌های کنیا" نخستین مرکز بازیافت و مدیریت زباله‌های الکترونیک در شرق آفریقا را در شهر امباکاسی افتتاح کرد. این مرکز در زمینه از بین بردن و جداسازی زباله‌های الکترونیک فعال است. کارگران آن نیز برای بازیافت فلزات ارزشمند به خوبی تجهیز شده و آموزش‌های لازم را دیده‌اند و از ابزارآلات بازیافت امن استفاده می شود.

بی تردید، روند پیشرفت سریع و به نوعی انقلاب دیجیتال نیازمند مجموعه مناسب جمع آوری زباله‌های الکترونیک و مراکز بازیافت است. این مساله نه تنها برای حفظ سلامت افراد ضروری است، بلکه به بازیابی و استفاده مجدد از فلزات نادر و ارزشمند منجر می شود. همچنین، استفاده از این تاسیسات و مدیریت صحیح زباله‌های الکترونیک می تواند به عنوان جزی کلیدی در "اقتصاد سبز" محسوب شود.

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۸
comment نظرات () لینک


+ حمله برای دزدیدن گردن بند دایی

 

حمله برای دزدیدن گردن بند دایی

به گزارش ایسنا، ساعتی پیش علی دایی و همسرش که به قصد انجام کارهای درمانی به بیمارستان فرمانیه مراجعه کرده بودند، مورد حمله چهار سارق قرار گرفتند؛ سارقانی که با دو دستگاه موتورسیکلت در تعقیب وی بودند. آنها که قصد ربودن گردنبد دایی را داشتند، به وی حمله کردند اما سرمربی راه‌آهن در برابر آنها مقاومت کرد که در نتیجه سارقان ناکام ماندند. علی دایی که از ناحیه گردن مورد جراحت قرار گرفت، به داخل بیمارستان رفت تا درمان مناسبی روی او انجام شود. دوربین‌های امنیتی بیمارستان فرمانیه تصویر این اتفاق را ضبط کرده‌اند. سال گذشته نیز در چنین روزهایی علی دایی که از اصفهان باز می‌گشت، در جاده کاشان تصادف کرد و ایام عید را در بیمارستان به سر برد. به نظر می‌رسد روزهای آخر سال برای آقای گل جهان چندان خوش‌یمن نبوده است.

 

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۸
comment نظرات () لینک


+ دوستی های خیابانی در راهروی دبیرستان دخترانه ! + تصاویر

دوستی های خیابانی در راهروی دبیرستان دخترانه ! + تصاویر

این روزها مسئولان مدارس برای اینکه دانش‌آموزان را با رفتارهای مخاطره‌آمیز و آسیب‌های اجتماعی آشنا کنند، دیگر از سخنرانی‌ و نصحیت، کمتر استفاده می‌کنند و به جای آن برنامه‌های دیگری دارند.

 

به گزارش آخرین به نقل از فارس، مدیر یک دبیرستان در اصفهان با همکاری نیروی انتظامی، تصاویری را در راهروها و راه‌پله‌های مدرسه نصب کرده است.

در این تصاویر به شکل داستان‌وار، در خصوص آسیب‌های اجتماعی که دانش‌آموزان را تهدید می‌کند، هشدار داده می‌شود.

یکی از دانش‌آموزان این مدرسه می‌گوید: روزهای اولی که این پوسترها نصب شد، من و همکلاسی‌هایم، می‌خندیدیم و به شوخی از کنارشان می‌گذاشتیم.

وی ادامه داد: اما بعد از مدتی، روی داستان این تصاویر دقیق‌تر شدیم و با خود می‌اندیشیدیم که باید مراقب باشیم.

دانش‌آموز دیگری نیز معتقد است که تأثیر نصب این پوسترها، بسیار بیشتر از سخنرانی‌های طولانی و نصیحت‌گونه است.
 

.

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۸
comment نظرات () لینک


+ گزارش کنسرت کامران رسول‌زاده

به افتخار مافیای موسیقی دست بزنید!
گزارش کنسرت کامران رسول‌زاده

کامران رسول‌زاده در شب ۲۳ اسفند در اریکه ایرانیان به روی صحنه رفت، در ادامه عکسهایی از این کنسرت را از موسیقی ایرانیان ببینید.

 


منبع: موسیقی ایرانیان
   
 
http://ahak.blogfa.com/ http://ejamei.blogfa.com/ http://eydel.persianblog.ir/ http://aahak.persianblog.ir/ http://aahak.persianblog.ir/ http://oknews.persianblog.ir/ http://shootball.persianblog.ir/ http://shahmajid.blogfa.com/ http://shootball.persianblog.ir/ http://shahmajid.blogfa.com/ http://shootball.persianblog.ir/ http://oknews.persianblog.ir/ http://shootball.persianblog.ir/ http://siahsaraan.blogfa.com/ http://khatarnegar.blogfa.com/ http://khatarnegar.blogfa.com/ http://shahmajid.persianblog.ir/ http://khatarnegar.blogfa.com/ http://khatarnegar.blogfa.com/ http://melkiraan.persianblog.ir/ http://masaaleh.persianblog.ir/ سیه سران جلفا هادی شهر علمدار http://abolfazlesaghi.blogfa.com/ http://abolfazlesaghi.blogfa.com/ http://khabarnegaraan.blogfa.com/ http://khabarnegaraan.blogfa.com/ http://pajoheshgah.persianblog.ir/ هوادارن استاد عزت ا... جامعی ندوشن http://abolfazlesaghi.persianblog.ir/ http://khabarnegaraan.persianblog.ir/ http://khabarnegaraan.persianblog.ir/ http://khabarevarzeshi.persianblog.ir/ http://khabarevarzeshi.persianblog.ir/ http://mardomsara.com/profile-28672/ دانشگاه جامع علمی کاربردی مرکز فرهنگ و هنر واحد 13 تهران علمدار کربلا ابوالفضل العباس (علیه السلام) http://mardomsara.com/profile-28672/ http://khabarevarzeshi.persianblog.ir/ http://khabarnegarhaa.persianblog.ir/ http://khabarnegarhaa.persianblog.ir/ http://khabarevarzeshi.persianblog.ir/ http://abolfazlesaghi.persianblog.ir/ http://pajoheshgah.persianblog.ir/ http://shahraam2006.blogfa.com/ http://shahraam2006.blogfa.com/ http://khabarnegarhaa.blogfa.com/ http://abolfazlesaghi.blogfa.com/ http://abolfazlesaghi.blogfa.com/ http://melkiraan.persianblog.ir/ http://reporter20.persianblog.ir/ http://masaaleh.persianblog.ir/ http://melkiraan.persianblog.ir/ http://reporter20.persianblog.ir/ http://shahmajid.persianblog.ir/ http://melkiraan.persianblog.ir/ http://shahmajid.persianblog.ir/ http://siahsaraan.blogfa.com/ http://shahmajid.blogfa.com/ http://oknews.persianblog.ir/ http://shahmajid.blogfa.com/ http://shootball.persianblog.ir/ http://oknews.persianblog.ir/ http://siahsaraan.blogfa.com/ http://shootbal.persianblog.ir/ http://shootball.persianblog.ir/ http://uast13.persianblog.ir/ http://ejamei.blogfa.com/ http://ejamei.blogfa.com/ http://ahak.blogfa.com/ اخبار فناوری اطلاعات شبکه اجتماعی بهشت من باشگاه مدیران و متخصصان لیست وبلاگ های فارسی
نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٧
comment نظرات () لینک


+ کنسرت شهرام شکوهی (برای برگنمایی تصویر کلیک کنید)

 

 

 

بهاره رهنما

کنسرت شهرام شکوهی (برای برگنمایی تصویر کلیک کنید)

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٦
comment نظرات () لینک


+ جای خالی شادی در بین دختر وپسر ایرانی

گزارش قدس انلاین از یک اسیب اجتماعی

جای خالی شادی در بین دختر وپسر ایرانی / وقتی شادی نباشد پای مواد به خانه باز میشود/ شادی زن 40ساله اروپایی برابر دختر14 ساله ایرانی

پایگاه خبری تحلیلی قدس انلاین – سعید کوشافر: رفته رفته زمستان رخت سپیدش را از کوه ودشت جمع کرده و بهار برتن طبیعت لباس سبز میپوشاند.

ایرانیان درطول تاریخ این نوشدن را به فال نیک گرفته و همواره در این ایام جشن و شادی بر پا میکردند , انها حتی برای استقبال از این ایام خوش نیز مقدماتی همراه باشادی درنظر میگرفتند که رفته رفته این شادیها رنگ دیگری به خود گرفته که دیگر نمیتوان نام شادی بر ان گذاشت .
اما این تغییرات طی سالهای اخیر شدت بیشتری یافته ,به گونه ای که دیگر اصل شادی بخش بودن را از دست داده وبیشتربه نمادی برای چشم وهم چشمی و زحمت افرین تبدیل شده است ,نوروز نیز از جمله این سنتها ست .
واقعیتهای جامعه حاکی از ان است که برغم سنتهای مذهبی و باستانی ایرانی که بر شاد بودن تاکید دارد , مردم اکنون ایام شادی را پشت سر نمیگذارند و شاید فقط برخی مواقع ماسکی از خنده بر صورتشان میکشند.
رواج بیماریهای روحی و روانی و افسردگی درجامعه که کارشناسان بین 30 تا 70درصد مردم را مبتلا به ان میدانند؛ سندی بر این گفتار است.
***نیاز به زندگی شاد
خنده و شادی یک نیاز اساسی بشر است. از دیدگاه علم روان‌شناسی، شاد‌ترین لحظات، لحظاتی است که ما می‌خندیم. با نگاهی به کودکان به راحتی می‌توان این واقعیت را دریافت، آن‌ها بدون دلیل می‌خندند اما وقتی به سن بزرگسالی می‌رسند برای شاد بودن دلیل می‌خواهند. به طور میانگین روزانه کودکان، 15 بار می‌خندند و این موضوع زمانی جالب می‌شود که به میانگین خنده بزرگتر‌ها هم دقتی بشود: 6 بار در روز.

اما به راستی دلیل این تغییرات چیست؟ چه چیز باعث این تفاوت در یک کودک با یک بزرگسال می‌شود؟ به عقیده جامعه‌شناسان افزایش نگرانی‌ها بابت وضعیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، موجب ایجاد استرس و کاهش شادی در بزرگسالان می‌شود اما آنچه این کاهش آرامش را تبدیل به یک آسیب اجتماعی می‌کند این است که رفته رفته این استرس در جامعه رواج پیدا می‌کند و در‌‌‌نهایت یک جو افسرده در جامعه برپا می‌شود که این جو افسرده در نقطه مقابل شادی و امید به زندگی جامعه قرار دارد.

کار‌شناسان اجتماعی، ‌مهمترین شاخصه‌های یک جامعه شاد را امیدواری، اعتماد اجتماعی، نشاط فردی و جسمانی افراد می‌دانند. آنان معتقدند افزایش مشارکت در حوزه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، ‌اجتماعی، افزایش کیفیت زندگی فردی، خانوادگی و بهره‌وری در محیط‌های شغلی از مهمترین عوامل افزایش نشاط در جامعه هستند.درعین حال بر خلاف آنچه تصور می‌شود شاد‌ترین‌ها همیشه ثروتمند‌ترین‌ها نیستند.
براتی روان‌شناس و استاد دانشگاه ضمن تایید این مطلب توضیح می‌دهد که عوامل اقتصادی چندان به روی احساس شادی تاثیری ندارد. برای مثال کارتن خواب‌های بمبئی در تحقیقی که در مورد شادی انجام شده به مراتب شاد‌تر از بعضی از پولدار‌های غربی بودند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که این احساس عدالت یا بی‌عدالتی اقتصادی در جامعه است که نارضایتی را به وجود می‌آورد. او می‌گوید: مصرف‌گرایی و تبلیغات و انتظاری که ایجاد می‌کنیم و برآورده نشدن آن باعث ناکامی می‌شود و این ناکامی مهمترین علت ناشادی است. او ادامه می‌دهد: باید بپذیریم که سطح درآمد خانواده‌های ما نسبت به سال‌های گذشته افزایش داشته اما با این وجود میزان شادی به شدت کاهش داشته است.

***ایرانیان شاد نیستند

درک این مطلب زیاد نیز سخت نیست، چهره‌های عبوس، غمزده و حتی عصبانی شهروندان که هر روز در پیاده رو، اتوبوس، مترو و حتی محل کارمان مشاهده می‌کنیم شاهدی بر این مدعاست و نشانی از اینکه ایرانیان مردمی شاد نیستند.

جامه‌شناسان بر این باورند که در ایران دولت و دستگاه‌های دولتی بیش از دیگر نهاد‌ها درباره میزان نشاط یا بی‌نشاطی جامعه مسئولیت دارند. عباس کاظمی عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران معتقد است: «سیاست‌های شادی در ایران به سیاست‌های کلی و یکدستی تبدیل شده که صرفاً نمایش شادی است. دولت گمان نمی‌کند که باید متولی شادی مردم باشد و از این طریق شکلی از شادی را در اولویت قرار دهد و آن را بر جامعه تحمیل کند. در اینجا تلویزیون به ابزاری مبدل شده است که به مردم دستور می‌دهد چه روزی شاد و چه روزی ناشاد باشند.»

دکتر اصغر مهاجری، آسیب‌شناس در رابطه با الگوی شادی و تفریحی در کشور می‌گوید: در جامعه ایرانی بنا به دلایل مختلف ساختاری بین خروجی و ورودی شادی‌ها وجود ندارد و این در حالی است که در میزان ورودی و خروجی غم‌ها در کشور یک رابطه منطقی وجود دارد. منظور از ورودی احساسات زمانی است که فردی احساسی از نوع غم یا شادی را دریافت می‌کند و دوست دارد که این احساس را به جامعه نشان دهد که این خواسته، خروجی احساسات تلقی می‌شود.

این آسیب‌شناس ادامه می‌دهد: متاسفانه به دلایل مختلف به صورت دسته جمعی و مناسب با عرف جامعه این ورودی و خروجی‌ها رعایت نمی‌شود چرا که در خروجی احساسات تمرین نداشته‌ایم و روش اجرای سالم و بدون آسیب آن را بلد نیستیم. وقتی خروجی منظمی وجود نداشته باشد، آسیب‌ها بوجود می‌آیند و به دنبال این آسیب‌ها از مسیر صحیح شادی منحرف می‌شویم.

یک خروجی احساسی زمانی منظم است که به اندازه شادی بوجود آمده باشد که معمولا خروجی شادی‌، حضور دسته جمعی را نیازمند است و باید در این زمینه تمرین لازم را جهت اجرای صحیح داشته باشیم چرا که متاسفانه در جامعه، «به هم خندیدن» به جای «با هم خندیدن» به عنوان شادی کردن رایج شده است که این امر آسیب‌های زیادی را به دنبال دارد.

این آسیب‌شناس در رابطه با تاثیر رعایت رابطه خروجی و ورودی شادی در جامعه تاکید می‌کند: زمانی که این ورودی و خروجی‌ها متناسب با یکدیگر درست اجرا شود در جامعه، شادی را باز تولید می‌کند و باعث می‌شود تا شادی در جامعه ماندگار باشد ولی این امر به دلایل ضعف فرهنگی در جامعه رعایت نمی‌شود و شاهد تفریحات و شادی‌های بریده بریده و مقطعی هستیم چراکه به لحاظ زمانی و اجتماعی دارای نظام واحد در این زمینه نیستیم.

مهاجری به اهمیت رعایت روزهای ایام‌اللهی و مراسم مذهبی اشاره کرده و می‌گوید: اجرای مناسب مراسم‌های مذهبی و عزاهای عمومی برای جامعه جهت بازتوانی شادی و نشاط جامعه لازم است و این مراسم باید در کنار سایر مراسم‌های تفریحی سال مناسب و درست اجرا شود. این ایام‌ها ما را به غم نمی‌برد ولی چون برنامه واحد و کاملی نداریم، نمی‌توانیم از این مراسم‌ها جهت باز تولید نشاط جامعه استفاده کنیم.

 

***رتبه ایران از نظر شادی
برخی تحلیل‌ها حاکی از این است که میزان شاد بودن یک جامعه بستگی به توسعه انسانی آن و بالا بودن امید به زندگی و وضعیت با ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارد. بر اساس تحلیل‌هایی دیگر، شادی یک مسئله فرهنگی- تاریخی است و آنچه در دهه‌ها و سده‌های متوالی بر یک ملت گذشته است، باعث می‌شود آن ملت شاد یا ناشاد باشد. بر اساس هر دو تحلیل البته ایران در رده‌های پایین شاد بودن قرار دارد.

سال گذشته یکی از رسانه‌های انگلستان یک نظرخواهی را مطرح کرد که نتایج آن نشان می‌داد 81 درصد از مردم انگلیس به جای افزایش ثروت، از دولت توقع دارند زندگی شادتری برایشان فراهم کند. به دنبال این اتفاق دانشگاه لیسستر پروژه‌ای با هدف رتبه‌بندی کشورها از نظر شادی مردمشان تعریف کرد.

در این رده‌بندی دانمارک به عنوان شادترین کشور دنیا انتخاب شده و دلیل آن چنین ذکر شده است: ثبات سیاسی، عدم وجود خط فقر در جامعه، عدم وجود بیکاری، فرهنگ کاری راحت و بی‌تنش، خانواده‌های محکم و آمار طلاق بسیار پایین، سرویس‌های دولتی خدمات اجتماعی، بیمه همگانی، مدارس و دانشگاه‌های رایگان با کیفیت آموزشی مناسب، هویت اجتماعی مشخص برای جوانان، طبیعت بکر و معماری شهری زیبا، آلودگی محیط زیست ناچیز، میزان جرم و جنایت ناچیز، امکانات شهرنشینی با کیفیت بسیار بالا، امکان ورزش‌های نزدیک به طبیعت مانند کوهنوردی، اسکی و سوارکاری برای همه.

این در حالی است که،موسسه گالوپ که به دلیل آمار‌های مختلف و نظرسنجی‌هایش شهرت دارد و هر ساله فهرستی از ملت‌های شاد دنیا ارایه می‌کند، در نظر سنجی جدید خود نتایج متفاوتی گرفته است. معیار‌های این موسسه متفاوت با معیار‌های علمی است. نظرسنجی تازه گالوپ که نتایجش اواخر آذر امسال منتشر شد، نشان می‌دهد هفت کشور از 10 کشور با شادترین مردم، در آمریکای لاتین قرار دارند.

بیشتر این هفت کشور، کشورهایی هستند که از حیث شاخص‌های متداول مناسب بودن زندگی در آنها، وضعیت خوبی ندارند برای مثال، یکی از این کشورها یعنی گواتمالا از دهه‌ها جنگ داخلی و بعد از آن از نرخ بالای جنایات سازمان یافته رنج برده و یکی از بالاترین آمار قتل در جهان را دارد. گواتمالا از نظر شاخص توسعه انسانی سازمان ملل که ترکیبی از سه شاخص امید به زندگی، آموزش و درآمد سرانه است وضعیتی شبیه به عراق دارد اما، از نظر شاد بودن مردم در رده هفتم نظرسنجی گالوپ قرار دارد.

غمگین‌ترین و ناراحت‌ترین مردم دنیا در سنگاپور زندگی می‌کنند؛ یکی از مرفه‌ترین و منظم‌ترین کشورهای دنیا که از توسعه‌یافته‌ترین کشورهای دنیا نیزهست. بعضی از دیگر کشورهای ثروتمند نیز در انتهای جدول شادمانی قرار گرفته‌اند. آلمان و فرانسه با کشور آفریقایی سومالی در رتبه چهل و هفتم شریک هستند.
در بین کشورهای با کمترین میزان شادمانی و نگاه مثبت، قرار داشتن نام چند کشور مانند عراق، یمن، افغانستان و‌هائیتی جای تعجب ندارد اما، غمگین بودن مردم گرجستان، لیتوانی و ارمنستان کمتر طبیعی است. ارمنستان از انتهای جدول در رده دوم قرار دارد. آگارون آدیبکیان یک جامعه‌شناس اهل ایروان پایتخت ارمنستان می‌گوید: ارمنی‌ها غمگین بودن را دوست دارند؛ تلخی‌های فراوانی در تاریخ ارمنی‌ها وجود دارد. ارمنی‌ها کمتر لبخند می‌زنند و مشکلاتشان را با دیگران در میان نمی‌گذارند و از موفق بودن خجالت می‌کشند.

این درحالی است که بعضی از اهالی آمریکای لاتین می‌گویند این نظرسنجی به یک مساله مهم در زندگی مردم آن مناطق اشاره دارد: مردم آمریکای لاتین عادت دارند علی‌رغم زندگی روزمره خود که ممکن است به نحو خردکننده‌ای سخت باشد، بر چیزهای مثبتی مثل دوستان، خانواده و مذهب تمرکز کنند. در نظرسنجی امسال موسسه گالوپ مانند نظرسنجی سال گذشته اش ایران مورد بررسی قرار نگرفته است اما، سه سال پیش ایران در بین 155 کشور، رتبه 81 را به دست آورد که نشان می‌دهد ایرانی‌ها مردمان شادی نیستند.

به هر حال به نظر می‌رسد تحلیل‌های راهگشای اجتماعی در این زمینه زمانی قابل طرح و پیگیری است که بر نقش عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در کنار عوامل فرهنگی و تاریخی در شاد بودن یا شاد نبودن یک جامعه توجه کنیم. وقتی عنوان می‌شود بیکاری، عدم امنیت شغلی، تورم، خشونت و پرخاشگری، طلاق، اعتیاد، اختلالات روانی و ... در ایران رشد نگران کننده ای دارد خود به خود به ریشه‌های شاد نبودن ایرانیان پی می‌بریم.

این در حالی است که اکثر افراد نه دل و دماغ تفریح را دارند و نه امکاناتی برای پرداختن به آن وجود دارد. نتایج یک تحقیق تطبیقی نشان می‌دهد میزان تنبلی ایرانیان از متوسط جهانی بیشتر است و تنها کشورهای عربی و آفریقایی هستند که بیش از ایرانیان دچار تنبلی هستند. آماری دراین رابطه وجود دارد که نشان می‌دهد دختران 14 ساله ما طراوت و شادابی شان مساوی زن‌های 40 ساله فرانسوی است. وضعیت نگران کننده ای که توصیف شد لزوم اجرای طرح‌هایی بلند مدت برای کنترل و کاهش عواملی که شادی و تفریح مردم را به مخاطره می‌اندازد اثبات می‌کند.

 ***شادی متولی ندارد
درهمین راستا داود شیخاوندی یک کارشناس اجتماعی درباره نشاط وشادی درجامعه میگوید : در این باره باید گفت که برخورد محکم و تند و سرکوب با جوانان در مقابل جوانی آنها در بلندمدت، می‌تواند باعث سرخوردگی، غم در جان جوانان و جانشینی خشونت به جای خوشحالی و شادی آنها ‌شود.

وی میافزاید : درکشورما شادی متولی ندارد، حال آن که غم و غصه متولی دارد، در نتیجه با افزایش خودکشی در جامعه روبه‌رو می‌شویم. اگر در جامعه شرایط شادی فراهم نباشد، خشونت جای آن را خواهد گرفت و اگر جوانان با توسل به راه‌های قانونی نتوانند شادی کنند از راه‌های غیرقانونی شادی می‌کنند؛ مواد مخدر یکی از پیامدهای نبود شادی در جامعه است.
وی یاد اور شد : بنابراین، نباید بگذاریم نیروهای سازنده یک جامعه، تبدیل به نیروهای بازنده شود. شادی در جوانان به عنوان یک مؤلفه مثبت مورد نظر است. نشاط زمینه می‌خواهد و تا نتوانیم زمینه‌های مناسب نشاط جوانان را آن‌ گونه که مناسب است، فراهم کنیم، نخواهیم توانست کنترل مناسبی بر جوانان و حتی افراد جامعه داشته باشیم.

درعین حال بنابر گزارش رسیده , باید دانست که نخستین و بارز‌ترین تاثیر شادی و نشاط در جامعه افزایش ایمنی بدن است که در حالی که افسردگی مصونیت و قدرت نظام ایمنی بدن را در مقابل رویداد‌ها و اتفاقات ناگوار کم می‌کند. اما شادی به عکس انرژی تازه‌ای به ما می‌دهد.

دکترعلی اصغر احمدی، روان‌شناس و عضو هیات علمی گروه روان‌شناسی دانشگاه تهران در مورد کمبود شادی در جامعه ایرانی می‌گوید: شما ببینید روزهای عزاداری ما چقدر بیشتر از روزهای میلاد و جشن است. در حالی که در روایات اسلامی داریم که مومن غم خود را پنهان و شادی خود را آَشکار می‌کند. آنچه مشخص است جامعه ایرانی از بستر‌ها و بنیان‌های لازم برای ابراز شادمانی بویژه به شکل گروهی و همگانی برخوردار نیست و علاوه بر این نیز شیوه‌های شناخته شده و تعریف شده کمتری برای شادمانی‌های همگانی در کشور وجود دارد.

این در حالی است که بی‌گمان شاد بودن یکی از شاخصه‌ها و بنیان‌های زندگی مطلوب در هر گروه و جامعه‌ای به شمار می‌رود و به عبارت دیگر هر قدر مردمی شاد‌تر باشد توان و پتانسیل بیشتری برای تلاش و حرکت به جلو دارند.در این بین باید گفت که اگر به پیامدهای مثبت و فراوان شادی بر حوزه‌های گوناگون، اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، سیاست و... نگاهی داشته باشیم درمی‌یابیم که در جامعه‌ای شاد جدا از نگرش خوشبینانه نسبت به زندگی و امور پیرامون، رضایت و امید بیشتری از زندگی و احساس رفاه جریان دارد.

همچنین باید به این نکته توجه داشت که با وجود پتانسیل‌های گوناگون در کشور سن امید به زندگی در ایران 72 سال است که خود حکایت از فاصله بسیار ما با کشورهای پیشرفته و اروپایی است. در حالی که به نظر می‌رسد در چارچوب برنامه‌ای اصولی و اصلاح برخی روش‌ها می‌توان با یاری گرفتن از رسانه‌هایی همانند صدا و سیما و... به سوی جامعه‌ای شاد‌تر حرکت کرد جامعه‌ای که در کنار شادی بیشتر مسلما نتایج مثبتی از تلاش و حرکت به سمت جلو را همراه خود دارد و همچنین باعث جذب حداکثری جوانان به امور دینی خواهد شد چرا که جوان به دنبال شادی و تفریح است و عدم وجود بسترهای مناسب برای شادی می‌تواند تبعات بدی را برای جوانان و جامعه به همراه داشته باشد.

مهاجری در رابطه با راهکارهای افزایش امید به زندگی و ارتقای سطح شادی جامعه، تاکید می‌کند: برای تنزل سطح افسردگی جامعه باید بسترشادی‌های مناسب و صحیح در جامعه فراهم شود که جهت تحقق این امر می‌بایست ورودی و خروجی شادی در جامعه حاکم باشد و در این زمینه دولت و حکومت نقش مهمی را بر عهده دارند.

باید میزان نگرانی‌ها نیز علاوه بر انطباق خروجی و ورودی شادی در نظر گرفته شود و مردم نباید نسبت به آینده خودشان دچار نگرانی‌های شدید، استرس‌ها و تنش‌های مخرب شوند.مهاجری بر اهمیت عدالت در جامعه تاکید کرده و می‌گوید: باید سیاست‌های مناسب و بلندمدتی در زمینه کاهش نابرابری‌های اجتماعی در نظر گرفته شود که شفاف‌سازی و تقویت سرمایه اجتماعی از مهم‌ترین راهکار‌ها در این زمینه محسوب می‌شود.

***اموزش شادی کردن
نتایج یک پژوهش دانشگاهی نشان داد که ارائه آموزش‌های مرتبط با شاخص‌های علمی شادی، تأثیر معنی‌داری بر کاهش افسردگی داشته است.

بنا بر این گزارش , افسردگی یکی از اختلالات شایع جوامع انسانی است که آسیب‌های مختلف فردی و اجتماعی را باعث می‌شود. لذا پژوهشی به منظور بررسی اثربخشی رویارویی با شاخصه‌های علمی شادی (بخشش، قدردانی و اعمال مهربانانه غیرمشروط) بر کاهش علایم افسردگی اساسی از جمله احساس غم، احساس بی‌لذتی، احساس بی‌ارزشی و احساس درماندگی توسط مریم سیوندی‌پور، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه علوم پزشکی کرمان و همکارانش انجام شد.
این پژوهش نیمه‌تجربی بر روی 150 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان، انجام شد. ابتدا پرسشنامه افسردگی Beck به عنوان پیش‌آزمون اجرا شد و 60 نفر از دانشجویان که نمره بالایی در افسردگی کسب کرده بودند، به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. سپس پرسشنامه‌های شاخصه‌های علمی شادی در دو گروه تکمیل شد. طی یک جلسه محرک‌های دیداری و شنیداری به صورت ناخودآگاه به گروه آزمایش ارائه، و پس‌آزمون افسردگی و پرسش‌نامه‌های بخشش، قدردانی و مهربانی اجرا شد. در مرحله بعد، گروه آزمایش آموزش‌های مربوط به سه شاخصه علمی شادی را دریافت کرد. پس از اتمام جلسات آموزشی، پس‌آزمون افسردگی و بخشش، قدردانی و مهربانی در هر دو گروه اجرا شد. از آزمون t برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
یافته‌ها حاکی از آن است که ارائه آموزش‌های مرتبط با شاخص‌های علمی شادی، تأثیر معنی‌داری بر کاهش افسردگی داشته است. همچنین نمره‌های آزمودنی‌ها در هر سه شاخصه افزایش را نشان ‌داد. اما ارائه محرک‌های دیداری و شنیداری به صورت ناخودآگاه به آزمودنی‌ها در کوتاه مدت تأثیر معنی‌داری بر کاهش افسردگی نداشت.
نتایج این پژوهش نشان داد: تغییرات ایجاد شده در افسردگی دانشجویان، در اثر رویارویی با شاخصه‌های علمی شادی بوده است. با توجه به یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت رویارویی با شاخصه‌های علمی شادی نقش قابل‌توجهی در کاهش افسردگی دارد.

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۳
comment نظرات () لینک


+ محسن یگانه برای پدر شهیدش خواند

 

 

Mohsen-Yeganeh (14)موسیقی ایرانیان – سودا مولائی: محسن یگانه خواننده مطرح و بنام موسیقی ایران دیشب در سالن همایشهای برج میلاد تهران به روی صحنه رفت و قطعه جدید «یه هفته به عید» را به صورت زنده و به یاد پدر شهیدش اجرا کرد.

به گزارش خبرنگار موسیقی ایرانیان؛ یگانه که قبل از این، آلبوم و تک آهنگ های زیادی را اجرا و منتشر کرده است و برخی از این قطعات همچون «سکوت»، «آهای خبر نداری»، «بار و بندیل» و «ماه عسل» هم در این سالها بین مخاطبین و هواداران این خواننده ماندگار و خاطره انگیز شده اند، دیشب محسن یگانه در اجرای تهران خود قطعه ای با عنوان «یه هفته به عید» به صورت زنده اجرا و به پدر شهیدش تقدیم کرد، به دور از بخث فالش و نفس کم آوردن و زرق و برق قطعات استدیویی که میشنویم، این قطعه را به خاطر احساس و غمی که یگانه به ملودی این قطعه هدیه کرد و به روی صحنه برد، می توان «یه هفته به عید» را هم ردیف قطعاتی قرار داد که با شنیده شدن بیشتر ضمن جای باز کردن در دل هواداران یگانه، پس از مدتی جزو قطعات ماندگار این خواننده به حساب خواهد آمد.

دانلود کنید و بشنوید این قطعه شنیدنی را …

متن ترانه «یه هفته به عید»:

یه عمری رو لبهام پر از خنده بود
تا کی باید این نقشو تمرین کنم
یا هر سالِ تحویل بگم پیشمی
تا کی باید این فکرو تلقین کنم

دارم درد و دل می کنم گوش کن
چقدر حرف دارم که خالی بشم
چه حرفایی رو توو خودم ریختم
ببین از نبوده تو چی می کشم

میگن سایه ی من شبیه ِ توئه
آره تکیه گاهم همین سایه بود
ولی از همون بچگی دردِ من
نگاهای سنگینِ همسایه بود

تهِ هر زمستون یه هفته به عید
یه چیزی توو این سینه چنگ میزنه
شاید ترکشایی که سهم تو شد
یکیشون هنوز کنجِ ذهنِ منه

توو این سالهایی که بی تو گذشت
همش با خودم از تو حرف میزنم
من از آخرین لمسِ آغوشِ تو
هنوز بوی باروت میده تنم

شاید یادمون نیست اون موقها
توی خونه موندن که کاری نبود
یا رقصت میونِ یه میدونِ مین
واسه عکسای یادگاری نبود

یه مشت گل میارم سر خاک تو
که تو حس کنی دنیا توو مشتمه
دوباره به خوابم بیا حس کنم
وجودت هنوز مثلِ کوه پشتمه

مثه بچه ها هی زمین خوردم و
رو پاهای خستم بلند میشدم
کی مردونگی رو بهم یاد داد
که از بچگی مرد بار اومدم
من از بچگی مرد بار اومدم

تهِ هر زمستون یه هفته به عید
یه چیزی توو این سینه چنگ میزنه
شاید ترکشایی که سهم تو شد
یکیشون هنوز کنجِ ذهنِ منه

توو این سالهایی که بی تو گذشت
همش با خودم از تو حرف میزنم
من از آخرین لمسِ آغوشِ تو
هنوز بوی باروت میده تنم

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۳
comment نظرات () لینک


+ هنرمندان ایرانی که باهم ازدواج کرده‎اند

هنرمندان ایرانی که باهم ازدواج کرده‎اند

 
 

ازدواج هنرمندان با یکدیگر و تشکیل زوج هنری، رواج بسیار دارد. گرچه این امر در هالیوود با شایعات و اختلافات بسیار همراه است، اما زوج‌های هنرمند ایرانی توانسته‌اند زندگی خوبی را رقم بزنند و الگویی از خانواده ایرانی بسازند.

 

 هنرمندان ایرانی که باهم ازدواج کرده‎اند

     
     

   

به گزارش اروم نیوز،در بین هنرمندان ایرانی، کم نیستند کسانی که شریک زندگی خود را از دنیای هنر انتخاب کرده و زندگی مشترک خود را اینگونه رقم زده‌اند. ازدواج هنرمندان گرچه خبرهای بسیار با خود به همراه دارد، اما همواره یکی از جذاب‌ترین بخش زندگی هنرمندان است. نکته جالب توجه در این گونه ازدواج‌ها، پرورش فرزندان هنرمند است تا جایی که لیلی رشیدی و باران کوثری از جمله بازیگران مطرح سینمایی هستند. در ادامه این مطلب می‌توانید با برخی از زوج‌های هنری آشنا شوید.

علی مصفا و لیلا حاتمی

علی مصفا و لیلا حاتمی، شناخته‌شده‌ترین زوج هنری‌اند که هر دو در خانواده هنری پرورش یافته‌اند. علی مصفا فرزند مظاهر مصفا و دکتر امیربانو کریمی است و لیلا حاتمی نیز تنها فرزند علی حاتمی و زری خوشگام است. حاصل ازدواج این دو زوج هنری، مانی و عسل است. آخرین کار هنری علی مصفا بازی در فیلم «گذشته» به کارگردانی اصغر فرهادی است و در حال حاضر نیز فیلم «پله آخر» به کارگردانی وی اکران شده است. لیلا حاتمی نیز علاوه بر حضور در فیلم «پله آخر» در فیلم «سر به مهر» به کارگردانی هادی مقدم‌دوست نیز بازی کرده است.

 

جهانگیر کوثری و رخشان بنی‌اعتماد

جهانگیر کوثری را علاوه بر تهیه‌کنندگی سینما، بیشتر به عنوان گزارشگر برنامه‌های ورزشی می‌شناسیم. او که فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک است، همسر رخشان بنی‌اعتماد و پدر باران کوثری است. بنی‌اعتماد نیز یکی از شناخته‌شده‌ترین کارگردانان، فیلمنامه‌نویسان و تهیه‌کنندگان زن است که در پرونده کاری او آثاری چون روسری آبی، گیلانه و خون‌بازی ثبت شده است.

 

رامبد جوان و سحر دولتشاهی

رامبد جوان، هنرپیشه، مجری و کارگردانی است که نامش همواره با شیطنت‌های خاص او همراه است. جوان که با نقش «فرید صباحی» در مجموعه خانه سبز شناخته شد، این روزها به خاطر بازی در فیلم «گناهکاران» به کارگردانی فرامرز قریبیان سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از آن خود کرد. البته سحر دولتشاهی نیز از انتخاب در جشنواره فیلم فجر بی‌نصیب نبوده است و بازی در فیلم طلا و مس (همایون اسعدیان) برایش کاندیداتوری جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن را به همراه داشت.

 

نیما فلاح و سحر ولدبیگی

بدن نرم و نوع بازی نیما فلاح او را از سایر بازیگران متمایز می‌کند و همین موضوع باعث شد تا در مجموعه‌های طنزی چون ساعت خوش، جنگ 77 و ببخشید شما به خوبی بدرخشد و مدیری را از خود راضی نگه دارد. هرچند که سحر ولدبیگی نیز تا مدت‌ها در مجموعه‌های مدیری حضور داشت و به طنزهای پاورچین و نقطه‌چین جذابیت بسیار می‌بخشید.

 

مهراب قاسم‌خانی و شقایق دهقان

مهراب نویسنده مجموعه «پاورچین» بود و شقایق بازیگر این مجموعه. همین حضور باعث آشنایی‌شان و زمینه ازدواجشان را فراهم کرد. شقایق دهقان علاوه بر بازی در این مجموعه، کارهای غالبا طنزی چون مسافران، دزد و پلیس، ساختمان پزشکان و باغ مظفر نیز در پرونده خود دارد. مهراب قاسم‌خانی نیز که با نگارش مجموعه 90 قسمتی شناخته می‌شود نگارش مجموعه‌های بسیاری را در پرونده کاری خود ثبت کرده است. حاصل این ازدواج «نویان» است.

 

محمود پاک‌نیت و مهوش صبرکن

پاک‌نیت با فیلم «گشتی‌ها» به عرصه بازیگری وارد و با «روزی روزگاری» شناخته شد. او که نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد، همسر مهوش صبرکن، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر است.

 

حمید سمندریان و هما روستا

مرحوم حمید سمندریان را به حق پدر تئاتر می‌دانند چرا که هنرمندان بزرگی چون عزت‌الله انتظامی، رضا کیانیان، مهدی هاشمی، شهاب حسینی، قطب‌الدین صادقی و حمید فرخ‌نژاد زیر نظر او شاگردی کرده و درس آموخته‌اند. سمندریان بین سال‌ها 51 تا 57 به دعوت پروفسور رگن‌برگ استاد دانشگاه مونیخ و کارگردان تئاتر به انستیتو گوته دعوت شد و نمایش‌نامه‌های بسیاری را با بازیگران آلمانی روی صحنه برد. این هنرمند ارجمند، امسال از بین ما رفت و فعالیت‌های او را همسرش پی گرفته است. روستا علاوه بر فعالیت در رشته تئاتر، در فیلم‌هایی چون پرنده کوچک خوشبختی، از کرخه تا راین و تمام وسوسه‌های زمین نیز بازی کرده است. حاصل ازدواج این دو هنرمند، کاوه سمندریان است.

 

داوود رشیدی و احترام برومند

داوود رشیدی فارغ‌التحصیل کنسرواترا ژنو در رشته کارگردانی و بازیگری تئاتر و لیسانس حقوق سیاسی از همین دانشگاه است. رشیدی که کار خود را با بازی تئاتر آغاز کرده است، با فیلم فرار از تله به عرصه سینما وارد شد. او در آثاری چون کمال‌الملک و گل‌های داوودی حاضر شده و همواره به عنوان یکی از بزرگان سینمایی شناخته می‌شود. احترام برومند که بیش از بازیگری در اجرای برنامه‌های کودک دهه 50 شناخته می‌شود، خواهر مرضیه و راضیه برومند است. برومند همواره در کنار داوود رشیدی است و این زوج موفق توانسته‌اند فرزند هنرمندی چون لیلی را به جامعه هنری تحویل دهند. فرهاد دیگر فرزند آن‌هاست.

 

امیر جعفری و ریما رامین‌فر

جعفری در کنار بازیگری، طرفداری از تیم محبوبش را فراموش نکرده و همواره و در موقعیت‌های مختلف استقلالی بودنش را به همه یادآوری می‌کند. او که در کنار ریما رامین‎فر زوج محبوبی را تشکیل داده است، در فیلم‌هایی چون قاعده تصادف، نفوذی، بی‌پولی و مکس نیز بازی کرده است. رامین‌فر نیز با بازی در مجموعه پایتخت طرفداران بسیاری به دست آورده و این روزها همه منتظرند تا دومین مجموعه پایتخت را در ایام نوروز مشاهده کنند. رامین‌فر که مادر یک پسر 6 ساله است، برای حضور در مجموعه پایتخت فرزندش را برای مدتی تنها گذاشته و تلاش می‌کند تا بار دیگر اثری درخور از خود ارائه دهد.

 

پیمان قاسم‌خانی و بهاره رهنما

پیمان قاسم‌خانی را بیشتر با فیلمنامه‌هایی که نگاشته می‌شناسیم در صورتی که او در فیلم «زندگی مشتری آقای محمودی و بانو» بازی و این تجربه را نیز در پرونده هنری خود ثبت کرده است. البته پیش از آن قاسم‌خانی در فیلم عاشقانه‌ها نیز حاضر شده و از آموخته‌های علیرضا داوودنژاد بهره برده است. البته بهاره رهنما نیز علاوه بر بازیگری، نویسنده هم هست و همواره یکی از پای‌ثابت‌های نشریات. پریا، فرزند این زوج هنری است.

 

پژمان بازغی و مستانه مهاجر

پژمان بازغی بیش از مستانه مهاجر شناخته شده است. هر چه باشد بازغی بازیگر است و مهاجر در پشت صحنه و مسئول تدوین است. کار مهاجر در فیلم‌های زندگی خصوصی، دختر شاه‌پریون، سوت پایان، آتش بس و سوپراستار ستودنی است. بازغی نیز با اینکه فارغ‌التحصیل رشته مهندسی صنایع از دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر است اما در نقش‌های خود به خوبی درخشیده تا جایی که آثاری چون ندارها، دولت مخفی، دوئل و سربازهای جمعه را در پرونده کاری خود ثبت کرده است.

 

مسعود رایگان و رویا تیموریان

زوجی هنری که بش از آنکه بازیگر سینما و تلویزیون باشند، بازیگر تئاترند و برای این هنر صحنه زحمات بسیار کشیده‌اند. البته رایگان در آثاری چون مدار صفر درجه، سقوط یک فرشته، سنتوری، خون‌بازی، گلچهره و بوسیدن روی ماه حاضر شده است و تیموریان نیز در فیلم‌های زندان زنان، گزارش یک جشن، سنتوری، شب دهم و کافه ستاره بازی کرده است. این زوج در مجموعه شمس‌العماره نقش زوج عاشق‌پیشه‌ای را بازی می‌کردند که در نوع خود، جالب و دیدنی بود.

 

امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی

الیکا عبدالرزاقی گرچه لیسانس ادبیات نمایشی دارد و در پرونده کاری‌اش آثار بسیاری ثبت کرد است، اما حضورش در مجموعه قهوه تلخ چنان زیبا بود که بسیاری او را برای بازی در همین نقش می‌شناسند. او که همچون بسیاری از بازیگران فارغ‌التحصیل آموزشگاه هنری استاد سمندریان است، در فیلم‌های فرزند صبح، ویلای من، میوه ممنوعه و مرد هزار چهره بازی کرده است. امین زندگانی هم که بازیگر سینما و تلویزیون است در آثاری چون ملک سلیمان، مختارنامه، معصومیت از دست رفته و روزگار جوانی بازی کرده است.

 

امین حیایی و نیلوفر خوش‌خلق

حیایی سال 70 با فیلم دو همسفر به دنیای بازیگری آمد و خوش‌خلق در سال 79 با فیلم مونس. حیایی که در پرونده کاری خود آثار بسیاری به ثبت رسانده است، جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۸۶ از آن خود کرد. البته حیایی به بازیگری اکتفا نکرده و وارد عرصه موسیقی نیز شده و تاکنون 2 آلبوم روانه بازار کرده است.

 

محمدرضا شریفی‌نیا و رز رضوی

با آنکه مدت‌ها از جدایی محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان می‌گذرد، اما همچنان همگان همسر شریفی‌نیا را بازیگر نقش مادر دزد عروسک‌ها می‌دانند و خبر ازدواج او با رز رضوی کمتر رسانه‌ای شد. رز رضوی که سال پیش با شریفی‌نیا ازدواج کرده، این روزها در مجموعه کلاه پهلوی بازی می‌کند و در کنار شریفی‌نیا روزگار می‌گذارند. ملیکا و مهراوه شریفی‌نیا دختران شریفی‌نیا و حاجیان هستند و شریفی‌نیا از ازدواج دوم خود فرزندی ندارد.

 

محسن قاضی‌مرادی و مهوش وقاری

قاضی مرادی، فارغ‌التحصیل مدرسه عالی مدیریت تهران است و بازی در سینما را از سال ۱۳۵۱ با فیلم «حسن سیاه» کارش را آغاز کرده است. مهوش وقاری، همسر او نیز در فیلم‌های بسیاری بازی کرده و یکی از چهره‌های هنری شناخته می‌شود.

 

مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی

این زوج هر دو از دیار اصفهان وارد عرصه هنر شده‌اند و در نهایت با یکدیگر ازدواج کردند. پاکدل دانشجوی انصرافی رشته گرافیک دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکز است و در مجموعه محمد(ص) به کارگردانی مجید مجیدی بازی می‌کند. بهنوش طباطبایی نیز لیسانس مهندسی کامپیوتر دارد و دوره بازیگری را در دانشگاه تهران گذرانده‌ است. تئاتر برهان آخرین کار مشترک این زوج هنری است که با استقبال بسیار مخاطبان روبرو شد.

 

فرهاد آئیش و مائده طهماسبی

آئیش از جمله بازیگرانی است که تحصیلات هنری خود را در آمریکا و انگلیس گذرانده و پس از 27 سال و در سال 76 به همراه همسر خود به تهران آمده است. بازی در فیلم‌های مکس، پوپک و مش‌ماشالله، زندگی با چشمان بسته و سریال قصه‌های در شهر از جمله کارهای اوست. طهماسبی نیز فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته خبرنگاری با گرایش تئاتر و علوم سیاسی است. طهماسبی که علاوه بر بازیگری، کارگردانی تئاتر نیز انجام می‌دهد آثاری چون پارک‌وی، سنتوری و ماهی‌ها عاشق می‌شوند را در پرونده کاری خود دارد.

 

فلورا سام و مجید اوجی

مجید اوجی، تهیه‌کننده است و فلورا سام بازیگر. سام در مجموعه‌های شیخ مفید، روزهای زندگی، همسایه‌ها، شبی از شب‌ها، نشانی و ماه عسل ایفای نقش کرده‌ و سریال توطئه فامیلی، آخرین کار اوست؛ اثری که نگارش آن را نیز خودش بر عهده گرفت. فلورا سام در فیلم راز پنهان کارگردانی را نیز تجربه کرده است. مجید اوجی نیز تهیه‌کننده فیلم‌هایی چون توطئه فامیلی، ماه عسل و نشانی بوده است.

 

تهمینه میلانی و محمد نیک‌بین

تهمینه میلانی که همگان او را به عنوان کارگردان می‌شناسند، در پرونده کاری خود فیلمنامه‌نویسی، منشی صحنه، طراحی صحنه و لباس و تهیه‌کنندگی فیلم را نیز تجربه کرده است. محمد نیک‌بین تهیه‌کننده بیشتر آثار اوست و این زوج هنری دختری به نام جینا دارند.

منبع:نامه

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۳
comment نظرات () لینک


+ نقش لاله را چه کسی اجرا می‌کند؟!

 

نقش «لاله» را چه کسی اجرا می‌کند؟!

پروژه سینمایی 'لاله' در حالی امروز با همه انتقادها و حاشیه‌ها جلوی دوربین رفت که کارگردان آن معتقدست ۱۴ هزار مقاله درباره این فیلم نوشته شده و ۲۱ میلیون‌بار نام آن در گوگل سرچ شده است!


به گزارش افکار، اسدالله نیک‌نژاد در مراسم کلید خوردن فیلم سینمایی "لاله" درباره حاشیه‌های ایجاد شده برای تولید این فیلم سینمایی و مشکلات کار گفت: من واقعا نمی‌دانم شروع این حاشیه‌ها از کجا بود و چطور در مدت زمان اندک گسترش پیدا کرد، اما می‌دانم تا امروز بیش از 14 هزار مقاله در این‌باره نوشته شده و نزدیک به 21 میلیون بار اسم پروژه سینمایی "لاله"در گوگل سرچ شده و من دست آخر متوجه نشدم که تلاش بعضی از دوستان برای حاشیه‌سازی درباره این فیلم چیست. اما در اینجا در نخستین روز آغاز فیلمبرداری فیلم سینمایی "لاله" در پردیس سینمایی ملت اعلام می‌کنم که از همه منتقدانم ممنونم چون باعث شدند این پروژه سینمایی که داشت روند معمولی و طبیعی خود را طی می‌کرد از طریق حاشیه‌سازی‌ها به یک پروژه ملی تبدیل شود.

وی در ادامه افزود: افراد با انگیزه‌هایی چون حسادت، منافع سیاسی نسبت به این پروژه واکنش داشتند و از همه مهم‌تر نیروهای مومن نسبت به ساخت "لاله" واکنش نشان دادند که من دوست دارم با این سه طیف تفکر از نزدیک آشنا شوم تا بدانند فیلمی که خواهم ساخت در جهت ارتقای فرهنگ مردم مملکتم و آینده این سرزمین است و مطمئنم با این فیلم نمای زیبایی از سرزمینم به دنیا معرفی خواهد شد و اتفاقا در این راه حمایت همه رسانه‌های موافق و منتقد را می‌پذیریم و دست یاری به سویشان دراز می‌کنم.

در ادامه این نشست شفیع آقامحمدیان مجری طرح پروژه سینمایی لاله در تکمیل صحبت‌های نیک‌نژاد گفت: تمام کسانی‌که از ما انتقاد کرده‌اند برای ما قابل احترام هستند کما اینکه برخی از این انتقادها را پذیرفتیم و برخی دیگر روند تولید فیلم را به حاشیه کشید.

وی افزود: این پروژه سینمایی فراز و نشیب‌های بسیاری داشت. قبل از تورم مالی قرار بود سازمان سینمایی این پروژه را تولید کند. در آن زمان قرار بود 3.5 میلیارد از سوی مرکز گسترش سرمایه‌گذاری شود و مابقی هزینه‌ها را نیک‌نژاد از طریق ارتباطات خود با دنیا تامین کند، اما متاسفانه با حاشیه‌سازی‌هایی که اتفاق افتاد روند تولید فیلم به کندی پیش رفت و این حرف و حدیث‌ها تاثیر بسزایی بر کل پروژه داشت، اما امیدواریم از این پس ارتباط های خود را بار دیگر با دنیا برقرار کنیم.

بازیگران خارجی به زودی می‌آیند

وی در ادامه افزود: در روزهای آینده بازیگران غیرایرانی هم به جمع ما خواهند پیوست که به زودی نام آنها را اعلام می‌کنیم.

در ادامه این نشست پروانه پرتو تهیه‌کننده فیلم سینمایی "لاله" درباره پیوستن به این پروژه سینمایی گفت: از ابتدای آذر درست زمانیکه کار من در پروژه سینمایی "محمدرسول الله (ص)" به پایان رسیده بود با این پروژه قرارداد بستم. چهار ماه صرف پیش‌تولید شد که این مراحل به درستی پیش رفت و این کار را مانند همه پیشنهادهای سینمایی نگاه کردم و پذیرفتم.

این تهیه‌کننده سینمای ایران در ادامه با اشاره به کنار گذاشتن علیرضا زرین دست از مقام فیلمبردار این فیلم، گفت: علیرضا زرین‌دست از استادان سینمای ایران است و شخصا متاسفم که از این پروژه رفت؛ چراکه درخواست وی پس از حضور چهار ماهه در این پروژه سینمایی و دریافت حقوق به صورت ماهانه غیرمنطقی بود.

وی در پاسخ به این پرسش که چرا پذیرفته در این فیلم سینمایی با عنوان تهیه‌کننده حضور داشته باشد، گفت: "لاله" برای من سمبل مقاومت و تلاش است و آنچه در فیلمنامه خواندم نوع فعالیت خودم در طول سال‌ها حضور در عرصه سینما و مبارزه در این حوزه را تداعی می کند، اما در کل باید متذکر شوم که این پروژه سینمایی مانند همه پروژه های سینمایی دیگر برای من افتخارآفرین است و خوشحالم که با دوستان حرفه ای سینماگرم در این پروژه همکاری می کنم.

رامین‌فر: استعفا نداده بودم

ایرج رامین‌فر طراح صحنه این فیلم سینمایی در ادامه در پاسخ به این سوال که از تیم تولید پیشین استعفا داده بود و چرا بار دیگر به این پروژه سینمایی برگشت، گفت: من به هیچ عنوان استعفا نداده بودم. خوشبختانه من یک فیلمنامه خوب خواندم. یک کارگردان حرفه ای با تیم تولید حرفه ای این پروژه سینمایی را تولید می کند، بنابراین در جریان هیچ حاشیه ای نبودم و اصلا خودم را داخل این مسایل نمی کنم و آنقدر خودم را مسئول و متعهد می‌دانم که حواسم به کارم باشد بنابراین گوشم را به همه شایعات می بندم و چشمم را به خوبی باز می کنم تا این پروژه سینمایی به سرانجام برسد.

رامین فر در ادامه با اشاره به لوکیشنی که در پردیس سینمای ملت وجود دارد، تصریح کرد: لوکیشنی که در حال حاضر می‌بینید دفتر یک مدیر تبلیغاتی است. من سعی کردم از هیچ تروکاژی در کار استفاده نکنم. در واقع صحنه‌های این فیلم نگاهی به شهر مدرن تهران دارد. این لوکیشنی که در حال حاضر می بینید در نسخه نهایی فیلم به فضایی کامل تر با معماری خاص امروزی تصویر می‌شود.

وی در ادامه افزود: علاقه شخصی من ساخت فضاهای سنتی‌تر است، اما لوکیشن این فیلم کاری مدرن است که نوع معماری امروز ایران را نشان می دهد.

75 بازیگر در 45 لوکیشن حضور می‌یابند

پروانه پرتو در ادامه صحبت‌های خود با اشاره به مراحل فیلمبرداری این فیلم سینمایی بیان کرد: فیلمبرداری این فیلم سینمایی چهار ماه به طول می‌انجامد که 75 هنرپیشه در 45 لوکیشن بازی می کنند.

وی در ادامه توضیح داد: پیش از این قرار بود برخی از صحنه های اتومبیلرانی را در ترکیه و دبی فیلم‌برداری کنیم اما ترجیح دادیم برای نشان دادن فضای کاملا ایرانی پیست آزادی را برای این کار مهیا کنیم.

اسدالله نیک نژاد در تکمیل صحبت های پروانه پرتو خاطر نشان کرد: یکی از افتخارات مهم من در این فیلم این است که تمام ماشین هایی که در رالی سرعت می‌بینیم ایرانی است. به عنوان مثال پژو 405، 4 سیلندر را تغییر دادیم و 8 سیلندر کردیم تا به منظور نظر ما برسد و نکته جالب‌تر اینکه این فیلم 28 ماشین رالی و 16 ماشین ریس دارد که برای تجهیز همه اینها از نقطه صفر تا 100 آنها را تغییر داده ایم بنابراین انرژی که همکارانم گذاشته اند، قابل تقدیر است.

سارا امیری "لاله" شد

اسدالله نیک نژاد در پاسخ به سوالی مبنی بر بازیگر نقش "لاله" در این فیلم سینمایی بیان کرد: من معتقدم وقتی قرار است قصه جدیدی درباره کسی که شناخته شده نیست، تعریف شود باید هنرپیشه ای را انتخاب کنیم که بتوانیم خوب از او بازی بگیریم و در عین حال شناخته شده نباشد. سارا امیری انتخاب نهایی ما برای بازی در نقش لاله بود.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: تفکر من و رفقای سینمایی من این است که تا می توانیم نیروهای جوان و جدید به بدنه سینمای ایران اضافه کنیم.

اسدالله نیک نژاد کارگردان فیلم سینمایی "لاله" در پایان این نشست گفت: اگر تولیدات سینمایی یک سال 100 فیلم باشد و در هر فیلم یک بازیگر جدید معرفی کنیم، در سال 100 بازیگر جوان به بدنه سینمای ایران اضافه کرده ایم و این هدف مطلوبی است، از همین رو معتقدم سارا امیری از چهره های جدید سینمای ایران است که پس از فیلم "لاله" در سینمای ایران خواهد درخشید.

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٢
comment نظرات () لینک


+ گلشیفته فراهانی بازیگر یا مدل غربی؟

 

«گلشیفته فراهانی» بازیگر یا مدل غربی؟
مرجع : سیمرغ
گلشیفته فراهانی بازیگر سابق سینمای ایران در اقدامی نامتعارف دیگر عکس‎هایی نامناسب از خود را در اختیار مجله مادام فیگارو فرانسه قرار داده است.
«گلشیفته فراهانی» بازیگر یا مدل غربی؟

به گزارش افکارنیوز، گلشیفته فراهانی بازیگر سابق سینمای ایران که اکنون چهره و ماهیت غیراخلاقی اش برای همگان مسخص شده است در اقدامی نامتعارف دیگر در راستای سایر اخدامات غیراخلاقی اش عکس‎هایی نامناسب از خود را در اختیار مجله مادام فیگارو فرانسه قرار داده است.
                                                    
انتشار این عکس ها در فضای وب بار دیگر انتقاد کاربران را برانگیخته و آنان برای دیگر بار از این هنرپیشه سابق سینمای ایران خواسته اند که هویت و ماهیت ایرانی خود را حفظ کند و تن به اقدامات اینچنینی که حتی هر بازیگر غربی نیز تن به آن نمی دهد ندهد.

                         
برخی کاربران نیز که او را مهره ای سوخته می دادنند که با وعده وعیدهای هالیوودی راهی غرب شد و خود را از سینمایی که به آن تعلق داشت دور کرد، نوشته اند: گلشیفته فراهانی اکنون که دیگر توسط کارگردانان غربی نیز دعوت بکار نمی شود برای امرار معاش باید تن به اقدامات اینچنینی دهد و به عنوان "مدل" عکس‎هایش در مجله های مد غربی نمایان شود.

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٢
comment نظرات () لینک


+ ترانه علیدوستی و جایزه پروین/ تصاویر

ترانه علیدوستی و جایزه پروین/ تصاویر

 

اختتامیه پنجمین جایزه پروین اعتصامی بعد از ظهر امروز دوشنبه با حضور سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و معماری برگزار شد.
نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٢
comment نظرات () لینک


+ تعرض دسته‌ جمعی ۳ افسر پلیس به یک زن!

 

تعرض دسته‌ جمعی ۳ افسر پلیس به یک زن!

این سه پلیس در عصر روز هشتم نوامبر پس از اینکه از من خواستند پاسپورت خود را ارائه و به بهانه اینکه اصل مدرک را همراهم ندارم، من را دستگیر و به پاسگاه پلیس بردند.

به گزارششریان نیوز، سه پلیس مالزیایی ۲۱، ۲۵ و ۳۳ ساله در دادگاه متهم به تجاوز دسته جمعی به یک زن ۲۵ ساله اندونزیایی در یک باشگاه پلیس در ابتدای ماه جاری شدند.

این پرونده به شدت خشم مردم مالزی، بویژه زنان و کشور همسایه آنها اندونزی را برانگیخته واندونزی نیز اجرای عدالت در مورد این قربانی ۲۵ ساله را خواستار شده است.

دادگاه محلی در ایالت پنانگ، واقع در شمال مالزی در ابتدا این سه افسر را از اتهام تجاوز تبرئه کرده بود، اما دادگاه امروز پس از بررسی مجدد پرونده و اظهارات قربانی آنها را متهم کرد.

قربانی در دادگاه گفت: این سه پلیس در عصر روز هشتم نوامبر پس از اینکه از من خواستند پاسپورت خود را ارائه و به بهانه اینکه اصل مدرک را همراهم ندارم، من را دستگیر و به پاسگاه پلیس بردند.

وی ادامه داد: در کلانتری از آنها خواهش کردم که من را فورا آزاد کنند و در ازاء حاضرم به آنها پول بدهم، اما وقتی دیدند پول زیادی ندارم، در یکی از اطاق‌های آنجا به من تجاوز کردند.

براساس گزارش وب سایت بی‌کیامصر، سه متهم پس از حادثه، زن را به خانه‌اش منتقل و وی را تهدید می‌کنند که ماجرا را برای کسی بازگو نکند.

مالزی کشوری است که همیشه حقوق زنان در آن رعایت شده است،‌ اما در سا‌ل‌های اخیر چندین مورد سوء استفاده از زنان، بویژه زنان اندونزیایی دیده شده و این مهم خشم و نگرانی فعالان حقوق زنان را در این کشور به همراه داشته است.

 

عناوین مطالب وبلاگ ای دل غافل

» مشخصات کلی متولدین سال مار :: ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
» مردها و زنان :: ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
» دلایل اشتباه برای شروع زندگی مشترک :: ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
» گلشیفته‌ فراهانی:برای مسلمان‌ها، حرف زدن با شوهر ممنوع است! :: ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
» تاسف گلشیفته فراهانی برای لیلا حاتمی+ تصویر :: ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
» موهای سالم و براق با ماسک زیتون :: ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
» چطور یک ازدواج موفق داشته باشیم؟ :: ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
» کشف حجاب کمونیست‌های ایرانی این باردرسوئد!+عکس :: ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
» اگر همسرتان پشیمان است :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
» ازدواج فوتبالیست با بازیگر سرشناس :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
» زنان معلوم الحال ابزاری برای سناریوی کثیف باند بچه محل ها +عکس :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
» 'کلیه' تان را نفروشید ؛ سال اینده گرانتر میشود :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
» نیکی کریمی و دکتر الهی قمشه ای/عکس :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
» لیلا حاتمی: مگر ما آدم نیستیم که ...؟ :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
» دفاع جالب وزیر خارجه آمریکا از ایران :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۳
» دختران 14 ساله ایرانی به دنبال صورت عروسکی! :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۳
» نرم نرمک میرسد اینک بهار :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
» اشعار کوتاه زیبا برای عید نوروز ۹۱ :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
» اس ام اس های زیبا تبریک عید نوروز :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
» چرا در فرهنگ ایرانی عدد 13 نحس است؟؟ :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
» وقتی لیلا حاتمی هم پدرش را نشناخت! :: ۱۳٩۱/۱٢/٩
» عکس/ژست دسته جمعی ماهی‌ها در برابر دوربین :: ۱۳٩۱/۱٢/٩
» بی تو آری غزل سایه ندارد لطفی :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» عکس/ یک داماد و چهار عروس! :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» 10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند! / تصاویر :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» نها دختر لژیونر در تیم ملی فوتبال ایران/عکس :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» قسمت دوم خلاصه عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱٢/۶
» ای شب از رویای تو رنگین شده :: ۱۳٩۱/۱٢/۶
» خلاصه آخرین قسمت عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» راز خوشبختی بشر :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» مبارک باد :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» گلشیفته فراهانی و عکس با فرح پهلوی :: ۱۳٩۱/۱۱/۳٠
» حیوان روز تولد شما :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۸
» وبلاگ ای دل غافل ولنتاین-تاریخچه روز ولنتاین(تاریخ ولنتاین) :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» جدیدترین اس ام اس های ولنتاین 1391 :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» ولنتاین به سبک ایرانی اسلامی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» تیتراژ سریال از بوسه تا عشق :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
comment نظرات () لینک


+ مشخصات کلی متولدین سال مار

 

  سال مار
(متولدین 1296-1308-1320-1332-1344-1356-1368-1380)
 

 

مشخصات کلی متولدین سال مار

خردمند و زیبا

مار یا افعی ، در اساطیر و افسانه های مردمان مغرب زمین چهره ای منفی دارد؛ اما در سال مار متولد شده اند ؛ اگر مرد باشند، جذاب ، احساساتی و شوخ طبع و اگر زن باشند، زیبا هستند و این زیبایی عامل کامیابی آنهاست.

ژاپنی ها برای ابراز شگفتی و ستایش خود از زنان ، معمولا می گویند: عزیز من، تو یک مار واقعی هستی، ؛ حال آن که در کشورهای غربی نمی توان برای تعریف و تمجید از کسی از چنین عبارتی استفاده کرد.

مار در لباس پوشیدن بسیار خوش سلیقه است و خود نمایی می کند. مردان متولد این سال بسیار خوش لباس و خانم مارها هم بی اندازه خود آرا هستند.

مار هرگز عمر عزیزش را به بطالت نمی گذراند و از بد گویی و یاوه گویی گریزان است . او بسیار می اندیشد و روشن فکر، فرزانه و خردمند است ؛ هر چند نیاز چندانی به استفاده از عقل و خرد خود ندارد ؛ زیرا روان و نا خود آگاه بسیار روشنی دارد که در صورت پرورش به روشن بینی و شهود می انجامد. به این ترتیب، او به فطرت و غریزه خود، بیش از استدلالات، نظرات و تجربیات دیگران اهمیت می دهد و به نظر می رسد برای شناخت جهان از حس ششم خود استفاده می کند.

وی با همت و پشتکار کارها را تا پایان دنبال می کند، از تردید و بی ثباتی بیزار است و سریع و قاطع تصمیم می گیرد . برای رسیدن به هدفش، از هیچ کوششی فرو گذار نمی کند و به نظر می رسد که هیچ چیز نمی تواند او را از هدفش بازدارد.

مار در امور مالی و اقتصادی کمی حسابگر است ولی حس انسان دوستی اش ، سر انجام او را به همیاری با دیگران وا می دارد؛ هر چند کمک های او بیشتر معنوی است تا مادی! به هر حال، برای مار جان دادن راحت تر از پول دادن است! شگفت آن که او همیشه دم از بخشندگی می زند؛ تا آن جا که دیگر اعتبار خود را از دست می دهد و حنایش رنگ می بازد.

نقطه ضعف شخصیت مار ، انحصار طلبی در کمک به دوستان است . اگر بخواهد به کسی مهربانی کند، حضور هیچ کس دیگر را بر نمی تابد؛ به طوری که شخص نیازمند از تمنای خود پشیمان می شود؛ زیرا طبیعت مار چنان اقتضا می کند که حلقه وار به دور فرد دل خواسته اش بپیچد و باعث خفگی او شود !پیش از آن که پیشنهاد یاری مار را بپذیرید، خوب بیندیشید؛ در غیر این صورت پشیمان خواهید شد.

مار در معاش بسیار خوش اقبال است و هرگز در مورد پول نگرانی نخواهد داشت. به قول معروف پول از سر و کولش می ریزد. او خود نیز به این دولتمندی اشراف دارد و خیالش از این بابت تخت است. اما اگر پولدار شود، ناخن خشکی می کند و هرگز به کسی پول نمی دهد.

مارها وقتی پیر می شوند، خساست آنها به اوج می رسد.

مار همیشه دنبال مشاغل بی درد سر و آسان می گردد و می توان گفت تا اندازه ای تنبل است.

مار نسبت به شریک مسایل عشقی خود ـــ حتی اگر عاشقش نباشد ـــ بسیار حسود است و آنچنان به دورش حلقه می زند تا سر انجام او را از میدان به در کند.

مردان متولد سال مار، چشم چران هستند؛ ولی چنین صفتی را از همسرشان تحمل نمی کنند. آنان خانواده ای پر جمعیت و شلوغ به راه می اندازند تا اطمینان حاصل کنند همسرانشان آن قدر گرفتارند که فرصتی برای چشم چرانی و هوسبازی نداشته باشند!

دوران کودکی و جوانی مار معمولا آرام و بی درد سر می گذرد اما ممکن است سر پیری به فکر معرکه گیری بیفتد ؛ زیرا در این دوران ، احساسات ، طبیعت پرحرارت ونیز ماجراجویی هایش از خواب بیدار شده و آرامش دوران سالخوردگی اش را بر هم می زند.

در این میان ، عامل تعیین کننده آن است که مار در زمستان به دنیا آمده باشد یا در تابستان ؛ در گرما یا در سرما و در روز یا شب؛ زیرا طبیعت او با طوفان، سرما و باران های بهاری سازگاری ندارد. ماری که در نیم روزی تابستانی و در منطقه ای گرمسیر متولد شده باشد، از ماری که در نیمه شب سرد زمستان به دنیا آمده باشد ، شادتر است. آب وهوای زاد روز متولدان سال مار ، تاثیر بسزایی در سر نوشت آنان دارد. ماری که در یک روز طوفانی به دنیا آمده باشد ، زندگی پرماجرایی خواهد داشت.
 

مشاهیر متولد سال مار

داروین، مونتنی، کوپرنیک، کالوین، گاندی، مائوتسه تونگ، آرتور سی کلارک، مونتسکیو ، کندی، لودیس پریل، لینکن و بادن پاول ، آندره ژید، گوستاوفلوبر و ادگار آلن پو، پیکاسو، شوبرت، ملک ناصر، بودلر و برامس

شاغل مناسب متولد سال مار

مدیر مدرسه، استاد دانشگاه، نویسنده، فیلسوف، حقوق دان، روان پزشک، سیاستمدار، نماینده سیاسی، کارگزار بورس، غیب گو، پیشگو، طالع بین، فالگیر، جادوگر، واسطه احضار روح، کف بین، خطاط

متولدین ماههای سال مار

اژدر مار! مراقب حلقه های او و ضربات مهلکش باشید!

فروردین

افعی! او وفادار و قابل اعتماد است؛ اما جذابیتش غیر قابل انکار است.

اردیبهشت

مار پرشور و هیجان! او دمدمی مزاج ترین مارهاست.

خرداد

مار خواب آلود! او تن به هر کاری نمی دهد. باید تکانی به او داد!

تیر

مار فعال! او موجودی بی نظیر و بسیار متعادل است.

مرداد

مار زنگی! قواعد بازی را خیلی خوب بلد است و می داند چگونه از آنها استفاده کند.

شهریور

این مار مودب تر از آن است که بتواند درستکار باشد! مراقب باشید در چنبره اش گرفتار نشوید. زیرا ممکن است مسحور او شوید.

مهر

افعی شهوت انگیز! این همان ماری است که حوا را برای گاز زدن به سیب اغوا کرد!

آبان

مار مصمم! او به اهدافش خواهد رسید؛ اما زیاد جذاب نیست.

آذر

مار اندیشمند! او کمی خیال پرداز و آرمانی؛ اما بسیار هوشیار است.

دی

مار مرموز! او می تواند غیب بین و در احضار ارواح واسطه خوبی باشد.

بهمن

مار ماهی! به شدت خوددار، آرام و متین است.

اسفند

رابطه عاطفی ( زن ) متولدین سال مار

خانم مار گاه بی وفا می شود؛ اما خوشحال است. در عوض آقای موش خشنود نخواهد بود!

موش

اگر خانم مار بتواند سرگرمی های خارج از خانه اش را پنهان کند، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. او تلاش خود را خواهد کرد اما اگر لو برود ...

گاو

هرگز توصیه نمی شود. سو ء تفاهم کامل، بی آن که امیدی به بر طرف شدن آن باشد، حکم فرما خواهد بود. عقل و شیفتگی با هم جور در نمی آید.

ببر

چرا که نه؟ این دو موجود نکته سنج فرصت کافی برای سبک و سنگین کردن یک دیگر خواهند داشت.

گربه

زوج خوبی هستند. آقای اژدها به دلربایی خانم مار می بالد، حتی اگر چشم مار به دنبال او نباشد.

اژدها

رابطه پیچیده و درد سر آفرینی است. ماجراجویی ها، عشوه گری ها، احساسات و کوشش مداوم برای گناهکار جلوه دادن یک دیگر، کشمکش هایی ایجاد خواهد کرد.

مار

بله، اگر خانم مار از داشتن چنین رابطه ای خوشحال باشد و اگر آن قدر عاقل باشد که بتواند اسب را تحمل کند، امکان پذیر است.

اسب

این جا عقل و خرد کاری از پیش نمی برد. خطر درهم شکستن همه چیز وجود دارد.

بز

امکان پذیر است؛ به شرط اینکه میمون، تن به این کار بدهد. همه چیز به میل میمون بستگی دارد.

میمون

چرا که نه؟ این دو، وجود همدیگر را کامل می کنند و مار آن قدر عاقل هست که در ظاهر خود را آرام نشان دهد.

خروس

امکان پذیر است؛ مشروط به آن که خانم مار زیاد به سگ پیله نکند!

سگ

خوک بیچاره! او اسیر خواهد بود و حتی علاقه ای به لطیفه های عامیانه هم نشان نخواهد داد.

خوک

رابطه عاطفی ( مرد ) متولدین سال مار

در یک کلام، این ارتباط، بازی با دم شیر است؛ اما موش کورکورانه عاشق مار می شود!

موش

بله، مار اجازه می دهد که گاو تصمیم گیرنده باشد. او معقول است و همیشه در صحنه حاضر خواهد بود.

گاو

دید این دو نسبت به همه چیز کاملا متفاوت است. مشکل می توان پی برد که چه در سر دارند.

ببر

اوه... شاید بله... البته تا زمانی که مار آرامش خود را از دست ندهد. پایان خوشی در انتظار مار نیست!

گربه

مشکل است! اژدها دوست دارد مار از او تعریف و تمجید کند؛ نه این که اسیر باشد!

اژدها

رابطه پیچیده و درد سر آفرینی است. ماجراجویی ها، عشوه گری ها، احساسات و کوشش مداوم برای گناهکار جلوه دادن یک دیگر، کشمکش هایی ایجاد خواهد کرد.

مار

اسب عاشق پیشه و باوفاست. اگر آتش عشق خاموش شود؛ اسب، مار را ترک خواهد کرد و مار بی وفا تنها می ماند. این دو در کنار هم زندگی خوبی نخواهند داشت.

اسب

اگر مار ثروتمند باشد، خانم بز در انجام وظایفش کوتاهی نخواهد کرد. رابطه این دو پر دردسر است!

بز

تنها با هوشیاری و زیرکی می توان چنین رابطه ای را حفظ کرد و پس از آن ...

میمون

خوش یمن است. این دو به اتفاق فلسفه بافی می کنند و احترام خاصی به هم می گذارند.

خروس

مار آنچه را که بخواهد، انجام می دهد و حتی اگر سگ اسیر او شود، واکنشی از خود نشان نمی دهد.

سگ

خوک پیر دوست داشتنی! بیچاره خوک پیر! سر انجام مار او را خفه خواهد کرد.

خوک

رابطه دوستی متولدین سال مار با سالهای

بدک نیست! هر دو حرف های زیادی برای گفتن به یک دیگر دارند که آکنده از غیبت و شایعه پراکنی است.

موش

بین این دو تفاوت های زیادی وجود دارد؛ اما با هم خوب کنار می آیند.

گاو

نه، این رابطه شبیه گفت و گوی کر و لال ها خواهد بود.

ببر

بله، آنها می توانند گفت و گوی های طولانی و هیجان آوری با یک دیگر داشته باشند.

گربه

بله، این دو خیلی خوب با یک دیگر سازش می کنند و هر یک به دیگری آرامش می بخشد.

اژدها

یک رابطه عالی دیگر؛ دو فیلسوف سعی می کنند دنیا را اصلاح کنند!

مار

بله، مار خشم و بی قراری اسب را فرو می نشاند.

اسب

تا زمانی که مار به درد بز بخورد، دوستی شان پا برجاست.

بز

رابطه اجتماعی آنها سرد خواهد بود.

میمون

بله، این دو چیزهای زیادی برای گفتن به یک دیگر دارند.

خروس

مشکل است. بهتر است دوستی خود را در حد یک ارتباط اجتماعی حفظ کنند.

سگ

هم بله، هم نه. با گذشت زمان همه چیز مشخص می شود.

خوک

رابطه شغلی متولدین سال مار با سالهای

آوای دهل شنیدن از دور خوش است!

موش

بهتر است این دو با هم شریک نشوند.

گاو

بله، این دو هرگز به توافق نخواهند رسید.

ببر

بله، اگر به جای حرف زدن، به کار بپردازند، همکاری موفقیت آمیزی خواهند داشت.

گربه

بله، اگر به جای حرف زدن، به کار بپردازند، همکاری موفقیت آمیزی خواهند داشت.

اژدها

این دو عالی برنامه ریزی می کنند؛ اما در عمل کاری از پیش نمی برند. شراکت آنها ناپایدار و متزلزل است.

مار

امکان پذیر است. برنامه ریزی و طرح نقشه های کاری، بر عهده مار و پیاده کردن آنها بر عهده اسب خواهد بود.

اسب

می شود امیدوار بود. مار مهارت و آگاهی لازم را برای کار کردن دارد؛ اما نمی توان به کار کردن او امیدوار بود. بز هم مرتکب اشتباهاتی می شود.

بز

مار دچار دردسر خواهد شد؛ زیرا میمون بسیار زرنگ و باهوش است.

میمون

حرف، حرف، حرف... شراکت این دو، در دریایی از کلمات غرق خواهد شد!

خروس

چرا که نه؟ امکان پذیر است؛ اما چندان چنگی به دل نمی زند.

سگ

خوک نیاز چندانی به خرد و دانایی مار ندارد و مار صدمه می بیند.

خوک

ارتباط میان پدر و مادرمتولد سال مار و فرزندان متولد سال :

مار عاشق خانواده اش است و موش کاری نمی کند که موجب رنجش او شود.

موش

مار عاقلانه هر چه در توانش است، انجام می دهد؛ اما این گونه زندگی سخت است.

گاو

پرسش هایی برای مار وجود دارد. او باید برای این که بفهمد ببر اوقاتش را چگونه سپری می کند، از تمام هوش خود استفاده کند.

ببر

بله، اما مواظب باشید! مادر انحصار طلب و حسود است و پدر دوست دارد بچه را برای خودش نگه دارد.

گربه

بله، مار اژدها را درک می کند.

اژدها

سرانجام یکی از آنها دیگری را فریب داده، به دام می اندازد. بهتر است مار جوان هر چه زودتر ازدواج کند، در غیر این صورت، کار از کار خواهد گذشت.

مار

حس استقلال طلبی اسب باعث بروز مشکلاتی برای هر دو طرف می شود!

اسب

رابطه خشنود کننده است که ثروت و آسایش را برای خانواده به ارمغان می آورد.

بز

این بچه، یک میمون واقعی است.

میمون

آنها یک دیگر را خوب درک می کنند. خروس با چرب زبانی می خواهد خود را مهم و موثر نشان دهد. او حتی به قیمت از دست دادن آزادیش، این کار را خواهد کرد.

خروس

تجربه نشان داده است که آنها به درد یک دیگر نمی خورند.

سگ

خوک باید خیلی مواظب باشد که توانایی حرکت را از او نگیرند.

خوک

 

 

طالع بینی چینی متولدین سال موش
طالع بینی چینی متولدین سال گاو
طالع بینی چینی متولدین سال ببر
طالع بینی چینی متولدین سال گربه
طالع بینی چینی متولدین سال اژدها
طالع بینی چینی متولدین سال مار
طالع بینی چینی متولدین سال اسب
طالع بینی چینی متولدین سال بز
طالع بینی چینی متولدین سال میمون
طالع بینی چینی متولدین سال خروس
طالع بینی چینی متولدین سال سگ
طالع بینی چینی متولدین سال خوک

 

 

 

صفحه اصلی فال
طالع بینی چینی
فال چوب
فال ماه تولد
فال عشق
فال حافظ
فال انبیاء

فال ابجد

 

 

 

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
comment نظرات () لینک


+ مردها و زنان

 

چرا مردها باعث حسادت زنان می شوند؟

 

حسادت زنان,حسادت همسر

 

ریشه اصلی این آداب، این است که این مردها از مشکل کمبود توجه رنج می برند. آنها از درون قصد اذیت کردن شما را ندارند، شاید اگر بدانند که چه قدر شما را ناراحت می کنند، هیچ وقت این کار را نکنند.

 

وقتی مردی باعث حسادت همسر خود می شود، در واقع هیچ منظور و هدف خاصی ندارد. تنها دلیل اصلی آن، عدم احساس امنیت نسبت به رابطه خود و همسرش است. در این حالت، مرد به حد انفجار می رسد، شاید اگر با عوامل این معضل آشنا شوید، بتوانید کمی آنها را درک کنید!!

 

احساس عدم امنیت

آنها در روابط خود با همسرشان، از اعماق درون، احساس عدم امنیت می کنند. با این کار می خواهند امنیت خود را نشان دهند، با خودنمایی، فشار حس عدم امنیت آنها کمتر می شود. تصور مردها بر این است که هر چقدر همسرشان نسبت به اعمال و رفتار وی، حسودی کنند، نزد وی، جذابتر و خواستنی تر جلوه می کنند، اگر با این طرز فکر آنها آشنا شوید، کمتر از این اخلاقشان ناراحت می شوید.

 

در صورتی که از ابتدا نیز یک عدم اطمینان خفته در زندگی آنها باشد و در این بین مرد به زنی دیگر توجه یا نگاه کند، آن وقت است که این حس خفته در زن نیز بیدار و مشکلات خطرسازی را به دنبال دارد.

 

در واقع آنها هیچ منظوری ندارند

مردها بدون منظور این کار را می کنند. آنها با زنان دیگر اطراف خود صحبت کرده و جلب توجه می کنند. این مرد در نظر دیگران تنها یک مرد چشم چران و هوس ران است.

 

ریشه اصلی این آداب، این است که این مردها از مشکل کمبود توجه رنج می برند. آنها از درون قصد اذیت کردن شما را ندارند، شاید اگر بدانند که چه قدر شما را ناراحت می کنند، هیچ وقت این کار را نکنند. در این بین زن به شدت عصبی شده، اگر زندگی خود را دوست داشته باشد، با روش خاص زنان! به مرد خود توجه بیشتری کرده و روابط زندگی را مستحکم تر می کند، در غیر این صورت، مطمئناً تنها نظاره می کند و منتظر متلاشی شدن رابطه خود می شوند.

 

قدرت درک این مردها

دانستن علل اصلی ایجاد این حالات در مردها، به شما قوت قلب می دهد و تا حدی قادرید آنها را درک کنید، بدانید که این مردها هنوز به استحکام رابطه خود شک داشته و با این حس و احساس خطر و تزلزل در رابطه ی خود، دست به این کارها می زنند.

 

در آخر توصیه ما را جدی بگیرید، واقعاً مردها از این کار نیت خاصی ندارند، این شما هستید که با روشی زنانه و اقتدار خود می توانید اوضاع را دوباره تحت اختیار بگیرید!

منبع :

 

کوه یخ زندگی زناشویی تان را آب کنید

 

زندگی زناشویی,سلامت ازدواج

 

روابط زناشویی - اگر نتوانید با این مشکلات و اختلافات به نحوه صحیح مواجه شوید، کم‌کم بی‌سر و صدا کوهی از یخ وسط روابط عاطفی شما و همسرتان سبز می‌شود و بزودی می‌بینید که از سر راه برداشتن آن کار دشواری شده است.

 

صدای گرومب همسایه‌ها را لب پنجره می‌کشد. این سینی چای است که وسط حیاط پرت شده و پشت بند آن صدای داد و بیدادی است که از پنجره دست راستی آپارتمان همکف به حیاط می‌آید.

این چای دم کردنت به در خودت می خورد . این چای که یخ است!

چای صبحانه را بعد از ظهر برای من می‌آوری؟

و بعد از این صدای فریاد که با طنین و بم ادا می‌شود، صدایی نازک و زنانه همراه با جیغ جواب می‌دهد: تو هم اخلاقت به درد خودت می خورد. این اخلاق افتضاح. وقتی جلوی همه می‌گویی زنم بی‌سلیقه است این هم از سرت زیاد است.

بله حالا همسایه‌ها هم دیگر می‌دانند که دلیل این صدای گرومب تلافی بدگویی‌های آقا، جلوی فک و فامیل بوده است نه بمب و خمپاره. پس نفسی از سر آسایش می‌کشند و دوباره سر جاهایشان برمی‌گردند.

 

هر کسی به محرک‌ها به گونه‌ای پاسخ می‌دهد، اما در زندگی زناشویی پاسخ به مسائل خیلی مهم است و مهم‌تر از آن نحوه درست پاسخگویی است.

مخالفت و تضاد در هر زندگی زناشویی وجود دارد، اما این مخالفت‌ها درجات مختلفی دارد و به نحو متفاوتی بروز می‌کند.

وقتی همسرتان در مقابل جمع مسائلی را مطرح می‌کند که شما دوست ندارید، ممکن است چند جور واکنش از خود بروز دهید. خودخوری یا نگاه عتاب‌آمیز، دو مورد از این واکنش‌هاست که مخالفت آرامی را نشان می‌دهد.

شیوه دیگر مخالفت این است که با صدای بلند وی را از گفتن موضوع منع کنید و آخرین راهی که پیش رو دارید این است که اصلا به روی خود نیاورید.

 

شاید خیلی از ما به خاطر کسب وجهه در مقابل دیگران و خوب‌تر جلوه کردن هیچ مخالفتی از خود بروز نمی‌دهیم در حالی که حرف‌هایی برای گفتن داریم. گاهی نیز این مسائل را پشت پرده به نحوی دیگر مطرح می‌کنیم.

مشاوران خانواده معتقدند، اگر مخالفت‌های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده از خیر مطرح کردن آنها بگذرید، این مخالفت‌های کوچک جمع شده و کم‌کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می‌شود.

 

می‌توانید اختلافات هفته گذشته خود را بررسی و فکر کنید که طرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است؟ چگونگی برخورد شما با این مخالفت‌ها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامت ازدواج شماست.

 

اگر نتوانید با این مشکلات و اختلافات به نحوه صحیح مواجه شوید، کم‌کم بی‌سر و صدا کوهی از یخ وسط روابط عاطفی شما و همسرتان سبز می‌شود و بزودی می‌بینید که از سر راه برداشتن آن کار دشواری شده است.

 

یک کوه آتشفشان

این کوه یخ از موارد استثنایی است که گاهی فوران هم خواهد کرد و تبدیل به یک کوه آتشفشان می‌شود. مثل همان صدای گرومبی که اول مطلب خواندید و بر اثر انباشته شدن مخالفت‌ها به وجود آمده بود.

عصبانیت و رنجش، نوع شدیدتر مخالفت‌هایی است که روی هم جمع شده‌اند و به صورت احساس تنفری موقتی ابراز می‌شود. در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می‌کنید و فرد مقابل هم عکس‌العمل نشان می‌دهد و شما را مورد حمله قرار می‌دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی‌ربطی دعوای بزرگی راه می‌افتد، علت آن را باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید.

 

روان‌شناسان معتقدند رنجش و عصبانیت می‌تواند به جدایی عاطفی موقت منجر شود. عصبانیت با فشار روحی زیادی همراه است و انرژی زیادی از شما می‌گیرد.

اگر رنجش و عصبانیت، مدام تکرار شود شما در مقام باز دارنده آن، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان به ورطه دیگری می‌افتید.

 

زندگی روی کوه یخ

این یک مرحله قبل از آن است که یاس عاطفی سراسر وجود و زندگی‌تان را فرا بگیرد. بعد از یک دعوای مفصل خانه را ترک می‌کنید. اگر خانم باشید به منزل مادرتان می‌روید و اگر آقا باشید در را به هم می‌کوبید و اغلب می‌کوشید با پرسه زدن در خیابان و سیگار کشیدن مشکلات خود را فراموش کنید. از دعواهای پیاپی خسته‌اید و به دنبال آرامش می‌گردید. برخی افراد در این مرحله تصمیم مهمی می‌گیرند؛ رفتن نزد مشاور یا پا درمیانی بزرگ‌تر‌ها و فکر کردن به طلاق. اما برخی افراد درست در این مرحله می‌لغزند و آرامش را در جای دیگری جستجو می‌کنند. زنان دیگر، ‌غرق شدن در کار‏، اعتیاد و مستی و پناه آوردن به عشقی دیگر از آن جمله است. شما می‌خواهید از واقعیت زندگی و همسر خود فرار کنید.

 

این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیفتد. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی‌اعتنایی می‌کنید و یکدیگر را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهید. به اعتقاد روان‌شناسان بیشتر جدایی‌ها و طلاق‌ها در این مرحله اتفاق می‌افتد. این دوره بحرانی‌ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش‌های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان است.

 

در این مرحله آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می‌شود که فرد برای خود فضایی تازه و آرام طلب می‌کند و این‌گونه از زندگی زناشویی خود عقب‌نشینی کرده و میدان مبارزه را ترک می‌کند در حالی که پیوندهای عاطفی‌اش آخرین نفس‌ها را می‌کشد.

اما طرد و عدم پذیرش هم می‌تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی‌تان سوق دهد.

 

همه چی‌ آرومه

وقتی همه چیز از دست می‌رود، انکار یکی از مراحلی است که آن را پشت‌سر می‌گذاریم. شکست و مرگ عاطفی نیز همین مرحله را در پی دارد. شما ناباورانه همه چیز را انکار می‌کنید.

وقتی دوستان و آشنایان را می‌بینید که دارند زندگی خوشی را ادامه می‌دهند، تمام لحظات شیرین زندگی زناشویی خود و نظرات خانواده و فامیل درباره زندگی‌تان را از خاطر عبور می‌دهید و به حرف‌های آنها بعد از جدایی خود فکر می‌کنید. به یکباره همه چیز مرتب می‌شود و کدورت‌ها از وجودتان رخت می‌بندند.

 

اینجاست که شما در دام سرکوب افتاده‌‌اید شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی‌کنید. اما در مقابل بهای بزرگی می‌پردازید و دیگر احساسات مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. شما از نظر عاطفی فلج شده‌اید و تا پایان عمر، یکنواخت و بی‌احساس به نمایش کسالت آور زندگی خود ادامه می‌دهید. در این مرحله خود فرد هم احساس می‌کند که خوشبخت است و زندگی خوبی دارد، غافل از این‌که بسیاری از قسمت‌های وجودش در حالت نیمه خاموش به سر می‌برد و بسیاری از استعدادهای خود را فراموش کرده است.

 

صادق باشید

شما باید یاد بگیرید که صادق و منطقی مخالفت‌های خود را بیان کنید. برای این کار هر روز یا هر دو روز یک بار یک جلسه نیم ساعته گفتگو بگذارید و هریک از شما 15 دقیقه در مورد احساسات مثبت یا منفی که بر اثر رفتارهای دیگری در شما بروز کرده حرف بزنید. به حرف‌های هم احترام بگذارید و سعی نکنید دلیل تراشی کنید.

تمرین مهارت‌های حل مساله و گفتگوی معطوف به نتیجه عینی و موثر نیز باید در دستور کار قرار گیرد. قدم به قدم از مرگ عاطفی خود فاصله بگیرید. مهم‌ترین قدم، پذیرش واقعیت وجود اشکال در زندگی‌تان است.

 

چرا من و همسرم از همدیگر دلزده شده ایم؟

دلزدگی و خستگی از روابط با همسر

 

روابط زناشویی - روان شناسان می گویند ممکن است دلزدگی و خستگی از روابط با همسر ریشه در روابط مخدوش در دوران کودکی دارد. شاید یکی از همسران توجه لازم و کافی را از والدین خود در دوران کودکی دریافت نکرده است

 

گاهی اوقات حرف زدن همسران با یکدیگر دشوار می شود و همسران از هم دلزده می شوند. در چنین شرایطی زوج ها از یکدیگر خسته می شوند و هر تلاشی برای نزدیک کردن آن ها به یکدیگر به بن بست می رسد. خستگی همسران از یکدیگر ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد.

 

دلمردگی و خسته شدن از همسر معمولا وقتی رخ می دهد که آن شور و هیجان اولیه زندگی مشترک از بین می رود و همسران که تصور می کردند یکدیگر را می شناسند، با ادبیات متفاوتی با یکدیگر روبه رو می شوند. در این وضعیت نوعی «صمیمیت بی روح » در روابط بین زوج ها برقرار است که ممکن است هر یک، طرف مقابل را مسئول به وجود آمدن آن بداند.

 

به گمان همسران، عشق کامل کننده زندگی آن ها خواهد بود اما عشق به تنهایی نمی تواند دایره صمیمیت را شکل دهد. زمانی صمیمیت در اوج بود اما حالا شور و احساسات فروکش کرده است و خود واقعی طرفین برای هم آشکار شده است.

 

روان شناسان می گویند ممکن است دلزدگی و خستگی از روابط با همسر ریشه در روابط مخدوش در دوران کودکی دارد. شاید یکی از همسران توجه لازم و کافی را از والدین خود در دوران کودکی دریافت نکرده است و احساس می کند نمی تواند در مقابل همسر آنچنان که باید جلوه گری کند یا به خود بابت روابطی که با همسرش برقرار کرده است، ببالد و افتخار کند.

او به طور طبیعی نارضایتی از روابط با والدین را به رابطه با دیگران و به ویژه همسرش تعمیم می دهد. تجربه « صمیمیت بی روح » با والدین باعث ایجاد فاصله بین وی و همسرش می شود و به این ترتیب مسکوت گذاشتن معضلی که به آن اشاره شد، هر روز به ایجاد فاصله بیشتر بین همسران و وخیم شدن اوضاع منجر می شود.

 

از نظر روانی فاصله گرفتن از همسر می تواند به دلزدگی تعبیر شود فرد از خود می پرسد: چرا باید با کسی زندگی کنم که نمی تواند تمام نیازهای مرا برآورده کند.

البته ریشه دلزدگی فقط در دوران کودکی نیست و گاه دلایل دیگری مثل « جنگ قدرت » هم دارد. زندگی زوجی را تصور کنید که دایم و بابت همه چیز از کوچک و بزرگ گرفته با هم بحث می کنند. درباره پول، وقت خواب، تربیت بچه ها و حتی نوع پوشش. رابطه ای که بر محور چنین مشاجراتی بچرخد و نتوان پایانی بر آن یافت، قطعاً مخدوش است. فراموش نکنید که رابطه مانند انتشار موج است و وقتی جریان مثبت در آن به راه بیفتد، موج مثبت دیگری به دنبال خواهد داشت.

 

از سوی دیگر، نگرش منفی هم به صمیمیت یک رابطه خاتمه می دهد فرد با خود می گوید: « اگر کسی کاری برای من نمی کند، چرا من باید کاری انجام دهم ». البته دلزدگی خود یک دفاع است. وقتی فرد نمی خواهد احساساتی مانند خشم و ناامیدی را بروز دهد، احساس دلزدگی پیدا می کند. وقتی مدت های مدید همسران درباره آنچه آزارشان می دهد، صحبت نکنند، دچار دلزدگی می شوند و هر دو در تنهایی به دنبال جایی هستند که کمی آرامش و رضایت بیشتری را تجربه کنند. بنابراین کارشناسان تاکید می کنند دلزدگی را نه فقط یک احساس بلکه یک علامت منفی در زندگی مشترک محسوب کنید.

 

افسردگی با تمام شکل های متفاوت آن شور زندگی و نشاط را از فرد می گیرد. فرد می تواند همه چیزهایی را که در زندگی به او امید و انگیزه می دهد کسالت بار و منفی ببیند. در این صورت ضروری است فرد قبل از سرزنش همسر خود، سعی کند با افسردگی مبارزه کند.

 

فرد ممکن است امروز از رابطه اش لذت نبرد البته این امر به علت دلزدگی نیست. در واقع افسردگی باعث شده است از چیزهایی که قبلاً لذت می برده، حالا لذت نبرد.

 

به عنوان مثال حدود ۱۳ درصد از زنان دچار افسردگی پس از زایمان می شوند که علت اصلی آن تغییرات هورمونی است و باعث فاصله افتادن بین همسران می شود. گاهی افسردگی همزمان با بحران میانسالی باعث می شود فرد بیشتر از گذشته احساس یأس و افسردگی کند. در دوره میانسالی فرد ناگهان درمی یابد که دیگر جوان نیست.

منبع :

 

 

روش های مفید برای آشتی کردن

 

روش های مفید برای آشتی کردن

 

روش های مفید برای آشتی کردن

فرمول مجذوب کردن دوباره او به سادگی الفبا می باشـد. ایـن مـراحـل روش های مفید برای آشتی کردن آسـان را طـی نموده و هر قدم اشتباهی کـه برداشته شده را به حالت قبل برگردانید.

 

1- قبول کنید که اشتباه کرده اید زمانیکه به طور شفاف مشخص گردید که مرتکب اشتباه شده اید و مـطـلقا راه گریزی از پیامدهای حاصله از خطاکاری و جرمتان وجود نداشت،شما نیز باید گناه خود را بپذیریـد. برای جبران خرابکاری و رسیدگی کردن به موقـــیعت ایـجـاد شده پیش بروید. اگـر در این مـرحله در بیان جزئیات متوسل به دروغ شوید، احتمال اینکه او احساس کند که به طـور کـامـل بـا وی صـادق نـیستـید زیاد می شود و یا ممکن است داستان شما را به صـورت متفاوتی از شخصی دیگر بشنود.

 

بنابراین مثلا اگر او شایعه ای را مبنی براینکه شما را درحال خوش و بش کردن صمیمی با یکی از همکارانتان دیده اند، شنید، و اگر میـدانیـد ایـن داستان تا حدی حقیقت دارد، بیـدرنـگ شـروع به انکار و حاشا نکنید. برای سرپوش گذاشتن بر خطا خیلی دیر اسـت. رو راست باشید. قبول کنید که آن قضیه ممکن است اینگونه بـنظر دیـگران رسیده باشد که شما در حال صحبتهای عاشقانه با هـمـکارتـان بـوده اید، اما احساسات بچه گانه و زود گـذر خـود را مـقصر دانـسته و بگویید: " فقط هـمیـن یـک بـار بـود و پـشـیـمـانـم. ابـدا علاقه ای به او ندارم" و یا چیزی مشابه این.

 

رو راست و مستقیم باشید، اما کار غیر عاقلانه انجام ندهید. تا میـتوانید اشتباه خود را بی اهمیت جلوه دهید. هـمسر شـما شـدیدا مـی خواهد باور کند که شما قصد اذیت و آزار او را نداشته اید بنابراین تمام تلاش خود را برای پاک کردن ذهـن او بکار ببندید. حتی اگر یک عذر و بهانه به نظر شما ناکار آمد برسد، اگر بـه صورت متقاعد کننده ای آنرا بیان کنید باز وی خریدارش خواهد بود.

 

در چنین شرایطی صداقت بیش از حد، ممکن است صدمه بزند. برای مثال در حالی کـه قطعا باید بپذیرید که از حد و حدود خود هنگاه صحبت کردن با همکارتان تجاوز کرده ایـد، لزومی ندارد به او بگویید که همیشه از دیــدن او خوشحال میـشدیـد و یا به چشم شما فرد جذابی بنظر می رسیده است. کنترل خسارت یعنی به حداقل رساندن اشتباه و نه بزرگنـمایی کـردن آن بـوسیله دادن اطلاعاتی او واقعا نیازی به دانستنشان ندارد.

 

2- بی ریا و صادق باشید هنگام تــلاش برای برگرداندن یک رابطه به حالت قبل، می تـوانـیـد هـمـه چـیز را به دلیل عذرخواهی کردن سرد و بی تـفاوت خراب کنید. خـالـص بـاشـیـد. از طـریق لـحن صـدا و صحبتهای خود به او نشان دهید که حـقیقتا از اشتباهتان متاسف هستید و اینکه دیگر هرگز درآینده تکرارش نخواهید کرد. برای او روشن کنید که از گناه خود پشیمانید "حتی اگر فکر نمی کنید که آنقدر ها هم مهم بوده باشند."

حقیقت امر این است که یک زن وقتی یک مرد دلشـکسته و پـشیمان بنظر برسد بسیار راحـت او را مورد پذیرش و عفو قرار میدهد. در واقع این بـخـشـی از غـرایـز طبـیـعی زنان محسوب می گردد. بـنابراین اگر روز تولد همسرتان را فراموش کرده ایـد و او به دلیل این اشتباه احساس سرشکستگی می کند، اشـتـباه خـود را با شـانه بالا انداختن و گفتن عباراتی مانند " خوب متاسفم، حالا که اتفاقی نیفتاده" از سـر باز نکنید. کمی جدی تر و بـا احـساس تـر عـمـل کنید. اگـر در ایـن مرحـله حالتـی بــی تفاوت و بی اعتنا به خود بگیرید، احتمال طولانی تر شدن حل مشکل بیشتر خواهد شد.

 

3- اشتباه خود را جبران کنید با این کـه ممکن است اندکی شـفاف به نـظر بـرسد کـه می توان رفتارهای اشتباه را با هـدایا و نیکی های بخصوص جبران کرد، اما اگر این عمل با دقت و با سلیقه انجام گیرد، بهترین روش برای ابقا و تجدید یک رابطه خواهد بود. در ایـنـجا نـیـز کلید موفقیت همانند همیشه ابراز و بیـان احـساسات می باشد. به او نشان دهید که تا چه حد اندیشمند و با مـلاحظه هستید. گردنبـندی را که هـمسرتان هـمـیشه چـشـمش بـه دنـبـال آن بــود خریداری نموده و به او هدیه دهید. یک شـب به دل او بـاشید و کـاری را بـکـنـیـد کـه وقف مرادش باشد. گذراندن یک شب در یک سینما یا تئاتر موزیکال چیزی را از شما کم نکرده و در حقیقت یک فداکاری کوچک برای نگهداری یک رابطه بزرگ بشمار می رود.

 

لازم نیست برای اینکه دل او را دوباره به دست آورید، حساب بانکی خود را خالی کـنید. زنها دیوانه هدیه ای هستند که بدانند شـما برای خشنود ساختن آنها با وقت گذاشتن و سعی و تلاش خود تهیه نموده اید. یک نـسخه از کـتـاب مـورد عـلاقه دوران کـودکــی او می تواند هدیه ای رومانتیک و شیرین برایش باشد. از طرف دیگر خریدن یک پخش کننده DVD ، با اینکه مفید است، اما ایده خوبی نبـوده و نشانگر این خواهد بود که شما برای از سر باز کردن آن مشکل، پـول خرج کرده اید. هـدایـای جبـرانـی خـود را عاقلانه انتخاب کنید.

 

4- اشتباه خود را تکرار نکنید حتی اگر مراحل 1 و2 و3 را بـا مـوفـقیت طی کنید، با تکرار اشتباه خود می توانید دوباره همه چیز را بر هم بزنید. با سعی و تلاش برای انجام ندادن مجدد اشتباه خود در آینده، ثابت کنیـد کـه "درستان را خوب یاد گرفته اید".

برای مثال اگر انجام دادن کارها باعث حواس پرتی و فراموشی قرار ملاقات با همسرتان می شود، ساعت یا موبایل خود را تنظیم کنید تا سر زمان مقرر شـما را با خـبـر کـنـد - هر آنچه که باعث تغییر رفتارهای منفی در شما می شود را انجام دهید.

 

همچنین رهایی وبیرون جستن ازموقیعتی که بدلیل تکرار یک اشتباه ایجادشده، بسیار دشوار تر خواهد بود. اگر اشتباه خود را مرتبا تکرار کـنـید، هـمسر شـما باور نخواهد کرد که واقعا از کرده خود متاسف و پشیمان هستید. اعتبار شما از دسـت مـی رود و بـعد از آن، چـیـز دومـی که از دست خواهد رفت رابطه تان خواهد بود. هدف این است که بـه او نشان دهید اشتباه شما فقط یـک بی عقلی یـک بـاره بـوده، نـه یـک جریان شـخـصـیتی مداوم و پایدار.

و در پایان ...

 

علاوه بر نـکاتی کـه در بالا ذکر شد، به خاطر داشته باشید که وقت طلا است. بعد از یک انـفـجـار مـجـبـوریـد بـرای کـاهـش دادن خسارات سریع عـمل نمایید. به او وقت عـمـیـق انـدیشـیـدن در مـورد خـطای خـود را نـداده و نـگذارید عصـبانیتش افزایش یابد. وقفه زیاد پیش از آغاز مراحل بازیافت رابطه، همچنین احتمال مشورت او بـا دوسـتانش را افزایش می دهد که هرگز چیز خوبی نیست "معمولا آنها طرف او را گرفته و تشویقش میکنـنـد که کوتاه نیاید"

بـنابراین فورا اشتباه خود را پـذیـرفته و با خلوص کامل از او عـذر خـواهـی نـمـوده و دیـگر خطای خود را تکرار نکنید.

منبع: سایت پرداد

مطالب مرتبط

 

باور غلط مردها درباره زنها

 

باورهای نادرست مردان,کنترل مرد

 

7 باور غلط مردها درباره زنها

مردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.

به گفته روان شناسان، اغلب مردها باورهای نادرستی در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاری های آنان را شامل می شود.

 

شناخت صحیح و درک زن ها

به گفته روان شناسان، اغلب مردها باورهای نادرستی در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاری های آنان را شامل می شود. این باورهای غلط ناشی از عدم شناخت صحیح و عدم درک روحیه لطیف زن هاست و آن ها را برای شناخت بیش تر آقایان از همسرانشان بیان می کنیم:

 

هفت باور نادرست مردها درباره ی زن ها

 

1 - زن ها سیری نا پذیرند

2 - حفظ و نگهداری آن ها مشکل است

3 - زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند

4 - زن ها حسود هستند

5 - زن ها زیاده از حد احساساتی هستند

6 - زن هایی که قوی و توانا هستند، نیازی به مراقبت ندارند

7 - زن ها آزادی مرد را مختل می کنند

 

باور غلط : زنها سیری ناپذیرند

مردها، تمایل و گرایش همیشگی زن مبنی بر بهبود و اصلاح کارها را با پر توقع بودن و سیری ناپذیری مزمن او اشتباه گرفته اند. این طبیعت زن است که به فکر بهبود، اصلاح و ارتقاء همه چیز است.

زنها - دست کم بیش تر آنها - بسیار کم توقع اند و می توان به راحتی با کوچک ترین چیزها خوشحالشان کرد. با یک لبخند، اظهار محبت و دلتنگی در آغوش گرفتن و ... خواهید دید چطور از شادی لبریز خواهند گشت.

 

باور غلط : حفظ و نگهداری زن ها مشکل است

واقعیت این است که حفظ و نگهداری روابط صمیمی مشکل است. زن ها می خواهند رابطه شان سالم و صمیمی باشد و بدین جهت از مردها توقع دارند برای این منظور وقت بگذارند و بر روی صمیمیت رابطه تلاش کنند.

زنها استانداردهای بالایی برای روابط صمیمی خود دارند، نه از آن رو که ایرادگیر و پرتوقع هستند، بلکه از آن جهت که عمیقاً متعهد و پایبند بوده و می خواهند که موفق باشند.

 

باور غلط : زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند

مردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.

واقعیت این است که زنها می خواهند کمک کنند، ایفای نقش کنند، بهبود بخشند، ارتقاء دهند و به حساب آورده شوند.

یکی از رایج ترین شکایت های زن ها از مرد زندگی شان آن است که بیش تر مردها، در فرآیند تصمیم گیری خود، زن ها را دخالت نمی دهند. از آن جا که زن ها از این احساس بیزارند، پس تلاش می کنند تا خود را به نحوی در جریانات زندگی همسرشان وارد کنند. بدین معنا که سوال می پرسند و راه حل ارایه می دهند. مرد، علاقه و کمک همسرش را به معنای تلاش برای مداخله و سلطه جویی معنا می کند.

 

باور غلط : زن ها حسود هستند

واقعیت این است که زن ها محافظ و نگهبان روابط صمیمی و نزدیک خود هستند و می خواهند از رابطه خود با مردی که دوستش دارند محافظت کنند. نه از آن جهت که به همسر خود اعتماد ندارند، بلکه از آن رو که او را دوست دارند. به طور غریزی و فطری، زنان از هر چه برایشان ارزشمند باشد، مراقبت می کنند.

 

باور غلط : زن ها زیادی احساساتی هستند

یکی از زیباترین ویژگی های زنها این است که قابلیت این را دارند که حس کنند و احساس داشته باشند و این احساسات را نشان دهند و ابراز کنند و این موهبتی بس گران بهاست. اما باور غلط این است که نشان دادن احساسات ،کیفیتی ضعیف تر و ناخواستنی تر از پنهان کردن احساسات می باشد. این همان پیامی است که اغلب مردها در کودکی و هنگامی که پسربچه ای بودند دریافت کرده اند. این که گریه نکردن، بهتر از گریه کردن است. خشن و قوی بودن، بهتر از ترسو بودن است. مستقل بودن بهتر از نیازمند بودن است.

بنابراین مردها، اغلب احساسات طبیعی زن ها را به غلط ،ضعف نفس تلقی می کنند و توانایی آنها را در حس کردن و احساس داشتن را به زیاده روی احساسی تعبیر می کنند.

 

مردها معمولاً زن را متهم می کنند که زیاده از حد احساساتی هستند. به این دلیل که مسیولیت گفتار یا رفتار نامهربانانه و احیاناً خشونت آمیز خود را نپذیرند.

بیشتر زن ها زیادی احساساتی نیستند، بلکه فقط احساساتی هستند! مردها هم همینطور. اما نمی توانند به راحتی احساسات خود را نشان دهند یا ابراز کنند. حقیقت آن است که مردها به همین دلیل زن ها را بسیار دوست دارند، همین حساس بودن، احساساتی بودن و توانایی حس کردن زن، دلیل آن است، زیرا همین احساساتی بودن زنهاست که به آنها امکان می دهد به مردها محبت بورزند و چنین احساسات خوبی را در آنها تولید کنند.

 

باور غلط : زن های قوی نیازی به توجه و مراقبت ندارند

اشتباهی که مردان مرتکب می شوند این است که قدرت و توانایی را با خودکفایی اشتباه می گیرند. صرف این که زنی قوی و با اعتماد به نفس است به این معنا نیست که هیچ گونه نیازی ندارد و اصلاً به این معنا نیست که به شخص توانمند و نیرومند دیگری نیاز ندارد و این گونه نیست که هرگز خسته، ترسیده، وحشت زده و بی رمق نمی شوند.

واقعیت این است که اگر زنی به تنهایی هم قادر به انجام تمام کارها باشد، باز دوست دارد قدرت، توان، حمایت و مراقبت مردش را حس کند. هر قدر هم زنی قوی و مستقل باشد، همچنان نیاز دارد که احساس کند به طرق مختلف از او مراقبت می شود.

 

باور غلط: زن ها آزادی مرد را مختل می کنند

مردها اغلب به اشتباه، درخواست های طبیعی و منطقی زن ها را مبنی بر شرکت در رابطه، با تلاش زن برای سلب آزادی مرد اشتباه می گیرند. زن ها دوست دارند روابطی متعهدانه و صمیمانه ایجاد کنند.

هر کسی به مجرد این که به رابطه ای وارد می شود، مقادیری از آزادی های شخصی خود را از دست می دهد. چرا که از حالا به بعد شخصی که با او رابطه برقرار کرده اید، به آنچه می گویید یا رفتار می کنید، واکنش نشان خواهد داد.

آزادی واقعی به این معنا نیست که چه کارهایی می توانید بکنید و چه کارهایی نمی توانید بکنید. بلکه به معنای آزادی در محبت ورزیدن آن هم بدون ترس و دریافت کردن بدون مقاومت و دادن و بخشیدن بی دریغ می باشد.

زن ها هرگز سعی ندارند چیزی را از مرد سلب کنند. برعکس آنها می خواهند محبت، فداکاری، از خودگذشتگی، تعهد، پایبندی و وفاداری خودشان را به مرد هدیه کنند. تمام تلاش های یک زن برای ایجاد رابطه با همسرش و صمیمی بودن و حل مشکلات است نه برای سلب آزادی از مرد.

منبع :

 

 

چرا زنها حرف می زنند و مردها فرار می کنند؟

 

برقراری ارتباط ,جنس زن و مرد

 

از سوی دیگر، وقتی زنی احساسات و عواطف خود را با کسی در میان می‌گذارد، قصد شکایت ندارد. معنایش این است که او به شما اعتماد کرده است. عکس این مطلب هم صحیح است.

 

مردی که مورد سئوال قرار می‌گیرد احساس افتخار می‌کند، زیرا کسی از او نظرخواهی کرده است و عقیده‌اش را جویا شده است اما وقتی زنی صحبت می‌کند، می‌خواهد برای رسیدن به پیوند و دوستی با او صحبت کند و در این میان، راه‌حل جست‌و‌جو نمی‌شود.

 

بیشتر زوج ها در برقراری ارتباط کمی دچار نوعی مشکل هستند، نوعی مشکل ساختاری که به جنس زن و مرد بر می گردد؛ زن ها عاشق سخن گفتن و شنیده شدن هستند و مردها نیز از این رفتار فراری اند و اهل سکوت. همین خصلت ذاتی باعث می شود اختلافاتی بین زوج ها بروز یابد که اغلب بر اساس سوء تفاهم است و با کمی رفتار ملایم قابل حل است.

 

به اعتقاد دکتر جان گری چهار دلیل عمده سکوت کردن مردها بدین شرح است:

 

1 - مرد احتیاج دارد که به مسأله خود بیندیشد و راه حلی منطقی برای آن بیابد.

2 - وقتی برای سؤال یا مسأله ای جواب حاضر ندارد هیچ گاه این موضوع را اعلام نمی کند و به غار تنهایی خود می رود تا جواب را پیدا کند.

3 - او ناراحت شده و زیر فشار قرار دارد. در این مواقع او آرامشی می خواهد تا دوباره بر شرایط خود مسلط شود. او نمی خواهد حرص بزند یا عملی انجام دهد که دوباره پشیمان شود.

4 - مرد نیاز دارد که خود را بیابد.

 

چرا زنها حرف می زنند؟ 4 دلیل برای حرف زدن زنان :

 

1 - برای مخابره یا دریافت پیام.

2 - برای بررسی و کشف اینکه چه باید بگویند. ( زنان با صدای بلند فکر می کنند )

3 - برای رهایی یافتن از ناراحتی. (برخلاف مردها که سکوت می کنند تا به آرامش برسند و ناراحتی خود را فراموش کنند)

4 - برای ایجاد صمیمیت.

 

رابطه خوب میان زن و مرد، رابطه ای فراتر از کلمات است؛ رابطه ای همراه با احساس ارتباط و درک متقابل. شما می دانید وقتی رابطه ای به تلخی کشیده می شود، زن و مرد چه حسی دارند. زن تمایل دارد در مورد مشکلات صحبت کند، اما مرد ترجیح می دهد مشکل را نادیده بگیرد و از حرف زدن در مورد آن فرار کند.

 

یک مرد، تنها در صورتی با مرد دیگر حرف می‌زند که بداند او می‌تواند مسئله‌اش را حل کند. همان‌طور که قبلاً توضیح دادیم، مردی که مورد سئوال قرار می‌گیرد احساس افتخار می‌کند، زیرا کسی از او نظرخواهی کرده است و عقیده‌اش را جویا شده است. او با خیال راحت راه‌حل‌هایی را که به‌نظرش می‌رسد ارائه خواهد داد. اما وقتی زنی صحبت می‌کند، می‌خواهد برای رسیدن به پیوند و دوستی با او صحبت کند و در این میان، راه‌حل جست‌و‌جو نمی‌شود، متأسفانه مردان گمان می‌کنند که زنان به‌ هنگام صحبت مسائل خود را مطرح می‌سازند، زیرا نمی‌دانند که با این مشکلات چگونه رو‌به‌رو شوند. به‌همین دلیل، پیوسته حرف زدن را قطع می‌کنند تا راه‌حل ارائه دهند.

 

بی‌جهت نیست که زن‌ها همیشه شکایت می‌کنند که مردها حرف آنها را قطع می‌کنند و به آنها اجازه صحبت نمی‌دهند. به‌ زعم یک زن، پیشنهاد راه‌حل پیوسته مرد نشان می‌دهد که او همیشه می‌خواهد حق به جانبش باشد. و دیگر اینکه مرد همیشه گمان می‌کند که زن در اشتباه است.

از سوی دیگر، وقتی زنی احساسات و عواطف خود را با کسی در میان می‌گذارد، قصد شکایت ندارد. معنایش این است که او به شما اعتماد کرده است. عکس این مطلب هم صحیح است. اگر زن آن شخص را دوست نداشته باشد، اگر موافق حرف‌های او نباشد و یا قصد مجازات او را داشته باشد، حرفی به او نمی‌زند.

 

سکوت به‌عنوان نوعی مجازات محسوب می‌شود. وقتی در مورد سایر زنان مورد استفاده قرار بگیرد، روش مؤثری است. این روش، روی مردها بی‌تأثیر است. مردها صحبت نکردن زن‌ها را به‌حساب آرامش بیشتر برای خود می‌گذارند و حرف نزدن زن برای آنها در حکم یک پاداش به‌حساب می‌آید. بنابراین وقتی زنی تهدید می‌کند که « دیگر با تو حرف نمی‌زنم » زیاد آن را جدی نمی گیرند.

زن‌ها از سکوت برای مجازات کردن مردها استفاده می‌کنند، اما مردها عاشق سکوت هستند. اگر زنی بخواهد مردی را مجازات کند، بهتری کاری که می‌تواند بکند این است که بی‌وقفه حرف بزند و مرتب از موضوعی به موضوع دیگر برود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
comment نظرات () لینک


+ دلایل اشتباه برای شروع زندگی مشترک

 

 

زندگی مشترک, شروع زندگی مشترک, ازدواج موفق

 

حتی اگر همه جوانب کار را در نظر بگیرید، باز هم نمی‌توانید بگویید که انتخاب شما، صددرصد به یک ازدواج موفق ختم می‌شود، حتی اگر در شرایط فعلی، همه‌چیز طبق مراد شما پیش برود، نمی‌توانید انکار کنید که زندگی در آینده هزار چرخ می‌زند و چرخ‌هایش می‌تواند آدم‌ها را تغییر دهد.

 

دلایل اشتباه برای شروع زندگی مشترک

با وجود این، نشانه‌هایی وجود دارند که می‌توانند شما را به یک زندگی شکست‌خورده نزدیک‌تر کنند و شانس موفقیت‌تان را بارها و بارها پایین بیاورند؛ نشانه‌هایی که باخبر بودن از آنها، می‌تواند چند پله شما را به یک ازدواج موفق نزدیک‌تر کند.

 

درد مشترک کافی نیست

گاهی یک درد مشترک یا حتی هدف مشترک، اصلی‌ترین دلیل شما برای ازدواج با یک فرد تلقی می‌شود. چنین دلیلی همیشه برای شما دردسر درست نمی‌کند اما اگر با گذشت زمان، بهانه‌های منطقی‌تری جای آن را نگیرد، می‌تواند ازدواج شما را با شکست روبه‌رو کند. گرچه این مشترکات در ابتدا رابطه شما را مجذوب خود می‌کند اما باید بدانید که برای خوشبخت شدن، به دلایل دیگری هم نیاز دارید.

اگر هر دوی شما عضو یک گروه ورزشی یا تحصیلی هستید و به همین دلیل وقت زیادی را با هم می‌گذرانید و دغدغه‌های‌تان در این حوزه مشترک است، گمان نکنید که عاشق هم هستید. اگر این موضوع را کنار بگذارید، دیگر دلیل زیادی برای بودن باهم نمی‌توانید پیدا کنید. شما هیجان همراه‌بودن و حضور در کنار هم را با عشق اشتباه می‌گیرید و همین تصور به انتخابی نادرست منجر می‌شود.

اگر هم دلیل انتخاب‌تان مشکلی است که در زندگی هر دوی شما وجود دارد و آزارتان می‌دهد، باز هم بهتر است کمی درنگ کنید. ممکن است روزی این مشکلات از میان برداشته شود و شما دیگر دلیلی برای همدردی با هم نداشته باشید. همراه شدن به‌دلیل نارضایتی از خانواده یا شکست‌های تحصیلی و اقتصادی، می‌تواند از نمونه‌های این انتخاب اشتباه باشد.

 

عکس قبلی را انتخاب نکنید

آدم‌هایی که یک شکست عاطفی را تجربه کرده‌اند، بیشتر در معرض این خطا هستند. آنها چه یک نامزدی شکست‌خورده را در کارنامه داشته باشند و چه به‌دلیل طلاق از همسرشان دچار این بحران شده باشند، در معرض انتخاب نادرست قرار دارند. انگار عادت ما آدم‌هاست که وقتی ارتباطمان را با فردی به هم می‌زنیم، خصوصیات منفی‌اش را درنظرمان فهرست می‌کنیم و بعد به‌ دنبال کسی می‌گردیم که هر خصوصیتی در وجودش باشد، جز ویژگی‌های شریک قبلی زندگی‌مان.

اگر بی‌پول بوده به‌دنبال فردی می‌گردیم که تمام زندگی‌اش را کار و فکر پول درگیر خود کرده باشد و اگر مهربان و گرم بوده، به‌دنبال فردی مغرور و سرد می‌گردیم. اگر کم سن و سال بوده، تلاش می‌کنیم دفعه بعد فردی را انتخاب کنیم که اختلاف سنی‌اش با ما بالا باشد و اگر تحصیلکرده بوده، به ‌دنبال فردی می‌گردیم که به این مسائل زیاد اهمیت ندهد.

گاهی فکر می‌کنید شرایط خانوادگی و محل زندگی عشق سابق شما باعث شکست شده است. در این شرایط ممکن است فاصله گرفتن از آن شرایط به هدف اصلی‌تان تبدیل شود. ازدواج تلگرافی با آدم‌هایی که شناخت زیادی از آنها ندارید و انتخاب فردی از خانواده‌ای که با خانواده عشق قبلی‌تان زمین تا آسمان فرق می‌کند، می‌تواند از نمونه‌های این اشتباه باشد.

تصمیم عجولانه و حساب‌نشده، می‌تواند فرصت‌های مناسب‌تر را از شما دور ساخته و مجبور‌تان کند با فردی که هنوز به اندازه کافی با او آشنا نیستید و دل‌تان را به او نداده‌اید، زیر یک سقف زندگی کنید؛ انتخابی که با دور شدن از این بحران‌ها و بیشتر فکر کردن به آن، ممکن است برایتان مسئله‌ساز شود

 

ترس از تنها ماندن

از یک سن که بگذرد، بحران شروع می‌شود. مرد و زن هم ندارد. ترس از تنها ماندن و اینکه از بین میلیارد‌ها آدم روی زمین هیچ‌کس عاشق‌مان نباشد، رهایمان نمی‌کند. این ترس طبیعی، یکی از موضوعات دیگری است که می‌تواند شما را به دامان یک انتخاب اشتباه بیندازد و برایتان پشیمانی به همراه بیاورد. در این مورد شما ممکن است نتوانید تصمیم درست را بگیرید و با یکی از این دو اشتباه رایج روبه‌رو شوید.

به‌دلیل ترس از تنهایی و نگاه سنگین اجتماع، نخستین گزینه‌ای که پیش روی‌تان قرار می‌گیرد را قبول می‌کنید و تنها می‌خواهید از مجردی طولانی‌مدت راحت شوید و مسئولیت زندگی‌تان را خودتان بر عهده بگیرید. چشم‌هایتان در این زمان بسته می‌شود و فاصله‌ها و اختلافاتی که وجود دارد را نمی‌بینید و با پیدا کردن کوچک‌ترین مشابهات، خودتان را قانع می‌کنید که انتخاب‌تان درست است.

به یاد فرصت‌هایی که پیش از این از دست داده‌اید می‌افتید و به‌خودتان می‌گویید «اینقدر صبر نکرده‌ام که به اینجا برسم!» و با این شعار، از همیشه کمال‌گراتر می‌شوید و به فرصت‌های مناسبی که پیش روی‌تان قرار دارد، حتی فکر هم نمی‌کنید. شما دنبال یک انتخاب آرمانی هستید و دلتان می‌خواهد با چنین انتخابی، مشتی به دهان همه کسانی بکوبید که پیش از این شما را به‌دلیل تنهایی‌تان سرزنش می‌کردند.

 

راحت شدن از شر دیگران

نامزد سابق‌تان رهایتان نمی‌کند یا سیل خواستگاران نمی‌گذارد آرامش داشته باشید؟ احتمالا در این شرایط فکر می‌کنید چاره کار شما ازدواج کردن و متعهد شدن است و برای راحت شدن از شر دیگری، تلاش می‌کنید زود به جمع‌بندی برسید و به نزدیک‌ترین گزینه ممکن پاسخ مثبت دهید. برایتان مهم نیست که از نظر روانی توانایی تشکیل زندگی را دارید یا نه؛ تنها چیزی که به آن فکر می‌کنید خلاص شدن از این بحران است. 

یا احتمال دارد با این ازدواج، بخواهید خود را از فشار‌های خانواده رها کرده و آمدن خواستگار‌ها به خانه‌تان را متوقف کنید اما این تصمیم عجولانه و حساب‌نشده، می‌تواند فرصت‌های مناسب‌تر را از شما دور ساخته و مجبور‌تان کند با فردی که هنوز به اندازه کافی با او آشنا نیستید و دل‌تان را به او نداده‌اید، زیر یک سقف زندگی کنید؛ انتخابی که با دور شدن از این بحران‌ها و بیشتر فکر کردن به آن، ممکن است برایتان مسئله‌ساز شود.

یا شاید فکر کنید با چنین انتخابی، دل نامزد بی‌مهر سابق‌تان را می‌سوزانید و به او می‌گویید که محتاجش نیستید و گزینه‌های دیگری برای انتخاب دارید. احتمالا در این شرایط می‌خواهید ثابت کنید که همه‌چیز میان‌تان تمام شده و شما برنده این بازی هستید و زودتر برای ساختن زندگی‌تان به نتیجه رسیده‌اید اما فراموش نکنید که روزهای لجبازی می‌گذرد و این شمایید که باید عمر‌تان را با این انتخاب تازه بگذرانید.

 

لجبازی با خانواده

گاهی مشکلات خانوادگی، شما را به سمت عاشق شدن هل می‌دهد. پشت‌کردن به معیار‌ها و خواسته‌های خانواده یا پیدا کردن یک پایگاه عاطفی امن، می‌تواند حتی ناخودآگاه شما را به سمت عشق هدایت کند. در چنین مواردی شما معمولا برعکس آن فردی که خانواده‌تان منتظر دیدنش هست را برای ازدواج انتخاب می‌کنید. چنین انتخابی بیشتر احتمال شکست دارد؛ پس خوب به این مثال‌ها توجه کنید.

دهان‌کجی به آرزوهای دیرینه خانواده، ممکن است حس انتقام‌جویی شما را ارضا کند؛ برای مثال اگر والدین‌تان همیشه آرزو داشته‌اند که با یک فرد تحصیلکرده ازدواج کنید اما انتخاب شما، فردی پولدار با تحصیلات پایین است که هیچ شباهتی به رۆیای آنها ندارد، تنها هدف شما - چه خودآگاه باشد و چه ناخودآگاه- انتخاب برخلاف جریان آب است و دیگر به چیزی فکر نمی‌کنید.

منبع: زندگی ایده آل

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
comment نظرات () لینک


+ گلشیفته‌ فراهانی:برای مسلمان‌ها، حرف زدن با شوهر ممنوع است!

 

 

وقتی می‌خواستم از ایران خارج شوم، پدرم دلیل من از این کار را درک نمی‌کرد. به نظرش من همچنان می‌توانستم فیلم‌هایی که دوست دارم را بازی کنم. بعد از ماجرای جایزه سزار، پدرم بی سروصدا نمایشی که می‌خواست اجرا کند را به هم زد. اما اکنون او حامی من است و می‌گوید: « اگر تو بسوزی، همه ما با تو خواهیم سوخت.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ، گلشیفته فراهانی در گفت و گو با مجله فرانسوی «ابزرواتور» خود را یک مبارز خطاب می کند! این نشریه فرانسوی نیز در مقاله ای در مورد گلشیفته می نویسد: «بازیگری که با ایران مبارزه می کند.»

این بازیگر سابق سینمای ایران در این گفت و گو از فعالیت‌های خود به عنوان بازیگر می‌گوید و اینکه اصغر فرهادی، وقتی او را در فستیوال برلین دیده، مجبور شده با او حرف نزند.

به نظر این بازیگر که ظاهراً غرق در توهماتش است، او «اکنون به یک تهدید» تبدیل شده است!

وی در مورد بازی در فیلم سنگ صبور می‌گوید: زن داستان، از این مرد برای آزاد کردن خود استفاده می‌کند و من از این نقش برای آزاد کردن خودم استفاده کردم!

این بازیگر سینما ادامه می‌دهد: «وقتی می‌خواستم از ایران خارج شوم، پدرم دلیل من از این کار را درک نمی‌کرد. به نظرش من همچنان می‌توانستم فیلم‌هایی که دوست دارم را بازی کنم. بعد از ماجرای جایزه سزار، پدرم بی سروصدا نمایشی که می‌خواست اجرا کند را به هم زد. اما اکنون او حامی من است و می‌گوید: « اگر تو بسوزی، همه ما با تو خواهیم سوخت.»

او اشاره ای به واکنش پدرش بهزاد فراهانی در مورد تصاویر غیراخلاقی اش در کلیپ سزار و برخی فیلم های سینمایی نکرده است، اما آنطور که خود او روایت می کند ظاهراً آقای فراهانی «اکنون حامی» اوست!

به گزارش انتخاب، گلشیفته فراهانی در گفت و گو با مجله اکسپرس در رابطه خود با این شخصیت می‌گوید: «این شخصیت مجبور است بر بالین همسرش بنشیند و از او مراقبت کند و در این حین شروع به گفتن رازهای شرم آور خود می‌کند.

او ادامه می دهد: برای خیلی از مسلمان‌ها، حرف زدن با شوهر غیرقابل تصور و ممنوع است!

وقتی خبرنگار از گلشیفته می‌خواهد که خودش داستان را روایت کند، او می‌گوید: « سال 1999، دقیقا در سال‌های ریاست جمهوری محمد خاتمی، من داشتم در یکی از خیابان‌های تهران قدم می‌زدم،. 16 سال داشتم، گرمای هوا 40 درجه بود و من شال سبکی بر سر داشتم... آن روز یک آدم بنیادگرا به پشت من اسید پاشید. بدن من سوخت و شوکه شده بودم!

گلشیفته بدون اینکه بگوید چرا امروز به بیان چنین خاطره ای روی آورده، چنین خاطره خود را به پایان می رساند که «تا یک سال و نیم بعد از آن، من لباس پسرانه می‌پوشیدم، موهای سرم را می‌تراشیدم و صدایم را کلفت کرده بودم»!!...
مطالب مرتبط :

تاسف گلشیفته فراهانی برای لیلا حاتمی+ تصویر

 
گلشیفته فراهانی در جدیدترین مصاحبه خود با مجله استاندارد فرانسه اظهارات تازه ای کرده است.
 
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ؛ به نقل از جام، مجله استاندارد در مطلبی با عنوان «آیا کسی می تواند در ایران این عکس ها را بیاندازد؟» به حال و روز گلشیفته فراهانی در فرانسه پرداخت.
 
گلشیفته فراهانی در گفتگو با این مجله افزود: در ایران نباید موهای زنان دیده شود. ما در ایران مجله ای مخصوص عکاسی مد و فشن نداریم. ایران تصویر جدیدی از زندگی روزمره را به نمایش گذاشته است. بازیگران زن سینما مانند لیلا حاتمی (دارنده جایزه برای فیلم جدایی نادر از سیمین در جشنواره فیلم برلین سال 2011) باید در مراسم های بین المللی موهای خود را بپوشانند و این زندگی نیست.
 
او اضافه کرد: تصویر برهنه من در فیلم فرانسوی سزار تولید سال 2012 در مدت 2 روز 40 میلیون بازدید داشت.
 
ظاهرا او از این میزان بازدید بسیار خوشحال است و به نمایش گذاشتن بدن بدون لباسش را «زندگی کردن» می داند!
 
 
  لینکستان  
 
http://ahak.blogfa.com/ http://ejamei.blogfa.com/ http://eydel.persianblog.ir/ http://uast13.persianblog.ir/ http://aahak.persianblog.ir/ http://shahmajid.blogfa.com/ http://shootball.persianblog.ir/ http://siahsaraan.blogfa.com/ http://siahsaraan.blogfa.com/ http://shahmajid.blogfa.com/ http://shahmajid.blogfa.com/ http://oknews.persianblog.ir/ http://oknews.persianblog.ir/ http://shootball.persianblog.ir/ http://melkiraan.persianblog.ir/ http://masaaleh.persianblog.ir/ http://masaaleh.persianblog.ir/ http://khatarnegar.blogfa.com/ http://shahmajid.persianblog.ir/ http://melkiraan.persianblog.ir/ http://reporter20.persianblog.ir/ http://abolfazlesaghi.blogfa.com/ http://abolfazlesaghi.blogfa.com/ http://shahraam2006.blogfa.com/ http://khabarnegaraan.blogfa.com/ http://khabarnegarhaa.blogfa.com/ http://pajoheshgah.persianblog.ir/ هوادارن استاد عزت ا... جامعی ندوشن http://khabarevarzeshi.persianblog.ir/ http://khabarnegaraan.persianblog.ir/ http://khabarnegarhaa.persianblog.ir/ http://khabarnegaraan.persianblog.ir/ علمدار کربلا ابوالفضل العباس (علیه السلام) دانشگاه جامع علمی کاربردی مرکز فرهنگ و هنر واحد 13 تهران http://khabarevarzeshi.persianblog.ir/ http://khabarevarzeshi.persianblog.ir/ http://khabarnegarhaa.persianblog.ir/ http://khabarevarzeshi.persianblog.ir/ http://abolfazlesaghi.persianblog.ir/ http://abolfazlesaghi.persianblog.ir/ http://pajoheshgah.persianblog.ir/ http://shahraam2006.blogfa.com/ http://khabarnegaraan.blogfa.com/ http://abolfazlesaghi.blogfa.com/ http://abolfazlesaghi.blogfa.com/ سیه سران جلفا هادی شهر علمدار http://reporter20.persianblog.ir/ http://khatarnegar.blogfa.com/ http://melkiraan.persianblog.ir/ http://melkiraan.persianblog.ir/ http://khatarnegar.blogfa.com/ http://shahmajid.persianblog.ir/ http://shahmajid.persianblog.ir/ http://shootball.persianblog.ir/ http://siahsaraan.blogfa.com/ http://shahmajid.blogfa.com/ http://oknews.persianblog.ir/ http://shootball.persianblog.ir/ http://shootball.persianblog.ir/ http://oknews.persianblog.ir/ http://shootbal.persianblog.ir/ http://shootball.persianblog.ir/ http://aahak.persianblog.ir/ http://ejamei.blogfa.com/ http://ejamei.blogfa.com/ http://ahak.blogfa.com/ http://khatarnegar.blogfa.com/ اخبار فناوری اطلاعات شبکه اجتماعی بهشت من باشگاه مدیران و متخصصان لیست وبلاگ های فارسی

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
comment نظرات () لینک


+ تاسف گلشیفته فراهانی برای لیلا حاتمی+ تصویر

 




  تاسف گلشیفته فراهانی برای لیلا حاتمی+ تصویر

 
گلشیفته فراهانی در جدیدترین مصاحبه خود با مجله استاندارد فرانسه اظهارات تازه ای کرده است.
 
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ؛ به نقل از جام، مجله استاندارد در مطلبی با عنوان «آیا کسی می تواند در ایران این عکس ها را بیاندازد؟» به حال و روز گلشیفته فراهانی در فرانسه پرداخت.
 
گلشیفته فراهانی در گفتگو با این مجله افزود: در ایران نباید موهای زنان دیده شود. ما در ایران مجله ای مخصوص عکاسی مد و فشن نداریم. ایران تصویر جدیدی از زندگی روزمره را به نمایش گذاشته است. بازیگران زن سینما مانند لیلا حاتمی (دارنده جایزه برای فیلم جدایی نادر از سیمین در جشنواره فیلم برلین سال 2011) باید در مراسم های بین المللی موهای خود را بپوشانند و این زندگی نیست.
 
او اضافه کرد: تصویر برهنه من در فیلم فرانسوی سزار تولید سال 2012 در مدت 2 روز 40 میلیون بازدید داشت.
 
ظاهرا او از این میزان بازدید بسیار خوشحال است و به نمایش گذاشتن بدن بدون لباسش را «زندگی کردن» می داند!
 
 
مطالب مرتبط :



 

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
comment نظرات () لینک


+ موهای سالم و براق با ماسک زیتون

موهای سالم و براق با ماسک زیتون

میهن استار:هر روز فرمول تازه‌ای برای زیبایی درست می‌شه که ماده اصلی‌ش روغن زیتونه.

 

موهای سالم و براق با ماسک زیتون

 

این روغن (مخصوصا اگه بکر و تصفیه نشده باشه) خواص زیادی برای پوست و مو داره. روغن زیتون می‌تونه مکمل خیلی از ماسک‌های زیبایی باشه، اما به تنهایی هم کلی فایده داره. طبق این دستور برای نرمی و درخشش مو، فقط به یه نصف لیوان روغن نیاز دارید که باید تو یه کاسه بریزیدش و چند دقیقه رو کتری بذاریدش که گرم شه. قبل از اینکه شروع به روغن‌کاری کنید، یه حوله رو شونه‌هاتون بندازید که لباس‌تون چرب نشه. روغن رو کف دست‌تون بمالید و موهاتون رو به آرومی باهاش ماساژ بدید.

 

اگه پوست سرتون خشکه روغن رو به کف سرتون هم بمالید. بعد از اینکه مطمئن شدید روغن به همه جاهای موهاتون رسیده، اونا رو جمع کنید روی سرتون و یه کلاه پلاستیکی سرتون بذارید. این روغن هرچقدر بیشتر رو موهاتون بمونه بهتره. حداقل نیم ساعت بهش فرصت بدید که جذب بشه. حالا وقت حمومه. اول موهاتون رو با یه شامپوی ملایم بشورید و آخر سر یه ذره از نرم‌کننده‌ای که قبلا ازش استفاده می‌کردید، بزنید. بعد از خشک شدن از نرمی و درخشش موهاتون شوکه می‌شید. این کار رو هر دو هفته یه بار انجام بدید و از سلامت موهاتون لذت ببرید.

 

منبع: رنگی رنگی 

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
comment نظرات () لینک


+ چطور یک ازدواج موفق داشته باشیم؟

چطور یک ازدواج موفق داشته باشیم؟

 

تعداد بازدید: | ارسال توسط: فرشته رئوفی | ۲۰ اسفند ۱۳۹۱

میهن استارپژوهش ها نشان می دهد، که با ثبات ترین ازدواج ها آن است که زن وشوهر بیش ترین شباهت ها را با هم داشته باشند.

 

چطور یک ازدواج موفق داشته باشیم؟

 

بعضی از روانشناسان شباهت های بین زوجین را در حکم سپرده بانکی مشترک تلقی کرده و اشاره می کنند. اگر میزان سپرده بانکی شما کم تر باشد در مقابل بحران اقتصادی و اجتماعی بهتر می توانید مقاومت و احساس امنیت کنید. در غیر این صورت دچار مشکل می شوند. این تشبیه نشان می دهد هر چه قدر میزان تشابه بین زوجین بیشتر باشد کمتر دچار بحران می شوند.

 

 

تشابه در ازدواج

 

 

 

چه تشابه هایی لازم است؟

 

- هوش: اگر هوش زن وشوهر به یک اندازه باشد رابطه زناشویی آنان با گرفتاری کم تری روبرو می شود.

 

 

- ارزش ها: لازم است که زن و شوهر به بسیاری از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلا: مهم است زن و شوهر از نظر معنوی و یا درک اقتصادی اختلاف نظر زیادی نداشته باشند.

 

 

- علائق: اگر زن وشوهر در بسیاری از زمینه ها علائق مشترک داشته باشند زندگی به کامشان شیرین خواهد شد.

 

 

با این حال زن و مرد ذاتا با همدیگر تفاوت هایی دارند که شناخت این تفاوت ها می تواند باعث شود طوری رفتار کنند که با هم به اختلاف نخورند. تفاوت های میان زن و مرد تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوتها ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی و بعضی نشأت گرفته از عوامل اجتماعی و فرهنگی و باید در ازدواج و زندگی مشترک به آن توجه کرد.

 

ازجمله:

 

 

1- دیدگاه زنان و مردان نسبت به مسائل جنسی کاملاٌ متفاوت است: این تفاوت ریشه نسبی دارد. رابطه جنسی در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده ولی در مردها بیشتر جنبه فیزیولوژیکی دارد.

 

 

2- برای مردان استقلال اهمیت بسیاری دارد: آنها می خواهند در مورد مسائل مالی معملات و سایر موارد مشابه مستقل باشند. و مخالفت همه و عدم توجه وی به این نکته می تواند مشکلات و موانعی را در زندگی مشترک ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند که به استقلالش لطمه خورده است.

 

 

3- زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند: چنانچه حس کند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته به شدت آزرده شده و واکنش های شدید عاطفی نشان می دهد.

 

 

4- مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است: با مراجعه به فرهنگ های مختلف در جوامع گوناگون خواهیم دید که مردها به عنوان قدرت اول خانواده شناخته شده است. البته، این مسئله را باید جدا از تبعیض جنسی میان زن ومرد به حساب آورد. در خانواده ها که زن بدون نظر خواهی و مشورت همسرش درباره ی مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می کند با این که قدرت اول خانواده است، مشکلات زیادی مشاهده می شود. البته این که مردها قدرت اول خانواده باشد به این معنا نیست که مرد همانند یک دیکتاتور عمل کند بلکه منظور نقش مدیریتی است.

 

 

5- صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است: زنان با دور هم جمع شدن و حرف زدن بسیاری از نگرانی ها و اضطرابها و ناراحتی های خود را تخلیه می کنند و تمایل به ارتباطات اجتماعی در زنان بیشتر از مردان است. چنانچه درک و آگاهی زن ومرد به این خصوصیات ضعیف باشد، مطمئاٌ آنها را دچار سوء تفاهم های جدی در زندگی مشترک می کند.

 

 

6- نگاه مردان به مسائل کلی تر است : مردها معمولاٌوارد جزئیات و نکات ظریف نمی شوند در حالی که زنها به عمق مسائل و اجزای ریز در ارتباطات توجه زیادی دارند و این خصوصیت زن و مرد باعث می شود، که زن تصور کند که مرد درباره بسیاری از مسائل بی دقت است و مرد نیز تصور کند که همسرش فردی حساس و ریز بین است.

 

 

7- زن ها عاطفی تر از مردها هستند: تفاوت عمده بین زن ومرد عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است که زنها از مردها دارند. مثلاٌ زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج، تاریخ تولد و مانند آن را به یاد دارد وقتی با شوهری روبرو می شود که نسبت به این مسائل بی اعتنا است نخستین احساسش این است همسرش نسبت به او بی علاقه است و ادامه چنین تفکرات منفی در مدت زمان اندک موجب سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترک می شود. لذا آگاهی از این نکات ضمن آنکه از ناراحتی های بسیار زیادی جلوگیری می کند. احساس توانایی و مهارت زندگی مشترک را در شخص رشد می دهد.

 

 

با تفاوت ها چه کنیم؟

 

چیزی که تحمل تفاوت ها را ساده تر می کند، همدلی است. یعنی پذیرفتن این که تنها زاویه دید شما مهم نیست و باید گاهی دنیا را از چشم همسر خود ببینید. همدلی با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به معنی توانایی درک و فهم احساسات دیگران است، به طوری که فرد بتواند خود را به جای دیگران بگذارد. از دید او به موضوع نگاه کند و احساسات او را درک کند. همدلی به معنی تایید   رفتارهای فرد مقابل نیست بلکه فقط به این معنی است که او و شرایط او را درک می کنیم.

 

 

همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی با افراد کمک می کند گاهی افراد به اشتباه تصور می کنند تفاهم به این معنی است که با فرد مقابل کاملاٌ هم فکر و هم عقیده باشیم در حالی که چنین تصوری از پایه اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی توان دو نفر را یافت که شبیه هم باشند اختلاف در دیدگاه ها، علائق ها، آرزوها، سلیقه ها، امری طبیعی و عادی است.

 

حرف زدن همسران

 

 

 

اصول مهارت همدلی

 

 

1- به صحبت های دیگران خوب گوش کنید.

 

2- با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید.

 

3- به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

 

4- خود را به جای طرف مقابل بگذارید.

 

5- در همدلی با طرف مقابل از جمله های قاطع استفاده نکنید.

 

 

اثرات همدلی

 

1) عامل پیشگیری بسیاری از رفتارهای ناخوشایند می شود.

 

2) در طرفین احساس خوشایند و مثبت به وجود می آورد.

 

3) فرد را از احساس تنهایی نجات می دهد.

 

4) موجب اخذ تصمیم های صحیح تر می شود.

 

5) از بسیاری تعارضات و سوء تفاهم ها جلوگیری می کند.

 

6) همدلی به جا و مناسب موجب تعدیل و اصلاح شناخت، احساس و رفتار می شود.

 

7) در تحکیم روابط همسران می تواند نقش مهمی داشته باشد.

 

8) احساس آرامش و قوه ی ادارک فرد را افزایش می دهد.

 

9) موجب افزایش اعتماد به نفس می شود.

 

10) زمینه شناخت بهتر و بیشتر از دیگران را فراهم می آورد.

 

11) روابط خانوادگی و اجتماعی را بهبود می بخشد.

 

12) امنیت روانی و آسایش خاطر را تقویت می نماید.

 

13) میل به شرکت در فعالیت های گروهی را افزایش می دهد.

 

14) بیان احساسات خود و درک احساسات دیگران را آسان تر می کند.


منبع: 
بیتوته

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
comment نظرات () لینک


+ کشف حجاب کمونیست‌های ایرانی این باردرسوئد!+عکس

 

کشف حجاب کمونیست‌های ایرانی این باردرسوئد!+عکس

مراسم عریان شدن در این روز به خاطر سالروز زن بوده که در تاریخ 8 مارس 2012 نامگذاری شده است. این افراد روی بالاتنه برهنه خود شعارهای را با رنگ درج کرده بود که به حجاب اسلامی نه گفته است.
 

 

به گزارش پارس به نقل از شریان ،فعالین زن ایرانی که به گروه‌های کمونیستی تعلق دارند روز یکشنبه در استکهلم پایتخت سوئد اقدام به برگزاری تظاهرات کردند.
به گزارش شریان نیوز، اعضای احزاب کمونیستی و همچنین سازمان مقابله با تبعیض زنان در گردهمایی که از طریق فیس بوک برنامه ریزی شده بود، چندین زن را به خیابان کشانده و آن‌ها هم در مخالفت با حجاب پیراهن‌های خود را در آورده و به صورت عریان خود را در خیابان‌ها به نمایش عموم گذاشتند.

بر اساس این گزارش مراسم عریان شدن در این روز به خاطر سالروز زن بوده که در تاریخ 8 مارس 2012 نامگذاری شده است. این افراد روی بالاتنه برهنه خود شعارهای را با رنگ درج کرده بود که به حجاب اسلامی نه گفته است.

این اقدام چند زن کمونیست ایرانی در مخالفت با حجاب اسلامی در خیابان‌های استکهلم پایتخت سوئد، جهت پیروی از اقدامات گروه‌های فمینیستی در اکراین است که در تظاهرات، مخالفت خود را با در آوردن لباس و لخت شدن در ملاء عام، نشان می دهند.

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
comment نظرات () لینک


+ اگر همسرتان پشیمان است

اگر همسرتان پشیمان است

خیانت همسر, زندگی مشترک

 

برخی زخم ها به راحتی التیام پیدا نمی کند و احتمالا زخمی که شخصی از خیانت همسرش می خورد از جمله این زخم هاست. با این حال گاهی برخی از زو ج ها ترجیح می دهند به جای جداشدن از هم بعد از خیانت زندگی خود را مجددا بسازند و حتی روابطشان را قوی تر از قبل کنند.

 

اگر حس می کنید همسرتان از کارش پشیمان است و دوست دارید زندگی تان را ادامه دهید، به این نکات توجه کنید:

 

می‌توانید بگذرید؟ اگر این اتفاق تنها یک بار در زندگی شما پیش آمده و هیچ سابقه‌ای در گذشته شما ندارد، احتمال این‌که بتوانید زندگی‌تان را ترمیم کنید و بعد از مدتی تلاش به شرایط عادی برگردید، کم نیست. خیانت موضوعی نیست که به سادگی بتوان از کنارش گذشت اما شما می‌توانید امیدوار باشید همسری که عمیقا از این موضوع ناراحت است، به خاطر سابقه درخشان زندگی‌تان از این اشتباه بگذرد.

 

آیا هر دو مایلید به زندگی مشترک ادامه دهید؟ همیشه خیانت موضوعی بسیار دردناک است. برای یک زوج ساده نیست که بعد از خیانت کنار هم بمانند. آنها باید بنشینند و در مورد احساسساتشان صادقانه صحبت کنند و تا جای ممکن از خشونت بپرهیزند.

 

چرا!: اولین چیزی که باید درک کنید این است که خیانت به همسر معمولاً نشاندهنده این است که مشکلی در رابطه یا ازدواج شما وجود دارد.هدفتان باید این باشد که مشکل را پیدا کنید تا وقتی شما و همسرتان از شوک اولیه این مشکل گذشتید، بتوانید تصمیم بگیرید که چطور می‌توانید مشکل را برطرف کنید.

 

خودتان را قضاوت نکنید: خودتان را سرزنش نکنید و مورد قضاوت قرار ندهید. شما پس از این ماجرا دچار احساسات متناقضی خواهید شد. ترس، خشم، انتقام، شک، بی‌اعتمادی، احساس حماقت و... از مواردی هستند که ممکن است به سمت شما هجوم بیاورند. به‌خود زمان دهید که از پس این احساسات بر بیایید و تصمیم درست را بگیرید. زندگی مشترک‌تان را با این احساسات مورد قضاوت قرار ندهید و پیش از آن‌که از پس این تناقضات بر بیایید در مورد ماندن یا رفتن تصمیم نگیرید.

 

با یکدیگر صحبت کنید: به حرف های هم خوب گوش دهید و میان حرف دیگری نپرید. به هم احترام بگذارید و اجازه دهید مسایل کاملا روشن شود. فهمیدن به معنی پذیرفتن نیست. احساساتی مانند عصبانیت، شرم، ترس و گریه طبیعی بوده و جزو روندی است که باید طی شود. سعی کنید احساساتتان را بدون بی احترامی به هم و خشونت لفظی یا جسمی یا تهدید به ترک طرف مقابل بیان کنید. اگر قادر نیستید این کار را به تنهایی انجام دهید از یک روان شناس کمک بگیرید.

 

اگر مدتی به ‌خود زمان داده‌اید و مشاوره و دیگر راهکار‌ها را هم امتحان کرده‌اید اما فکر می‌کنید دیگر نمی‌توانید در این رابطه بمانید باید به برخی موضوعات توجه کنید. منابع مالی، شرایط خانوادگی و اجتماعی خود را بررسی کنید. آیا زمان مناسبی برای جدایی است؟

 

به تردید پایان دهید: هر سوالی که دوست دارید از او بپرسید. او موظف است تمامی ابهامات شما را برطرف کند و به سوالات‌تان پاسخ دهد. او باید اشتباهی که مرتکب شده را بپذیرد و درصورت خواست همسرش، به تمامی سوالات او در این مورد پاسخ گوید و دست از پنهان‌کردن حقیقت بردارد.

 

نکته: قلم و کاغذ بردارید و احساسات‌تان را بنویسید. هر آنچه در دل دارید و نمی‌توانید به زبان بیاورید، هر آنچه احساس می‌کنید بر سر زندگی‌تان آمده و هر تصمیمی که فکر می‌کنید با گرفتنش آرام می‌شوید را بنویسید و سپس قلم را کنار بگذارید.

 

مشکلات را فریاد نزنید: پیش از آنکه به خانواده یا دوستان‌تان در این مورد بگویید خوب فکر کنید. شاید شما پس از مدتی تصمیم بگیرید این زندگی را حفظ کنید و آگاهی دیگران در مورد اتفاقی که در زندگی‌تان افتاده، می‌تواند قضاوت‌شان را تا مدت‌ها نسبت به همسرتان تغییر دهد و این موضوع می‌تواند زندگی شما را با چالش‌های بیشتری روبه‌رو کرده و کینه‌ای نسبت به همسرتان ایجاد کند.

 

دلتان را صاف کنید: اگر توانستید از اتفاقی که افتاده بگذرید و همسرتان را ببخشید قلب خود را از خاطرات بد پاک کنید. به هیچ عنوان عجله نکنید. ابتدا باید تصمیم بگیرید می خواهید با هم زندگی کنید یا نه ؟ دانستن دلیل خیانت همسر در این میان نقش اساسی بازی می کند. یا با مهربانی و قلبی پاک از هم جدا شوید یا با آگاهی و دانایی همدیگر را ببخشید و زندگی جدیدی را آغاز کنید.

 

به رابطه زناشویی ادامه دهید: برخی از زوج ها بعد از خیانت یک طرف از برقراری رابطه زناشویی خودداری می کنند. اگر قصد ماندن کنار هم را دارید بهتر است بدانید هرچه برقراری رابطه زناشویی را به تعویق بیندازید، آغاز دوباره سخت تر می شود.

 

البته باید پذیرفت که از سرگیری روابط با شخصی که به همسر خود خیانت کرده کار ساده ای نیست. باید قبول کرد که فردی که خیانت کرده، حرمتی را زیر پا گذاشته است و فردی که به او خیانت شده نیز احساس عصبانیت و مقاومت دارد و گمان می کند مورد علاقه همسر خود نبوده است، با این حال برقراری رابطه زناشویی می تواند به مرور زمان التیام بخش زخم ها باشد.

 

به خودتان زمان بدهید: این‌که شما از پس این درد بربیایید به زمان احتیاج دارید. فکر نکنید‌‌ همان صمیمیت اولیه باید به سرعت به رابطه‌تان برگردد و گمان نکنید سلامت فکرتان را باید ظرف چند روز به دست بیاورید. هم شما و هم ارتباط‌تان به زمانی برای ترمیم شدن احتیاج دارید.

 

همدیگر را ببخشید: آیا می توان خیانت را بخشید و آن را فراموش کرد؟ بخشیدن شاید اما این موضوع فراموش کردنی نیست. اگر پذیرفتید با عقل و قلب تان به زندگی مشترک ادامه دهید، سعی کنید طرف مقابل را ببخشید و فرصتی دوباره به او بدهید.

 

پیش از هر کاری فکر کنید: اگر مدتی به ‌خود زمان داده‌اید و مشاوره و دیگر راهکار‌ها را هم امتحان کرده‌اید اما فکر می‌کنید دیگر نمی‌توانید در این رابطه بمانید باید به برخی موضوعات توجه کنید. منابع مالی، شرایط خانوادگی و اجتماعی خود را بررسی کنید. آیا زمان مناسبی برای جدایی است یا نیاز دارید مدتی دیگر به‌خود برای فراهم کردن شرایط لازم زمان دهید؟

منابع: سایت بهبود زندگی

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
comment نظرات () لینک


+ ازدواج فوتبالیست با بازیگر سرشناس

ازدواج فوتبالیست ملی پوش با خانم بازیگر سرشناس ایرانی
ظاهرا آشنایی این دو نفر از چهار سال پیش آغاز شده و دو طرف مترصد فرصت مناسبی بوده اند تا بتوانند شرایط ازدواج را فراهم کنند.
[-] اندازه متن [+]

جام ورزشی؛ این خبر را یک "پیش خبر" حساب کنید. خبر اصلی و رسمی در این رابطه به احتمال زیاد طی یکی دو ماه و نهایتا سه ماه آینده به گوش شما خواهد رسید.


هرچند در فوتبال اروپا سابقه ازدواج فوتبالیست ها و هنرمندان کم نیست. مانند ازدواج دیوید بکهام با ویکتوریا یا نامزدی پیکه مدافع بارسلونا با شکیرا، اما تا کنون ندیده و نشنیده ایم که این اتفاق در فوتبال ایران روی داده باشد.


البته یکی دو سال پیش شایعه ازدواج علیرضا حقیقی سنگربان پرسپولیس با الناز شاکردوست منتشر شد اما این خبر به سرعت توسط هر دو نفر تکذیب شد و حتی کار به شکایت از رسانه ای که این خبر را منتشر کرده بود نیز کشید.


اما به زودی و برای اولین بار یک فوتبالیست مطرح که اکنون حدود 31 سال سن دارد و بازیکن تیم ملی هم هست با یک بازیگر جوان سینمای ایران ازدواج خواهد کرد.


ظاهرا آشنایی این دو نفر از چهار سال پیش آغاز شده و دو طرف مترصد فرصت مناسبی بوده اند تا بتوانند شرایط ازدواج را فراهم کنند.


راستش اگر بخواهیم به اصطلاح کد بدهیم و مثلا حرف اول نام و نام خانوادگی این دو نفر را بنویسیم تشخیصش بسیار آسان خواهد شد و چون هنوز این خبر از طرف آنها به صورت رسمی اعلام نشده ما هم از نام بردن حروف اول اسامی آنها خودداری می کنیم.


فقط تا اینجا بدانید که از لحاظ میانگین قدی فوتبالیست مورد نظر ما به میزان نسبتا قابل توجهی از خانم بازیگر بلندتر است. همچنین اختلاف سنی این دو نفر چهار سال است یعنی آقای فوتبالیست چهار سال از خانم بازیگر بزرگتر است.
حوادث

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
comment نظرات () لینک


+ زنان معلوم الحال ابزاری برای سناریوی کثیف باند بچه محل ها +عکس

دستگیری 2 زن و 5 مرد ؛

زنان معلوم الحال ابزاری برای سناریوی کثیف باند بچه محل ها +عکس

رئیس کلانتری 159 بی سیم گفت: باند بچه محل ها که با سوء استفاده از زنان معلوم الحال دست به جنایت و سناریوهای کثیف خود می زدند، توسط پلیس منهدم شدند.
سروان محمدحسین امینی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران گفت: در پی افزایش تعداد کشفیات خودروی سرقتی شکایت هموطنان در خصوص زورگیری سرقت از اماکن، منازل، کارگاه ها، ساختمان های نیمه کاره و فریب زنان برای سرقت طلا و جواهرات بلافاصله جلسه با معاونت عملیات برگزار شد.




رئیس کلانتری 159 بی سیم اظهار داشت: این یگان با بهره گیری از اطلاعات به دست آمده از مالباختگان، منابع اطلاعاتی مخبرین متوجه شدند که این افراد به صورت باند و شبکه ای عمل کرده و با سوء استفاده و بکارگیری زنان معلوم الحال سناریوی کثیف خود را به اجرا در می آورند.

این مقام مسئول انتظامی اظهار داشت: به دنبال این موضوع با بررسی دقیق و استخراج اطلاعات و تصاویر مستهجن خطرناک از سیستم پلیس یک نفر از اعضای این باند به نام "امید" 23 ساله معروف به امید کوتول شناسایی شد.



وی افزود: با هماهنگی لازم با سایر مسئولین و رصد شبانه روزی راهها 14 اسفند ماه سال جاری متهم نامبرده در حین حرکت با یک دستگاه خودروی پراید سرقتی ردیابی شد، که بلافاصله اکیپی از زبده ترین ماموران فاتب جهت دستگیری نامبرده اعزام شدند.

سروان امینی ادامه داد: عوامل عملیات توانستند طی تعقیب و گریزی طاقت فرسا متهم را با شلیک چند تیر هوایی متوقف و به همراه همدستش به نام جعفر 20 ساله دستگیر و به مقر انتقال دهند.



این مقام مسئول انتظامی اذعان داشت: پس از انتقال متهمان به کلانتری و با تخلیه اطلاعاتی یکی از متهمان متقاعد به همکاری کردن که با گذاشتن قرار صوری با دیگر اعضای این باند بی رحم، ساعت 7:30 ، 15 اسفند سال جاری ماموران توانستند وی را دستگیر و به کلانتری انتقال دهند که در بررسی  اولیه مشخص شد که متهم به نام محمد رضا معروف "مملی" دارای چندین فقره سابقه کیفری در خصوص ارتکاب جرم های گوناگون و با محکومیت طولانی سال ها در زندان  به سر می برده.

رئیس کلانتری 159 بی سیم اظهار داشت:  در حالی که متهم "محمد رضا" خود را در چنگال قانون اسیر و پرونده جنایت های  خود را ضخیم دید، لب به اعتراف گشود و به سناریوهای کثیفی خبر داد که به دنبال آن نیز دو تن از همدستان خود را به ماموران معرفی کرد.

وی افزود:  ماموران با شناسایی مخفیگاه متهمان که اعضای این باند بی رحم بودند، بلافاصله دو اکیپ از زبده ترین افراد پلیس فاتب به طرف مخفیگاه متهمان در خیابان وحدت اسلامی ، خیابان مختیاری روانه شدند که با کسب اجازه از مقام قضایی و هماهنگی لازم به طور ضربتی و غافلگیرانه وارد مخفیگاه شده و موفق به دستگیری دو زن به نام های "اکرم" و "مینا" که از زنان معلوم الحال بودند شدند همچنین مخفیگاه متهمان نامبرده تعداد بسیار زیادی لوازم خودرو،  سلاح سرد، گاز اشک آور، مقادیری مواد مخدر و تعدادی آلات و ادوات مصرف مواد کشف و ضبط گردید.





سروان امینی گفت:  پس از دستگیری متهمان و با تکمیل اطلاعات در ساعت 21 ،‌15 اسفند دو تن از  اعضای این باند از اراذل اوباش سطح یک محسوب می شدند به نام های سیروس و حامد در محدوده خیابان غمخوار، خیابان جهانیان و خیابان شاه تیموری ردیابی شدند که با یک اقدام کاملا غافلگیرانه در حالی که با یک دستگاه خودروی سرقتی پراید در حال حرکت بودند،  دستگیر و  به مقر انتقال داده شدند.

 این مقام مسئول انتظامی  خاطر نشان کرد:  در حال حاضر  متهمان به ده ها فقره ارتکاب جرم های مختلف اعتراف کرده و با خالکوبی های مشخص اسم باند خود را به بچه محل ها نامیده بودند.

 


گفتنی است: پرونده متهمان  جهت سر مراحل قانونی به مرجع قضایی ارسال گردید./ل

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
comment نظرات () لینک


+ 'کلیه' تان را نفروشید ؛ سال اینده گرانتر میشود

رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی کشور خبر داد

'کلیه' تان را نفروشید ؛ سال اینده گرانتر میشود

رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی کشور عنوان داشته است که قیمت کلیه از 7 میلیون در سال جاری به 10 میلیون تومان در سال آینده افزایش می یابد.

به گزارش مهر، موضوع پیوند عضو در کشور از جمله موضوعاتی است که همواره با چالشها و حواشی زیادی مواجه بوده است. به طوریکه خرید و فروش کلیه در این بین، بازار سلامت را تحت الشعاع خود قرار داده است. زیرا به نظر می رسد کلیه، تنها عضوی از بدن انسان است که می تواند وارد مبادلات غیر معمول شود. چون در حال حاضر پیوند از قلب، ریه، کبد و... تنها از افراد دچار مرگ مغزی انجام می شود اما پیوند کلیه به دلیل اینکه هر انسانی 2 کلیه دارد که می تواند با یکی از آنها نیز زندگی کند، همین مسئله باعث ورود کلیه به بازار سلامت شده است. موضوعی که همواره با چالشها و مشکلات زیادی مواجه بوده است. زیرا، نرخ خرید و فروش این عضو حساس بدن، در بازار غیررسمی تفاوت زیادی دارد با آنچه که بر اساس روال معمول تعیین شده است.


مصطفی قاسمی رئیس انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی ایران گفته است که باتوجه به رشد چشمگیر نرخ تورم در سال جاری، قیمت کلیه در سال آینده از 7 میلیون به حدود 10 میلیون تومان خواهدرسید.

به گفته وی، در حال حاضر هر بیمار دیالیزی برای دریافت کلیه مبلغی معادل 7 میلیون تومان می پردازد.

حال آنکه با توجه به وضعیت رشد تورم در کشور، پیش بینی می شود این مبلغ در سال 92 به حدود 10 میلیون تومان برسد.

قاسمی افزود: در حال حاضر در کشورهای پیشرفته دنیا، یک بیمار دیالیزی برای پیوند کلیه چندین سال در فهرست انتظار می ماند و خیلی از آنها متاسفانه قبل از پیوند کلیه جان می سپارند. حال آنکه در کشور ما با توجه به شرایط بسیار مطلوب تر، مدت زمان انتظار برای دریافت کلیه کمتر از یکسال است.

وی گفت: هزینه پیوند کلیه در خارج از کشور بین 50 تا 100 هزار دلار است. اما بیماران دیالیزی کشور برای عمل جراحی پیوند کلیه هیچ هزینه ای نمی پردازند، چرا که بیمه ها هزینه های مربوطه را می پردازند.

این در حالی است که قیمت خرید و فروش کلیه در بازار غیرقانونی، تا 20 میلیون تومان هم می رسد. البته بعضا شنیده شده فرد نیازمند کلیه حاضر شده برای گرفتن کلیه، یک واحد مسکونی نیز بدهد تا بتواند به زندگی ادامه دهد. البته چنین مواردی بستگی به وضعیت اقتصادی اهدا کننده و دریافت کننده کلیه دارد. زیرا، فردی که نمی تواند با دیالیز به زندگی خود ادامه دهد، لازم است هرچه زودتر پیوند کلیه انجام دهد و همین مسئله او را در شرایطی قرار می دهد تا مجبور شود در صورتی که انجمن نتواند برای او کلیه اهدایی فراهم کند، به طور مستقیم وارد معامله با فروشنده کلیه شود.

دکتر حسینعلی شهریاری رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، نبود فرهنگ اهدای عضو را عاملی برای پیدایش قاچاق اعضای بدن انسان خواند و گفت: امروزه برخی سوداگران مرگ و افراد سود‌جو از احتیاج مبرم بیماران نیازمند عضو سوءاستفاده کرده و با واسطه‌گری در مورد پیوند اعضا رقمهای نجومی را برای واسطه‌گری فروش یک عضو دریافت می‌کنند که با خواست همگانی باید دست چنین افرادی کوتاه شود.

دکتر محمدرضا نوروزی جراح و متخصص بیماریهای کلیوی معتقد است که 30 درصد جمعیت کشور یعنی 14 میلیون ایرانی به نوعی درگیر بیماریهای کلیوی هستند.

وی گفته است که هر سال حدود 20 درصد به تعداد بیماران دیالیزی در کشور اضافه می‌شود.

این جراح و متخصص بیماریهای کلیوی با اعلام اینکه سالانه 2‌ هزار پیوند کلیه در کشور انجام می‌شود، افزود: در سال 88 سهم پیوند کلیه از مرگ مغزی حدود 395 مورد بود که این آمار در سال 89 به 590 مورد و در سال گذشته به 760 مورد رسید.

نوروزی با اعلام اینکه ایران در رتبه چهل و ششم آمار مرگ مغزی در جهان قرار دارد، گفت: اگر همه موارد مرگ مغزی در کشور حاضر به اهدای هر دو کلیه خود شوند بسیاری از مشکلات بیماران دیالیزی برطرف خواهد شد.

دکتر مسعود پزشکیان عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با تأکید بر ضرورت فرهنگ‌سازی در جامعه برای اهدای عضو در شرایط وقوع حوادثی نظیر مرگ مغزی، تصریح کرد: به طور قطع با گسترش فرهنگ اهدای عضو بیماران مرگ مغزی، نه تنها جان تعدادی از شهروندان نجات پیدا خواهد کرد بلکه معضل فروش اعضای بدن که به فرصتی برای سوء استفاده دلالان و سودجویان تبدیل شده نیز مرتفع خواهد شد.

وی موضوع اهدای اعضای بدن پس از مرگ مغزی را مسئله‌ای بسیار حساس خواند و افزود: البته مسئله اهدای عضو در بسیاری از کشور‌ها به عنوان یک دغدغه جدی برای افراد مطرح بوده و در بسیاری از کشور‌های توسعه یافته نیز اهدای عضو پس از مرگ مغزی به راحتی انجام نمی‌شود.

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ادامه داد: مسائل شرعی و حقوقی اهدای عضو پس از مرگ مغزی دارای پیچیدگی‌هایی است که به آسانی نمی‌توان در مورد آن اظهار‌نظر قاطعانه‌ای کرد و در این مورد باید نظرات کارشناسان امر گرفته و از تجمیع نظرات راهکار واحدی بیرون آید.

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
comment نظرات () لینک


+ نیکی کریمی و دکتر الهی قمشه ای/عکس

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
comment نظرات () لینک


+ لیلا حاتمی: مگر ما آدم نیستیم که ...؟

لیلا حاتمی: مگر ما آدم نیستیم که ...؟
مرجع : برترین ها
لیلا حاتمی و قانع کردنش برای انجام گفت‌وگو وقتی در تهران باشد هم پروسه طولانی و در بیشتر اوقات بی‌نتیجه‌ای است، چه برسد که نه تنها در تهران، بلکه در ایران هم نباشد. علی مصفا و لیلا حاتمی ایران نیستند و این روزها را در فرانسه می‌گذرانند...
لیلا حاتمی: مگر ما آدم نیستیم که ...؟

به گزارش افکارنیوز، فیلم «پله‌اخر» فیلم مستقل علی مصفا که با سرمایه خانوادگی‌شان ساخته شده پس از کش‌وقوس فراوان اکران شده است؛ در حالی که علی مصفا و لیلا حاتمی ایران نیستند و این روزها را در فرانسه می‌گذرانند.

وقتی تصویر شما را می‌بینیم، انگار هیچ وقت شیطنت نکردید. به ظاهر سرد و مغموم هستید. در عمرتان هیچ وقت شیطنت، سرتق‌بازی و دیوانه‌سری نکردید؟
        
نمی‌دانم شما به چی شیطنت می‌گویید؟ اگر به معنی حرکت غیرعقلانی است. چرا بارها. مگر می‌شود همیشه منضبط بود؟

نوجوانی شما در فرانسه گذشته، آن دوران را چطور و با چه شیطنت‌هایی گذراندید؟

من بعد از دیپلم به سوئیس رفتم و انصافاً فکر نمی‌کنم منش آدم ربطی به محیط زندگی داشته باشد. ضمن این‌که غم دوری از خانه و اضطراب محیط بیگانه بیشتر موجب خم شدن می‌شود تا شادی و سرخوشی.
         
شما در هر دو فیلم آقای مصفا نقش اصلی را بازی کرده‌اید. کار کردن در این فضای خانوادگی چه ویژگی‌هایی دارد و در مقایسه با فیلم‌های دیگر چقدر آسان‌تر یا سخت تر است؟

لطفی که بازی در فیلم علی برای من داشت، اولاً این بود که هر بار نقشم را خیلی دوست داشتم. قطعاً کار کردن در محیط امن باعث آرامش است، ولی در واقع من وقتی در محیطی کار می‌کنم که با گرداننده کار هم سلیقه هستم، به همین اندازه خوشایند است.

شما بارها با آقای مصفا هم بازی بوده‌اید و خیلی معتقدند شیمی شما دو نفر به هم می‌خورد. هماهنگی شما جلوی دوربین برمی‌گردد به زندگی‌تان یا این‌که بازیگری چیزی جدای از زندگی است؟

خب قبل از هرچیز من و علی با هم هم‌بازی بودیم. یعنی این اولین برخورد ما نبود و من فکر می‌کنم راحتی من با او جلوی دوربین به رابطه دو بازیگر بیشتر برمی‌گردد. و در واقع هر دو به یک معنی است.

            

در ازدواج با علی مصفا چقدر عشق، دیوانه‌سری و چقدر سینما دخیل بوده؟

شما از همه این‌قدر راحت سؤال خصوصی می‌کنید یا چون من بازیگر هستم، آدم محسوب نمی‌شوم؟ به هر دو جواب می‌دهم. نمی‌دانم منظورتان از دیوانه‌سری چیست. ولی عشق و سینما دخیل بود.

علی مصفا به ظاهر خیلی آدم بشاش و شادی نیست، فقط جلوی دوربین این‌طوری است یا در زندگی واقعی هم همین شخصیت را دارد؟ چطور به هم انرژی زیستی و زندگی می‌دهید؟

همان‌طور که خودتان گفتید من هم مغموم هستم و به هم می‌آییم. بیچاره‌ مهمان‌هایمان!

وقتی ازدواج کردید، علی مصفا از شما معروف‌تر بود. بعد از ازدواج شما فیلم‌های بیشتری بازی کردید و به محبوبیت و معروفیت بیشتری رسیدید. عوض شدن جایگاه‌ها چقدر از دل زندگی‌تان ریشه گرفته بود و چقدر در زندگی مشترک تأثیر گذاشت؟

من فکر می‌کنم مشخص باشد. به‌خاطر این‌که این تغییرات تأثیری در رفتار حرفه‌ای ما نگذاشته. حالا اگر بهتر است من می‌توانم دقیقاً توضیح بدهم که دید هر دوی ما به سینما وسیع‌تر و جدی‌تر از آن بود که اتفاقات دوره‌ای تأثیر خاصی بگذارد. مسلماً کار خوب آدم را با نشاط می‌کند و بی‌کاری موجب کسالت می‌شود، ولی مثل هر فعالیت دیگری...

شده زوجی در فیلمی ببینید (ترجیحاً ایرانی) و پیش خودتان بگویید کاش من و علی این زوج را بازی می‌کردیم.

نه. زوج نه. ولی همیشه دوست داشتم نقش پری را بازی می‌کردم. شاید بعد از شناختن علی علاوه‌بر علاقه‌ام به خود نقش به‌خاطر ارتباطم با علی هم بود.

«پله آخر» یک سینمای مستقل و تجربی است. نوعی از سینما که انگار علاقه شخصی شماست. به چه دلیلی به این جنس از سینما علاقه مند هستید؟

نمی‌دانم. برای من مستقل بودنش وجه تمایز نیست.

بار اولی که «پله‌آخر» را دیدید، از نتیجه راضی بودید؟ در مجموع چه حسی به نتیجه کار داشتید؟

نه، راضی نبودم، ولی نمایش دوم را به طرز عجیبی با فیلم همراه شدم. اصلاً‌ انگار فیلمی نبوده که خودم کار کرده باشم.

در توصیف بعضی از فیلم‌ها از صفات شلختگی و بی‌ریختی استفاده کردید. برای چه فیلم هایی و با چه ویژگی‌هایی از این کلمات استفاده می‌کنید؟

نمی‌دانم. فرمولی برایش ندارم و همین الان که می‌گویید، حتی نمی‌دانم راجع به کدام فیلم این را گفته‌ام.

اگر بخواهید حضورتان در سینما را به دو قسمت تقسیم کنید، از کدام فیلم لیلا حاتمی قبل و بعد از آن شدید؟

اصلاً چنین تقسیم‌بندی‌ای برای من وجود ندارد. تنها تقسیمی که همیشه می‌کنم بازی در فیلم‌های پدرم است و بعد از آن.

با کدام یکی از بازیگران مقابل سال‌های اخیر (شهاب حسینی، حامد بهداد، پیمان معدی، بهرام رادان و...) احساس راحت‌تری داشتید، یا پینگ‌پنگ بازی بهتری داشتید؟

حامد بهداد. فکر می‌کنم شاید چون شبیه هم بازی می‌کنیم. ولی این لزوماً به نتیجه خوب نمی‌انجامد، علاوه بر این‌که آن چه که از رابطه دو بازیگر با همدیگر مهم‌تر است، وجود کارگردان است. چون در واقع اوست که مقابل هر بازیگر بازی می کند یا شاهد هم بازی شدن آن‌هاست و در این مواردی که مثال زدید، مشخصاً کارگردان ان‌قدر حضور دارد که با هر یک از ان‌ها رابطه مناسب با آن فیلم برقرار شده. علاوه بر آن، من از هیچ کدام از بازیگردانی که نام بردید دور نیستم و کاملاً راحت ارتباط برقرار می کنم. چیزی که همیشه اتفاق نمی افتد.

 

 

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
comment نظرات () لینک


+ دفاع جالب وزیر خارجه آمریکا از ایران

دفاع جالب وزیر خارجه آمریکا از ایران
جان کری در پاسخ به خبرنگاری که تلویحاً ایران را تروریست خوانده بود، گفت: «ایران کشوری است با دولت منتخب که در سازمان ملل صاحب کرسی است.»
[-] اندازه متن [+]

جام سیاسی؛ سایت دویچه وله(DW) نوشت: «وزیر خارجه آمریکا، جان کری روز چهارشنبه، در حاشیه ملاقات با همتای فرانسوی خود در پاریس، مذاکرات آلماتی را "سودمند" خواند و گفت در صورت همکاری جدی ایران می‌توان به یک توافق همه جانبه و درازمدت دست یافت.»

 

بنابر این گزارش، جان کری ضمن اشاره دوباره به آمادگی آمریکا برای گفتگوی مستقیم با ایران تاکید کرد که باراک اوباما با قاطعیت سیاست خود را مبنی بر جلوگیری از دست‌یافتن جمهوری اسلامی به سلاح اتمی، پیش خواهد برد.

 

در همین زمینه، سایت بی بی سی فارسی(BBC Persian)، ارگان رسمی نظام سلطنتی انگلیس نوشت: «خبرنگاران از جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در پاریس پرسیدند که چرا آمریکا در حالی که از تصمیم فرانسه برای عدم مذاکره با تروریست ها استقبال می کند، خود با ایران گفت و گو می کند. کری در پاسخ گفت: "ما از تصمیم فرانسه برای مذاکره نکردن با تروریست هایی استقبال کردیم که گروگانگیری کرده اند... اما ایران کشوری است با دولت منتخب که در سازمان ملل صاحب کرسی است".»

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱۳
comment نظرات () لینک


+ دختران 14 ساله ایرانی به دنبال صورت عروسکی!

 

دختران 14 ساله ایرانی به دنبال صورت عروسکی!

«محمد» فروشنده یک مغازه لوازم آرایشی در یکی از شلوغ‌ترین مناطق تهران دو سال پیش عمل جراحی بینی کرده است. وی می‌گوید: «من روزانه صد‌ها مشتری زن و دختر دارم. آن‌ها می‌آیند تا از من لوازم آرایش بخرند و من باید برای آن‌ها جذاب به نظر برسم.»
[-] اندازه متن [+]

جام گیشه؛

روزنامه گاردین بریتانیا با انتشار گزارشی نوشت که جراحی‌های زیبایی به ویژه جراحی بینی در ایران بالا‌ترین آمار جهانی را دارد.

در این گزارش با اشاره به اینکه‌ گاه سن برخی جراحی‌های زیبایی به ۱۴ سال می‌رسد، می‌نویسد ایرانی‌هایی که جراحی زیبایی می‌کنند و «صورت‌های عروسکی» از خود می‌سازند، بیشتر می‌خواهند خود را شبیه هنرپیشه‌های

مطرح هالیوود یا مجریان مشهور برنامه‌های ماهواره‌ای کنند.

 

در این گزارش با اشاره به اینکه تنها در ایران سالانه ۲۰۰ هزارمورد عمل جراحی بینی صورت می‌گیرد؛ می‌نویسد این آمار بیشترین آمار جراحی بینی در جهان محسوب می‌شود.

 

گاردین به نقل از یک زن ایرانی که جراحی بینی انجام داده می‌نویسد زنان ایرانی به دلیل اینکه حجاب دارند همه هنرشان را به جای پوست و مو روی صورتشان خرج می‌کنند چون مو و بدن آن‌ها زیر حجاب دیده نمی‌شود؛ از این رو آمار

مراجعه به کلینیک‌های زیبایی برای جراحی‌های صورت از جمله بینی بسیار بالاست.

 

یک زن دیگر ایرانی می‌گوید: «علم و تکنولوژی پیشرفت کرده است و می‌شود زیبا‌تر دیده شد؛ چرا نباید از این امکانات جدید استفاده کرد؟!»

 

گاردین می‌نویسد: در ماه‌های گذشته هزینه عمل‌های جراحی زیبایی در ایران به شدت بالا رفته است و در حال حاضر هزینه متوسط یک عمل جراحی بینی رقمی بین پنج تا ۱۰ میلیون تومان می‌باشد.

 

هزینه عمل کشیدن پهلو و شکم بین سه تا هفت میلیون تومان؛ کشیدن پوست صورت سه تا شش میلیون تومان و کشیدن کامل پوست صورت رقمی تا ۱۵ میلیون تومان هزینه دارد؛ این رقم‌ها در حالی است که در ایران متوسط درآمد

ماهانه مردم در مناطق شهری بسیار پایین‌تر از این رقم هاست.

 

در این گزارش با اشاره به رشد تقاضا برای انجام عمل‌های جراحی زیبایی بر اساس یک گزارش داخلی منتشر شده در ایران می‌نویسد در حالی که در شهر تهران تنها ۱۵۷ مرکز مجاز انجام عمل زیبایی وجود دارد، اما بیش از ۷ هزار

نفر در حال حاضر در تهران به انجام چنین کاری مشغول هستند.

 

«مرجان» صاحب ۳۳ ساله یک فروشگاه لباس فروشی در تهران که یک زن مطلقه جوان است؛ دو بار جراحی زیبایی انجام داده است؛ یکبار در سال ۲۰۰۹ بینی خود را با هزینه چهار و نیم میلیون تومان جراحی کرده و بار دوم در سال ۲۰۱۱ پلک‌ها و ابروی خود را با هزینه دو میلیون و نیم تومان بالا کشیده است.

 

او از انجام این جراحی‌ها راضی است و می‌گوید با این کار احساس جوانی و زیبایی بیشتری می‌کند. او می‌گوید: «از پنج سال پیش من احساس کردم که باید برخی کار‌ها را روی صورتم انجام دهم. من احساس کردم می‌توانم با عمل

جراحی چهره‌ام را جوان‌تر و زیبا کنم.»

 

او می‌افزاید: از دید دختران و زنانی که عمل جراحی زیبایی می‌کنند، این کار می‌تواند فرصت‌های آن‌ها را برای ازدواج بهتر کند و به آن‌ها اعتماد به نفس بیشتری می‌بخشد.

 

مرجان درباره عمل‌های زیبایی خود می‌گوید: «بعد از عمل بینی هیچ احساس ناراحتی نکرده‌ام و مشکلی ندارم اما پس از عمل جراحی پلک و ابرو‌گاه سردردهای شدید سراغم می‌آید و هنوز روی چشمانم احساس بخیه می‌کنم.

 

گاردین می‌افزاید‌:گاه عمل جراحی زیبایی آن قدر برای زنان ایرانی الزامی به نظر می‌رسد که هانیه زن ۳۵ ساله کارمند برای عمل جراحی بینی خود مجبور می‌شود از بانک هفت میلیون تومان وام بگیرد.

 

وی می‌گوید: هفت میلیون تومان وام خرید خودرو از بانک گرفتم ولی آن را نه برای خرید خودرو بلکه خرج عمل جراحی بینی‌ام کردم.

 

گاردین می‌نویسد در سال‌های اخیر نه تنها زنان بلکه مردان بسیاری نیز به جمع عمل کنندگان زیبایی از جمله عمل بینی پیوسته‌اند و این کار در بین مردن ایرانی نیز رواج گسترده‌ای یافته است.

 

«محمد» فروشنده یک مغازه لوازم آرایشی در یکی از شلوغ‌ترین مناطق تهران دو سال پیش عمل جراحی بینی کرده. وی می‌گوید انگیزه‌اش از این کار تاثیر چهره بهتر در جذب مشتری بیشتر بوده است.

 

وی می‌گوید: «من روزانه صد‌ها مشتری زن و دختر دارم. آن‌ها می‌آیند تا از من لوازم آرایش بخرند و من باید برای آنهاجذاب به نظر برسم.»

 

گاردین می‌افزاید: بر اساس مطالعه مشترک یک مرکز تحقیقات در ایران و دانشگاه «جان هاپکینز» آمریکا، میزان سرانه مشاغل مربوط به عمل جراحی بینی در ایران هفت برابر بیشتر از آمریکا است.

عصر ایران

 

عناوین مطالب وبلاگ ای دل غافل

» نرم نرمک میرسد اینک بهار :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
» اشعار کوتاه زیبا برای عید نوروز ۹۱ :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
» اس ام اس های زیبا تبریک عید نوروز :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
» چرا در فرهنگ ایرانی عدد 13 نحس است؟؟ :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
» وقتی لیلا حاتمی هم پدرش را نشناخت! :: ۱۳٩۱/۱٢/٩
» عکس/ژست دسته جمعی ماهی‌ها در برابر دوربین :: ۱۳٩۱/۱٢/٩
» بی تو آری غزل سایه ندارد لطفی :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» عکس/ یک داماد و چهار عروس! :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» 10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند! / تصاویر :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» نها دختر لژیونر در تیم ملی فوتبال ایران/عکس :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» قسمت دوم خلاصه عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱٢/۶
» ای شب از رویای تو رنگین شده :: ۱۳٩۱/۱٢/۶
» خلاصه آخرین قسمت عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» راز خوشبختی بشر :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» مبارک باد :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» گلشیفته فراهانی و عکس با فرح پهلوی :: ۱۳٩۱/۱۱/۳٠
» حیوان روز تولد شما :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۸
» وبلاگ ای دل غافل ولنتاین-تاریخچه روز ولنتاین(تاریخ ولنتاین) :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» جدیدترین اس ام اس های ولنتاین 1391 :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» ولنتاین به سبک ایرانی اسلامی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» تیتراژ سریال از بوسه تا عشق :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» حریم سلطان+فیلم :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای دسته جمعی بازیگران زن :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» حریم سلطان :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای جدید نهال :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای توپراک :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای توپراک بازیگر عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکس های سریال شمیم عشق و عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» توپراک و بازیگر نقش چنار :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسای توپراک سلام - کامپیوتر - کتاب - وبلاگ - موبایل - ورزش - زن - اسلام - فی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» خلاصه سریال عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱۳
comment نظرات () لینک


+ نرم نرمک میرسد اینک بهار

نرم نرمک میرسد اینک بهار

 


فریدون مشیری:نرم نرمک میرسد اینک بهار

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

 

 

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

 

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛

 

 

 

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است

 

 

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...

فریدون مشیری

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
comment نظرات () لینک


+ اشعار کوتاه زیبا برای عید نوروز ۹۱

 

اشعار کوتاه زیبا برای عید نوروز ۹۱

اشعار کوتاه زیبا برای عید نوروز 91

قبل از مطالعه این مطلب صلواتی را نثار روح امام و شهدا کنید زیرا این شادی و آزادی را مدیون آنها هستیم…

 

مولانای بلخی:

اندر دل من مها دل‌افروز تویی
یاران هستند و لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی

***

حافظ شیرازی:

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

***

سنایی غزنوی:

با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز
از شام تو قدر آید وز صبح تو نوروز
از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک
وز تابش روی تو برآید دو شب از روز

***

خواجوی کرمانی:

خیمة نوروز بر صحرا زدند
چارطاق لعل بر خضرا زدند
لاله را بنگر که گویی عرشیان
کرسی از یاقوت برمینا زدند

***

ملک الشعرا بهار:

رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود
درود باد بر این موکب خجسته، درود
به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل
به هرچه برگذری، اندُهی کند بدرود

***

فروغی بسطامی:

عید آمد و مرغان رة گلزار گرفتند
وز شاخة گل داد دل زار گرفتند
نوروز همایون شد و روز می گلگون
پیمانه‌کشان ساغر سرشار گرفتند

***

منوچهری دامغانی:

نوروز، روزگار نشاطست و ایمنی
پوشیده ابر، دشت به دیبای ارمنی
از بامداد تا به شبانگاه می خوری
وز شامگاه تا به سحرگاه گل چینی

***

سعدی شیرازی:

برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز

***

عبید زاکانی:

چو صبح رایت خورشید آشکار کند
ز مهر قبلة افلاک زرنگار کند
رسید موسم نوروز و گاه آن آمد
که دل هوای گلستان و لاله‌زار کند

***

نظامی گنجوی:

بهاری داری ازوی بر خور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروز
گلی کو را نبوید آدمی زاد
چو هنگام خزان آید برد باد

***

نعمت آزرم :

یکبار دگر نسیم نوروز وزید
دل‌ها به هوای روز نو باز تپید
نوروز و بهار و بزم یاران خوش باد
در خاک وطن ، نه در دیار تبعید

***

نوروز! خوش آمدی صفا آوردی!
غمزخم فراق را دوا آوردی
همراه تو باز اشک ما نیز دمید
بویی مگر از میهن ما آوردی!

***

بر سفره‌ی هفت سین نشستن نیکوست
هم سنبل و سیب و دود ِ کُندر خوشبوست
افسوس که هر سفره کنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست

***

هر چند زمان بزم و نوش آمده است ،
بلبل به خروش و گل به جوش آمده است ،
با چند بهار ، لاله‌ی خفته به خاک ،
نوروز کبود و لاله پوش آمده است!

***

نوروز رسید و ما همان در دیروز
در رزم نه بر دشمن شادی پیروز
این غُصّه مرا کشت که دور از میهن
هر سال سر آمد و نیامد نوروز !

***

نوروز نُماد جاودان نوشدن است
تجدید جوانی جهان کهن است
زینها همه خوبتر که هر نو شدنش
باز آور ِ نام پاک ایران من است

***

دلتنگ ز غربتیم و شادان باشیم
از آنکه درست عهد و پیمان باشیم
بادا که چو نوروز رسد دیگر بار
با سفره‌ی هفت سین در ایران باشیم

***

خیام:

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
بر طرف چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش ومگوزدی که امروزخوش است

***

م . ن :

مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است
خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی
این پیامی است که از دوست به یار آمده است
شاد باشید در این عید و در این سال جدید
آرزویی است که از دوست به یار آمده است

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
comment نظرات () لینک


+ اس ام اس های زیبا تبریک عید نوروز

 

اس ام اس های زیبا تبریک عید نوروز تبریک سال نو

جملات زیبا برای تبریک سال نو
باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید
باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید

عید شما مبارک


متن زیبا ودوستانه

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
.

عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران
باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم
.
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
روزهایت رنگارنگ
.
سال نو مبارک
.
نوروز یک هزاروسیصدوهشتادوهشت


متن زیبا و دوستانه


درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم.


متن زیبا و دوستانه


جشن است که نوروز به پا خاسته است.شادی و سعادت جهان ان تو باد.از هر دو جهان فقط تو را می خواهم.



متن دوستانه و زیبا



نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.


متن فانتزی و دوستانه



نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.



متن عاشقانه



در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم .




متن فانتزی و دوستانه



نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد.



متن عشقولانه و فانتزی



نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم.




متن ادبی و محترمانه



نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند.



متن دوستانه و محترمانه



زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند.نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد.


متن عشقولانه و فانتزی


با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم. سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم.


متن ادبی و دوستانه



پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست.



متن عشقولانه و فانتزی



اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند


متن فانتزی

باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند.از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی.


متن فانتزی و دوستانه




متن اداری



یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت .



متن ادبی



سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و ...سال نو مبارک ...چون همیشه امیدوار وسال نومبارک...



متن ادبی



چه افسانه ی زیبایی... زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟


***نوروز مبارک***



متن ادبی و شعر



باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند ـ



جشن فـــرخنده فـــرودیـن است
روز بازار گـــل و نسرین است


و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند ـ



دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید
جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـــــد



و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند ـ



فروردین است و روز فـــرودین
شادی و طــرب را کنــد تلقیــــن
ای دو لب تو چو مــی مـــرا ده
کان باشــد رسم روز فـــرودیــن



و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد ـ



رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را
میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی
خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را



و باز فرزندان خورشید در دره ها وادی ها کوهپایه ها و ب



اغ های خندان به بشارت عید بهار و خوشحالی جوانه زدن شاخه های پر نقش و نگار فاخته ها و کبک دری و عتدلیان را به نغمه سرایی می طلبد و پروانه ها را به پذیرایی عطر شگوفه ها دعوت می نماید و غزلان دلفرین را که عشاق سرگردان به یاد چشم مست معشوقه بی وفا و دل آزار خودشان بیابان در بیابان می پرستند فرا میخواند تا سختی های زمستان را به فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این سرود دلنشین همراز و هم صحبت با آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند ـ


ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی
چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی
خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی


بلبلا مــژدهء بهـــار بیــار

خبر بد به بوم و باز گذار


متن اداری و باستانی



فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد


متن اداری



بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد سال نو مبارک



متن دوستانه و اداری



با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد



متن اداری



ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک



متن اداری


مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. سال نـو مبارک



متن اداری



بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست . و هر سال ستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن وتباهی



متن برای دوستان وبلاگی

ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید!
عید شما مبارک



متن دوستانه



سال نو و بهاری نو را، فرصتی نو برای تازه شدن و بازنگریستن بر چگونه زیستن میبینم!
برای وجود نازنینت در این فرصت نو شوری نو برای ساختن و بهتر زیستن آرزو میکنم.
امیدوارم همیشه سلامت و سرزنده و مهربان و روشن بین باقی بمانی



متن دوستانه

عیدآمدوعید آمد
یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان باد
تا باد چنین بادا!
سال نو مبارک.



متن اداری
دوباره معجزه آب و آفتاب و زمین
شکوه جادوی رنگین کمان فروردین
شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود
دوباره چهره نوروز و شادمانی عید
دوباره عشق و امید
دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار
هفت سین

فرارسیدن نوروز و سال نو را شادباش میگویم.
برایتان تندرستی و نیکروزی
در سال نو آرزو دارم.
باشد که سالی سرشار از شادی
و کامروایی داشته باشید



متن ادبی

دلهای پر مهرمان را به روزهای سبز و زیبای بهار پیوند می زنیم و شادی را برای یکدیگر به ارمغان می آوریم.


متن برای پدر و مادر
عید نوروز را به
گلهای یاس بهشت آرزوهایم ،پدر و مادر عزیزم
که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است
تبریک می گویم


متن اداری و مودبانه

با سلام-در آستانه فرا رسیدن "عید نوروز باستانی" و طمطراق پیک بهاران و آغاز سال نو تبریک و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی، سلامتی و بهروزی، طراوت و شادکامی، عزت و کامیابی را آرزومندیم.


متن ادبی
گلها جواب زمین اند به سلام آفتاب، نه زمستانی باش که بلرزانی، نه تابستانی باش که بسوزانی . بهاری باش تا برویانی. نوروز پیشاپیش مبارک.


متن دوستانه
پیشاپیش فرا رسیدن سال۸۸ را به شماتبریک عرض میکنم با امید به سالی سراشار از موفقیت



متن دوستانه
شاید خداوند صحرا را آفرید تا با دیدن نخل لبخند بزنیم .پیشاپیش سال نو مبارک.با یک دنیا آرزوی بهترین.


متن اداری و دوستانه
عطر نرگس، رقص باد. نغمه شوق پرستوهای شاد.خلوت گرم کبوتران مست.نرم نرمک میرسد اینک بهار.خوش به حال روزگار.سال نو مبارک



 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
comment نظرات () لینک


+ چرا در فرهنگ ایرانی عدد 13 نحس است؟؟

 

آیا عدد 13 نحس است؟

قضیه از این قراره که :

خشایارشا پادشاه هخامنشی ایران مشاوری داشت به نام مردخای که یهودی مخفی بود که پس از توطئه در مورد وشتی همسر خشایارشا او را به قتل رساند و خواهرزاده خود هاداسا را که آن هم یهودی مخفی بود به همسری خشایارشا درآورد و نام آن را به استر تغییر داد پس از آنکه استر بانوی ایران شد شبکه ای از یهودیان را در دستگاه حکومتی ایران جای داد و آنها را به رده های بالای حکومتی رساند.هامان وزیر بادرایت ایران در آن زمان متوجه ارتباط مشکوک بین مردخای و استر شد و آن را به اطلاع خشارشا رساند. استر به محض اینکه از این موضوع مطلع شد به مردخای خبر داد. مردخای در شب 13 فروردین ماه حکم قتل هامان و 77هزار ایرانی را گرفت. در روز 13 فروردین 15 قوم ایرانی قتل عام شدند. از آن روز به بعد ایرانیان در13 فروردین از خانه های خود بیرون می روند تا یک بار دیگر در خانه شان قتل عام نشوند.

جالبه بدونید که یهودی ها در 13 فروردین هرساله در تمام دنیا جشنی برپا می کنن به نام پوریم که روز هامان سوزان (ایرانی کشی) که مجسمه هامان رو با کاه درست میکنن و آتش میزنن و یا تصویر هامان رو به شکل نان درست می کنن و جلوی بچه هاشون میذارن که با کارد تکه تکه ش بکنه و بخوره یا وسط یه سیبل یه عکس زشت می ذارن که این هامانه وباید بهش شلیک کنن و رنگهای دایره های سیبل طوری قرار گرفته که نشانگر پرچم ایرانه.

به کوریه چشم همه بدخواهان میهن عزیزم و هموطنای گلم امیدوارم سال جدید پر از موفقیت و سربلندی برای شما وکشور عزیزمون ایران باشه.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا 13 عدد نحس است؟؟


سخنرانی شهید مطهری پیرامون علل نحسی روز سیزدهم فروردین بین مردم و استدلال بر نادرستی آن

 

 

چرا در فرهنگ ایرانی عدد 13 نحس است

عدد 13 نزد اغلب ملل، نحس، شوم و نامبارک شمرده می ‌شود و در طول قرنها سعی شده از استفاده از این عددپرهیزشود.

اما عدد 13 سکه  ای است که دو رو دارد. به طور مثال در ورق تاروت کارت 13، کارت مرگ است که درعین حال نشان دهنده تولد دوباره و نو شدن هم هست.

(13) در واقع عدد سیزده یک نوشدن و زایش دوباره را تداعی می کند. می‌دانیم که سیستم شمارس در برخی از نقاط دنیای باستان دوازده دوازدهی بوده، بنابراین عدد سیزده می تواند مفهوم پایان یک دوره و شروع دوره ی جدید را تداعی کند .

عدد 13 همیشه با سحر و جادو در ارتباط بوده و عددی به شمار می آمده است که اعتقاد داشتند از قدرت اسرارآمیزی برخوردار است. این عدد نشان معرفت درونی است که به افرادی که با آن آشنایی دارند، قدرت می خشد. عدد 13 ممکن است برای کسانی نحس باشد که از رازهایی که این عدد آشکار می کند؛ می ترسند ولی برای طرفداران علوم اسرارآمیز (همانطور که همیشه نیز چنین بوده) عدد مقدسی است.

شومی عدد سیزده چندین دلیل دارد:

_ تعداد خدایان در یونان دوازده بوده اما وقتی سیزدهمی وارد می شود یکی از آنها را می کشد و خود به جای او می‌نشیند و از آن به بعد همه چیز به هم می ریزد و اوضاع خراب می شود.

_ به قول (ویل دورانت) از آنجا که دوازده عددی بوده که به 2 و 3 و 4 و 6 بخش پذیر بوده و عدد کاملی به شمار می آمده و درست بعد از آن عدد سیزده است که به هیچ کدام از آن اعداد بخش پذیر نیست، نحس شده است.

_ مسحیان؛ یهودای خیانت کار را سیزدهمین آن دوازده نفر می دانند.

_ در روز جمعه،13 اکتبر 1307 میلادی تعدادی از اعضای فرقه ای از صلیبیون نظامی قرون وسطی توسط فرمانداران فیلیب چهارم، شاه فرانسه دستگیر و محکوم شدند.

_از آنجا که این عدد را نحس می دانند، بعضی از معماران تا همین اواخر در بناها از ساخت طبقه سیزدهم پرهیز می کردند.

_گاهی پلاک سیزده بر روی نشانی ها گذاشته نمی‌شود.

_مسیحیان در یک اتاق و پشت یک میز، سیزده نفر (در ضیافت شام) نمی نشینند.

_در هواپیمای ایرباس، صندلی شماره سیزده وجود ندارد.

_سیزده در مسیحیت، عدد یهودا اسخریوطی است.

_عدد اجتماع جادوگران نیز سیزده است.

_در ایران هم در نگاه عامه مردم با شومی عدد سیزده مواجه می شویم.

آن روی سکه 13

سیزده در تقویم آزتک عدد مهمی محسوب می شود. این تقویم به ادوار سیزده روزه تقسیم شده است و در ضمن برای پیشگویی هم به کار می رفته است.

در میان اسراییلیان باستان، سیزده مقدس بود، زیرا برای تابوت عهد، وجود سیزده چیز ضروری بود.

همچنین این عدد بر طبق حروف ابجد، معادل احد (الف: 1، ح: 8، د: 4) و به معنی خداست.

از طرفی اگر مسیح سیزدهمین نفر به اضافه دوازده حواری خود باشد دیگر این عدد نحس و شوم نیست و همچنین اگر خورشید را سیزدهمینِ دوازده صورت فلکی شناخته شده در آن زمان، بدانیم باز از شومی آن خبری نیست.

عدد 13 در بسیاری از آداب و رسوم که علم هندسه در آن ها به نوعی وجود دارد، نقش محوری داشته است، زیرا نمایانگر الگویی بوده که در انسان، طبیعت و بهشت دیده می ‌شود. برای نمونه 13 مفصل اصلی در بدن آدمی وجود دارد. سال خورشیدی 13 مدار قمری دارد و ماه هر روز 13 درجه در آسمان حرکت می کند.

شاید دلیل دیگر اهمیت عدد 13، کاری است که \"تریسی تویمان بر روی تقویم طلایی که مبتنی بر مضرب های 13 نظیر 26 و 52 است، انجام داده است. تقویم امروز ما هنوز نشان هایی از این تقویم را در خود دارد. به این معنی که اصل 52 هفته را درتقویم سال حفظ کرده است. بنابر اطلاعات موجود، قرن آزتک ها بر مبنای 52 سال استوار بوده است. بومیان جنوب آمریکا که به امکان برخی مکاشفات در یک تاریخ خاص معتقد بودند طبق سنت، هر 52 سال تمدن خود را نابود می کردند.

سیزدهمین الفبای ملل اسکاندیناوی «eiwaz» نامیده می‌شود که مجموعه روش ها و باورها و رسوم مردم شمال اروپا را نشان می‌دهد و نمایانگر نقطه تعادل بین روشنایی و تاریکی، نیروی خلاق و مخرب، بهشت و زمین است که در واقع به طور هم زمان پایان و شروع محسوب می شود و به یک اندازه برای مرگ و زندگی ابدی اهمیت قایل می شود.

در نمادهایی که در اسکناس یک دلاری وجود دارد، به طور اغراق آمیزی نقش عدد 13 دیده می شود. در واقع مفهوم عدد 13 در تاریخ آمریکا بسیار مستحکم است.عدد 13 در بسیاری از نمادهای یک دلاری آمریکایی به کار می رود (13 قوم اولیه آمریکا، 13 امضاکننده بیانیه استقلال، 13 نوار روی پرچم، 13 طبقه هرم، 13 ستاره در بالای سر عقاب، عبارت13 حرفیe pluribus unum، تعداد 13 پر تزیینی از پرهای موجود در طول هر یک از بال های عقاب، 13 نوار بر روی سپر، 13 برگ روی شاخه زیتون و تعداد 13 عدد پیکان.)

بالای سر عقاب (واقع در پشت 1 دلاری) نیز سیزده ستاره وجود دارد که به شکل یک ستاره داوود(خاتم سلیمان) چیده شده اند. این شکل به تعبیر «جوزف کمبل» می‌تواند نماد دموکراسی باشد، که هرکسی می‌تواند از هر موضعی (با توجه به 6 گوشه بالا و پایین و طرفین) سخن بگوید، زیرا ذهن او از حقیقت (مرکز) جدا نشده است.

و از طرفی با توجه به شکل خاتم سلیمان، سیزده نقطه داریم که دوازده نقطه آن در محل تقاطع خطوط و یک نقطه نیز در مرکز قرار دارد.

در ایران و هند باستان، تعداد سال های جهان در آفرینش، 12000 سال انگاشته شده است. تعداد ماههای سال هم بر همین اساس (به ازای هر 1000 سال،یک ماه) دوازده ماه است. شاید در راستای همین باورها بوده که اکنون در ابتدای سال شمسی، ایرانیان 12 روز و در ادامه، روز سیزدهم فروردین را تعطیل هستند. روز سیزدهم نمادی از آشوب آغازین قبل از آفرینش و البته شروع دوباره زندگی پنداشته می شود و این چنین است که بعد از روز سیزدهم دوباره کار و تلاش در سال جدید آغاز می شود

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٢
comment نظرات () لینک


+ وقتی لیلا حاتمی هم پدرش را نشناخت!

 

13
 
 
  وقتی لیلا حاتمی هم پدرش را نشناخت!  
 
  پخش «هزاردستان» از شبکه آی فیلم، این روزها برای مخاطبان دهه های قبل از ۶۰، خاطرات بسیاری را زنده کرده است. زمان پخش این سریال در سال ۶۸، علی حاتمی مصاحبه مفصلی با هفته نامه سروش انجام داده بود بخش هایی از صحبت های زنده یاد علی حاتمی را در زیر می خوانید.  
 
     
 
 
 
 
   
 
 
وقتی لیلا حاتمی هم پدرش را نشناخت!  
 
 
 
 
     
 
   
 

پخش «هزاردستان» از شبکه آی فیلم، این روزها برای مخاطبان دهه های قبل از ۶۰، خاطرات بسیاری را زنده کرده است. با اینکه در این سال ها همیشه درباره جذابیت قصه، شخصیت پردازی، بازی خوب بازیگران، طراحی لباس و صحنه و .. . صحبت های فراوانی شده اما کمتر به مسائلی مثل چگونگی شکل گیری این سریال، حال و هوای علی حاتمی هنگام ساخت سریال و چگونگی شکل گیری ایده و ساخت شهرک سینمایی غزالی، توجه نشان داده شده.

 

زمان پخش این سریال در سال ۶۸، علی حاتمی مصاحبه مفصلی با هفته نامه سروش انجام داده بود که در بخش هایی از آن توضیحات جالبی درباره این مسائل به چشم می خورد. بخش هایی از صحبت های زنده یاد علی حاتمی را در زیر می خوانید.

 

● شکل گیری ایده هزاردستان

 

پس از تولید سریال «سلطان صاحبقران» در سال ۵۴، قرار بود سریال دیگری برای تلویزیون بسازیم به اسم «انحصار تنباکو». حدود شش، هفت ماه کار تحقیق و پژوهش آن طول کشید و نزدیک به یک سال هم روی متنش کار کردیم. بعد از این همه زمان، طرح مان در تلویزیون پذیرفته نشد. دلم می خواست بعد از «مثنوی معنوی» و «سلطان صاحبقران»، سومین سریالم را کامل تر و قوی تر بسازم و کارهایم را به تدریج کامل کنم.

 

در فاصله ای که داشتم تحقیقاتم را برای فیلم «سوته دلان» کامل می کردم، فرصتی دست داد تا مقدمات سریال جدیدی با نام «جاده ابریشم» (نام اولیه هزاردستان) را فراهم کنم. تجربه ساخت سریال طولانی نداشتم. «مثنوی معنوی» را در شش قسمت ساخته بودم و «سلطان صاحبقران» را در ۱۳ قسمت اما برای «جاده ابریشم» تصمیم داشتم قدمی بلندتر بردارم و سریالی ۲۶ قسمتی بسازم. تجربه خوب «سلطان صاحبقران» باعث شد تا تصمیم بگیرم در این کار از چند چهره تاریخی استفاده کنم و بقیه چهره ها را بسازم؛ کاری تلفیقی از قصه و واقعیت!

 

 

 

 

● تبعید به فرانسه و تراشیدن موی سر

 

برای «جاده ابریشم» باید وقت زیادی صرف می کردم. برای همین به فرصت کافی و جای مناسبی نیاز داشتم. اما آن آرامش مطلوب را در هیچ جا به دست نمی آوردم. از سوی دیگر، به شهرهای اطراف تهران هم نمی توانستم سفر کنم چون مکان هایی تفریحی بودند و بهترین گزینه برای سفر دوستان و آشنایان! تصمیم گرفتم به کشوری دیگر بروم تا کلا از همه دور باشم.

 

بهترین جایی که می توانستم بروم انگلیس بود. در آنجا می توانستم چند کلمه صحبت کنم اما تصمیمم را عوض کردم و به فرانسه رفتم. چون با زبان فرانسه هیچ آشنایی نداشتم و طبیعتا در این کشور غریب، محبوس می شدم. ماه ژوئیه را برای سفر انتخاب کردم که پاریس کاملا خلوت است. اولین کارم پس از ورود به فرانسه این بود که سرم را از ته بتراشم تا دیگر رویم نشود به خیابان بروم و از صبح تا شب بنشینم و سریالم را بنویسم.

 

 

● سر و کله زدن با ۶۰، ۷۰ شخصیت

 

در این کار حدود شصت هفتاد شخصیت داشتم که تنها انتخاب اسم هم برای آنها وقت گیر بود، چه رسد به شخصیت پردازی شان که دیگر جای خود داشت. در خصوص دیالوگ ها هم سعی می کردم ابتدا مفهوم حرف های شان را بنویسم، یعنی آن چیزهایی را که ارزش کلامی داشتند وارد فیلمنامه کنم و بعد در فرصت دیگری روی آنها کار کنم.

 

 

● ساخت دکور شهرک سینمایی در ایتالیا

 

بعد از آماده سازی متن، براساس تحقیقاتم به ایتالیا مسافرت کردم تا مقدمات طراحی شهرک سینمایی را فراهم کنم. در ایتالیا انواع دکور را از نظر زیربنایی بررسی کردم و با بهترین متخصصان این حوزه تماس گرفتم. از آنجایی که انجام این کار بر عهده من بود به عنوان یک پروژه شخصی با متخصصان قرارداد بستم، زیرا اگر متوجه می شدند طرف قرارداد آنها تلویزیون دولتی است قیمت را بالا می بردند.

 

نهایتا ماکت شهرک براساس عکس های جمع آوری شده در ایتالیا شکل گرفت. این عکس ها از مناطق مختلف کشور تهیه شده بود. بخشی از دکور متعلق به شهر تبریز(یک تکه از خیابان شاه آباد) بود و بخش های دیگر از خیابان لاله زار و موتیف هایی که در داخل ساختمان های قدیمی باقی مانده بود به دست آمده بود.

 

 

● پیگیری روند هزار دستان بعد از انقلاب

 

۱۰ ۱۵ روز پس از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ کل این اقدامات به اتمام رسید بود. در آن زمان برای ادامه تولید کار سه پیشنهاد به مسئولان تلویزیون دادم. آنها که از حسن نیت من مطلع بودند، گفتند تمایل دارند تا تولید این سریال ادامه پیدا کند اما در شرایط فعلی فرصت تصمیم گیری نیست. از من خواستند برنامه دیگری آماده کنم تا هر چه سریع تر امکان پخشش از تلویزیون وجود داشته باشد.

 

من هم شروع به کار کردم و از دل سریال «سلطان صاحبقران» دوفیلم سینمایی «میرزا رضا» و «امیرکبیر» بیرون آوردم. بعد از مدتی مدیران تلویزیون اعلام کردند که تمایل بسیاری به ساخت مجموعه « جاده ابریشم» دارند اما شرط کردند که قبل از تولید، متن را بخوانند. از آنجایی که به تصویب کار امیدوار بودم، شروع کردم به جمع آوری مایحتاج کار. وسایل صحنه را از کوچک ترین تا بزرگ ترین قطعه با هزینه شخصی خودم خریدم. بعد هم ساختمان سه یا چهار طبقه ای تهیه کردم و تمام آن را پر از اثاثیه کردم!

 

 

● شهرک سینمایی از کجا پیدا شد؟

 

هنگام تولید هزاردستان فکر می کردم آن آخرین سریال تلویزیونی ام باشد برای همین تمام توان و نیرویم را برای تولید آن گذاشتم. پس از فراهم شدن لباس و وسایل صحنه نوبت به ماکت و اجرای دکور رسید. برای ساختن شهرک سینمایی تلاش کردم جایی را انتخاب کنم که بعدها بشود آن را گسترش داد. نباید درانتخاب خطر می کردم. اگر ما زمینی به وسعت ۱۲۰ هزار متر داشتیم، می توانستیم ایده آل های مان را در آن پیاده کنیم.

 

مدتی طولانی به دنبال چنین مکانی گشتم و نهایتا نزدیک اتوبان تهران–کرج، جای مناسبی پیدا کردم. تصادفا بعد از تحقیق فهمیدم این زمین در تملک تلویزیون است. دو سالی برای سر و سامان دادن آن زمان صرف کردیم تا نهایتا به شهرک سینمایی به شکل و شمایل امروزی رسیدیم.

 

 

 

 

همسر علی حاتمی، روایت جالبی از دوران تولید «هزار دستان» دارد؛ زمانی که همسرش او و لیلا را تنها گذاشته بود تا در فرانسه، به تنهایی روی فیلمنامه این سریال وقت بگذارد

 

 

 

دوره تولید هزار دستان، برای زهرا حاتمی، همسر زنده یاد علی حاتمی هم پر از تلاش و خاطره بوده. از سفر علی حاتمی به فرانسه برای نوشتن سریال گرفته تا سکوت چند روزه زهرا و لیلا برای به هم نخوردن حواس او و ... همگی باعث شده تا هزار دستان، به یکی از بخش های مهم زندگی آنها تبدیل شود. او هنوز هم بعد از تمام این سال ها معتقد است در حق سریال همسرش کم لطفی شده و سانسورهای شدید، ساختار کار او را به هم زده است. زهرا حاتمی سال ۸۲ با روزنامه بانی فیلم، مصاحبه مفصلی انجام داد و درباره حال و هوای آن دوران توضیحات جالبی داد. مشروح این مصاحبه را بخوانید.

 

 

● سانسور، هزار دستان را ناقص کرد

 

روند ساخت سریال هزار دستان درست پس از پایان تولید و پخش سریال «سلطان صاحبقران» آغاز شد. البته قصه اولیه چیز دیگری بود ولی به دلایل شرایط موجود، داستان آن کلی تغییر کرد. تغییر اسم «جاده ابریشم» هم به دلیل شباهت اسمی آن با مجموعه مستند« جاده ابریشم» بود. علی معمولاً چند اسم برای کارهایش در نظر می گرفت و از بین آنها یکی را انتخاب می کرد.

 

برای این کار هم چند اسم از جمله «طهران روزگار نو » و «هزار دستان» مدنظرش بود که در نهایت « هزار دستان» را انتخاب کرد. اما در کل، داستان این سریال به طور کامل در سانسور تغییر کرد. می توان گفت آنچه پخش شد یک چیز ناقصی از «هزار دستان» علی بود. این سریال در پخش چنان دچار تغییر شد تا جایی که در بسیاری از جاها مفهوم قصه هم معلوم نبود. همین مسئله باعث شد مخاطب نتواند روابط بین آدم های قصه را درک کند.

 

 

● غریبه بودن علی حاتمی برای لیلا

 

علی روزی که به فرانسه رفته بود سرش را تراشید و چهره اش را کاملاً تغییر داد تا مجبور شود در خانه بماند. قیافه او در آن زمان آن قدر تغییر کرده بود که وقتی لیلا، علی را دید، او را نشناخت. همان زمان هوای فرانسه خیلی گرم شده بود. علی هر بار که به من زنگ می زد از گرمای هوا گلایه می کرد.

 

به هر حال همسر یک نویسنده بودن خیلی سخت است. من به خاطر عشقی که به این کار و همسرم داشتم و نبوغی که در او می دیدم تمام این سختی ها را تحمل می کردم. گاهی اتفاق می افتاد ۲۴ ساعته و حتی یک هفته در خانه سکوت حکمفرما بود تا او بتواند کارش را انجام دهد.

 

 

● علی گریم را وارد ایران کرد

 

علی از جمله کارگردان هایی بود که گریم را وارد سینمای ایران کرد. این نکته ای است که استادان گریم ایران از جمله جلال معیریان و عبدالله اسکندری هم به آن اذعان دارند. او اهمیت زیادی به گریم می داد و برای رسیدن به گریم بهتر، تلاش زیادی می کرد. بنابراین حاضر نمی شد بازیگر با گریم ساده جلوی دوربین برود؛ روشی که در سینمای قبل از انقلاب مرسوم نبود.

 

قرار بود برای این سریال از کمک گریمورهای خارجی استفاده شود اما چون آنها به دلیل جنگ به ایران نیامدند تمام کار به گریمورهای تازه کار ایرانی محول شد. در آن زمان هم کسی حاضر نمی شد چهار ساعت زیر گریم برود. به خصوص خانم ها که مدت گریم شان طولانی تر بود. من هم چون می دانستم کسی حاضر به پذیرش این کار نیست آن را قبول کردم.

 

البته این گریم ها راجع به شخصیت های مجموعه نبود، بلکه بیشتر به صورت گریم مرد و زن جوان یا مرد و زن پیر و ریش و سیبیل روی چهره ها تست زده می شد و از ۱۴ سالگی تا کهولت را در بر می گرفت، این کار نوعی آموزش گریم بود که روی صورت من و علی تست می خورد.

 

 

 

 

 

● ساخت شهرک سینمایی با چهار میلیون تومان

 

علی هنگام ساخت «سوته دلان» با گروهی به نام «کورنتا» آشنا شد و چون می خواست تمام بخش های «هزار دستان » کیفیت قابل قبولی داشته باشد، پیشنهاد آماده سازی دکور این مجموعه را با آنها در میان گذاشت. علی دوست داشت در اینجا هم مانند آنچه در آمریکا، روسیه و ایتالیا دیده بود، شهرک سینمایی داشته باشیم. برای همین تصمیم گرفت این شهرک را بسازد.

 

مراحل ساخت این شهرک از سال ۵۷ آغاز شد. علی شهرک سینمایی را با چهار میلیون ساخت. طی این چند سال این قیمت به چند برابر رسید. وقتی با مسئولین تلویزیون صحبت کردیم، متوجه شدیم زمین متعلق به تلویزیون بوده ولی مدیران خبری از وجود آن نداشتند و نمی دانستند که چنین زمینی هم در تملک تلویزیون است. متاسفانه بعد از فوت علی خیلی در حقش کم لطفی شد. مثلا قرار بود اسم شهرک سینمایی به اسم « شهرک علی حاتمی » باشد اما هیچ وقت اتفاق نیفتاد.

 

 

● تمام نقشم در سریال قیچی شد

 

من در این سریال نقش «امینه اقدس» را بازی می کردم. امینه اقدس در بورس سالانه خان مظفر برنده می شود و به عنوان شاگرد اول به تهران می آید. در ادامه هم به خاطر هوش و ذکاوتش مورد توجه قرار می گیرد و به عنوان همکار و همراه خان مظفر در کنار او می ماند. اما آنقدر سریال دچار سانسور شد که این صحنه ها دیده نشد. یکسری از صحنه ها هم اصلاً گرفته نشد. این دختر شخصیت دوگانه ای داشت و تحت تاثیر خان مظفر قرار می گرفت.

 

به همین دلیل به عقد پسرش در آمد. خان مظفر توسط امینه اقدس تمام کارهایش را در پس پرده انجام می داد. در واقع این شخصیت رابط میان مردم، حکومت و خان مظفر بود و خان مظفر تمام خواسته هایش را توسط او محقق می کرد. شخصیت خان مظفر هم خوب پرداخت شده بود اما آن قدر قیچی خورد که دچار سردرگمی شد.

   
   
 
 
      روزنامه هفت صبح  
 
 
 
 
 
علی حاتمیش

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٩
comment نظرات () لینک


+ عکس/ژست دسته جمعی ماهی‌ها در برابر دوربین

 

عکاسی که در زمینه محافظت از محیط زیست نیز فعالیت دارد سالها است که در پارک ملی کابوپولمو درحال عکاسی از ماهی‌ها بوده‌است.
بولتن نیوز ، بر اساس گزارش تلگراف،‌ اکتاویو آبورتو طی سال‌ها عکاسی زیر آب،‌ در تلاش بوده که عکسی دسته جمعی از ماهی‌هایی که به صورت گله‌ای شنا می‌کنند به ثبت برساند.

در نهایت، پس از سه سال تلاش وی توانست از گروهی از ماهی‌ها که گویی برای عکس گرفتن در برابر دوربین ژست گرفته‌اند، عکاسی کند.

ماهی

 

عکس/حرکت تکنیکی فتح الله زاده

علی فتح الله زاده که تیم خود را در سفر به قطر همراهی می کند، در تمرین آبی پوشان در قطر با بازیکنان به تمرین پرداخت و حرکت پله را به نمایش گذاشت.
 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٩
comment نظرات () لینک


+ بی تو آری غزل سایه ندارد لطفی

 

 

بی تو آری غزل سایه ندارد لطفی

http://eydel.persianblog.ir/

پنج شنبه ی هفته ی گذشته 17 دی ماه 1388، شصت و سومین زادروز محمد رضا لطفی بود. اجرای زیر مربوط به برنامه ی بزرگداشت هوشنگ ابتهاج (سایه) است که در سال 1997 در کلن آلمان برگزار شد و در آن ابتهاج غزلی را که برای دوست و همکارش لطفی سروده است خواند.



دریافت فایلدانلود آهنگ


پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم

ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم

صبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان در فکنم

نی جدا زان لب و دندان جه نوایی دارد؟
من ز بی همنفسی ناله به دل می شکنم

بی تو آری غزل «سایه» ندارد «لطفی»
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم

هوشنگ ابتهاج (سایه)

 

عناوین مطالب ای دل غافل

» عکس/ یک داماد و چهار عروس! :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» 10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند! / تصاویر :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» نها دختر لژیونر در تیم ملی فوتبال ایران/عکس :: ۱۳٩۱/۱٢/۸
» قسمت دوم خلاصه عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱٢/۶
» ای شب از رویای تو رنگین شده :: ۱۳٩۱/۱٢/۶
» خلاصه آخرین قسمت عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» راز خوشبختی بشر :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» مبارک باد :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» گلشیفته فراهانی و عکس با فرح پهلوی :: ۱۳٩۱/۱۱/۳٠
» حیوان روز تولد شما :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۸
» وبلاگ ای دل غافل ولنتاین-تاریخچه روز ولنتاین(تاریخ ولنتاین) :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» جدیدترین اس ام اس های ولنتاین 1391 :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» ولنتاین به سبک ایرانی اسلامی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» تیتراژ سریال از بوسه تا عشق :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» حریم سلطان+فیلم :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای دسته جمعی بازیگران زن :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» حریم سلطان :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای جدید نهال :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای توپراک :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای توپراک بازیگر عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکس های سریال شمیم عشق و عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» توپراک و بازیگر نقش چنار :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسای توپراک سلام - کامپیوتر - کتاب - وبلاگ - موبایل - ورزش - زن - اسلام - فی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» خلاصه سریال عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۸
comment نظرات () لینک


+ عکس/ یک داماد و چهار عروس!

 

عکس/ یک داماد و چهار عروس!
 
عروسی گروهی در احمدآباد هند. یک داماد و چهار عروس منتظر همسرانشان هستند.
عکس/ یک داماد و چهار عروس!
 

 

عناوین مطالب وبلاگ ای دل غافل

» قسمت دوم خلاصه عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱٢/۶
» ای شب از رویای تو رنگین شده :: ۱۳٩۱/۱٢/۶
» خلاصه آخرین قسمت عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» راز خوشبختی بشر :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» مبارک باد :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» گلشیفته فراهانی و عکس با فرح پهلوی :: ۱۳٩۱/۱۱/۳٠
» حیوان روز تولد شما :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۸
» وبلاگ ای دل غافل ولنتاین-تاریخچه روز ولنتاین(تاریخ ولنتاین) :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» جدیدترین اس ام اس های ولنتاین 1391 :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» ولنتاین به سبک ایرانی اسلامی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» تیتراژ سریال از بوسه تا عشق :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» حریم سلطان+فیلم :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای دسته جمعی بازیگران زن :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» حریم سلطان :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای جدید نهال :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای توپراک :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای توپراک بازیگر عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکس های سریال شمیم عشق و عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» توپراک و بازیگر نقش چنار :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسای توپراک سلام - کامپیوتر - کتاب - وبلاگ - موبایل - ورزش - زن - اسلام - فی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» خلاصه سریال عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۸
comment نظرات () لینک


+ 10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند! / تصاویر

10 رنگ موی جذاب سال 2013

10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!

مطابق نظر ماری رابینسون،متخصص رنگ مو،کسی که مشتری هایی از جمله ناتالی پورت من و آنه هاتاوی را دارد.اغلب افراد مشهور موهای خود را با سایه روشن ها آرایش می دهند برخی با سایه روشن های تیره تر و برخی با سایه روشن های روشن تر

 10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!


قهوه ای شنی:

این رنگ قهوه ای شنی به مدل موهای کوتاه واتسون می آید.این رنگ صورت او را ملایم تر می کند.م.های واتسون از دو یا سه رنگ روشن تر از موهای طبیعی خودش رنگ شده و با هایلایت هایی ترکیب شده است.در این مدل نیازی نیست که با رشد مو و پیدا شدن ریشه ی مو،رنگ را تمدید کرده.او هم چنین می گوید کسی که موهایش را لایه ای کوتاه می کند باید از لایت های زیاد بر روی موهایش جلوگیری کند.در غیر این صورت پایین موهایش نازک به نظر می رسد.

10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!


قهوه ای کاراملی:

رابینسون می گوید:با این که این رنگ مو نسبتا زیاد است اما اگر بر روی آن هایلایت های طلایی بیاندازید بر روی چهره ی شما می درخشد و گیرایی شمارا دو چندان می کند .برای این که رنگ موی جنیفر لوپز را داشته باشید،پایه موهایتان را قهوه ای روشن کنید و هایلایت هایی را در دو طرف صورتتان و در انتهای موهایتان بیاندازید.

10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!


قهوه ای عسلی:

با این که این قهوه ای روشن به چهره ی آنجلینا جولی گرمای خاصی بخشیده استریا،اما رابینسون هشدار می دهد کسانی که چشم های برجسته و لب های تیره ندارند ممکن است این رنگ برایشان مناسب نباشد.او می گوید کسانی که اعضای صورتشان درشت نیست و یا زیاد آرایش نمی کنند بهتر است از این رنگ استفاده نکنند.

10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!


قهوه ای طلایی:

رابینسون می گوید:قهوه ای طلایی رنگی است که بسیار به چشم های ناتالی پورتمن می آید.عسلی با هایلایت های کاراملی چهره ی او را زیبایی بخشیده است البته هایلایت ها باید در رنگ مو محو باشند و هایلایت های خط دار و رگه دار جذابیت ندارند تا موهایتان طبیعی و زیبا جلوه کند.این رنگ مو برای پوست های رنگ پریده توصیه می شوند.

10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!

قهوه ای بلوطی:

رابینسون می گوید:این رنگ مو برای همگان است و همه می توانند از این رنگ مو استفاده کنند.همین طور که می بینید این رنگ به چهره ی ویکتوریا بکهام گرما بخشیده و چشم های قهوه ای اش را نمایان تر کرده است.برای داشتن این رنگ مو،زمینه ی موهایتان را به رنگ قهوه ای تیره درآورید و از هایلایت های کاراملی و قهوه ای قرمز در اواسط و انتهای موهایتان استفاده کنید.رابینسون می گوید هایلایت های قرمز کلید جذابیت شماست.هم چنین این رنگ موها را پرتر هم نشان می دهد.

10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!

ماهوگانی(قهوه ای مایل به قرمز):

اگر شما هم مثل هایک صورت سبزه ای دارید،به متخصص رنگ موی خود بگویید وسط و آخر موهایتان را دو یا سه سایه روشن از زمینه ی موهایتان بگذارد.و چند هایلایت قهوه ای بلوطی هم این طرف و آن طرف موهایتان بگذارید.

10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!

قهوه ای خاکستری متوسط:

رابینسون می گوید:این رنگ برای مدل های موی لایه ای بسیار مناسب است و مدل مو را بخوبی نمایان می کند.از متخصص مو بخواهید با قهوه ای تیره کار کند و هایلایت هایی را در وسط و انتهای مو بیاندازد.این رنگ به صورت جذابیت و گرمای خاصی می بخشد.

10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!


قهوه ای خاکستری تیره:

این رنگ بسیار زیباست،این رنگ به چشم های کتی هولمز می آید و آن ها را پر تلالو نشان می دهد.اگر موهای بلند و تیره ای دارید این رنگ برای شما فوق العاده است.

10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!


قهوه ای دودی:

رابینسون می گوید:به دلیل این که این رنگ تیره ترین قهوه ای یا مشکی نیست برای اغلب افراد مناسب است.این رنگ،به پوستتان رنگی نمی دهد اما به صورت فرم می دهد.رابینسون پیشنهاد می کند این رنگ را برای پوست های تیره که تن سبز و طلایی دارند استفاده کنید.این رنگ،بی رنگ و رویی را از چهره ی شما می شوید.

10 رنگ موی جذاب سال 2013 برای آنان که سبزه رو هستند!


مشکی:

رابینسون می گوید:الیویامان همیشه از این رنگ استفاده می کند زیرا چهره ی سبزه رویی دارد.شما اگر این رنگ را می پسندید،رابینسون پیشنهاد می کند اول چندین بار از رنگ های روشن تر در همین زمینه استفاده کنید و سپس به سمت تیرگی بروید.او تاکید دارد که بهتر است این کار تدریجی انجام شود و همان اول موهایتان را به رنگ الیویا نکنید

تهیه و ترجمه : اختصاصی نیک صالحی

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۸
comment نظرات () لینک


+ نها دختر لژیونر در تیم ملی فوتبال ایران/عکس

 

تنها دختر لژیونر در تیم ملی فوتبال ایران/عکس

شبنم باماتی دختر لژیونر ایرانی است که در یکی از تیم های لیگ برتر سوئد بازی می کند.
 
تنها دختر لژیونر در تیم ملی فوتبال ایران/عکس
 

عناوین مطالب وبلاگ ای دل غافل

» قسمت دوم خلاصه عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱٢/۶
» ای شب از رویای تو رنگین شده :: ۱۳٩۱/۱٢/۶
» خلاصه آخرین قسمت عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» راز خوشبختی بشر :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» مبارک باد :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» گلشیفته فراهانی و عکس با فرح پهلوی :: ۱۳٩۱/۱۱/۳٠
» حیوان روز تولد شما :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۸
» وبلاگ ای دل غافل ولنتاین-تاریخچه روز ولنتاین(تاریخ ولنتاین) :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» جدیدترین اس ام اس های ولنتاین 1391 :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» ولنتاین به سبک ایرانی اسلامی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» تیتراژ سریال از بوسه تا عشق :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» حریم سلطان+فیلم :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای دسته جمعی بازیگران زن :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» حریم سلطان :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای جدید نهال :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای توپراک :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسهای توپراک بازیگر عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکس های سریال شمیم عشق و عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» توپراک و بازیگر نقش چنار :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» عکسای توپراک سلام - کامپیوتر - کتاب - وبلاگ - موبایل - ورزش - زن - اسلام - فی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
» خلاصه سریال عمر گل لاله :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۵
نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۸
comment نظرات () لینک


+ قسمت دوم خلاصه عمر گل لاله

 

قسمت دوم خلاصه عمر گل لاله

 

توپراک و چنار خیلی با هم خوبن و چنار همش به توپراک می گه که بچه دار بشه. در قسمت قبل یشیم به شوهر قبلی توپراک گفته بوده یه سی دی به دست چنار برسونه ولی اون یه سی دی اشتباه رسونده و یشین از دستش عصبانی است. ( حالا این که در این سی دی چی بوده منم نمی دونم مربوط به قسمت قبل است )

از طرفی یک نامه ناشناس به دست زمرد رسیده که در اون نامه نوشته شده که من می دونم قاتل لاله کی است. اقبال نجیب رو تهدید کرده که یا زمرد رو طلاق بده یا اون همه چیزو راجع لاله بهش می گه و اون وقت خود زمرد ازش طلاق می گیره.

 

یشیم اسم پسرش رو چنار گذاشته مثل اسم عشقش. یکی از دوستای یشیم اونو برای مهمونی دعوت کرده و یشیم بعد از تولد بچه اش دو ماه است که از خونه بیرون نرفته و همش مواظب بچه است. چنار برای بچه یک پرستار انتخاب کرده ولی یشیم می گه من هنوز نمی تونم بهش اطمینان کنم و بچه ام را به دستش بدهم . چنار اصرار دارد که یشیم خود را در خانه زندانی نکند و به مهمانی برود.

توپراک و چنار هم به اون مهمونی دعوت هستند اول توپراک نمی خواد بیاد اما چنار قانعش می کنه. یشیم یه مقدار از جواهراتشو داخل کمد پرستار می زاره و به او تهمت دزدی میزنه و اخراجش می کنه. بعد به چنار زنگ میزنه و میگه من نمی تونم بچه رو تنها بزارم پس من مهمونی نمی ایم. چنار می گه خودم میام دنبالت و با هم می ریم بعد به توپراک زنگ می زنه و میگه با مادرم بیا مهمونی. وقتی به اونجا می رسن همه خبرنگار ها از اونها عکس می گیرن و یشیم می گه چنار پدر فوق العاده ای است.

 

پاپاراتزی ها هی از یشیم و چنار عکس می گرفتند و چنار یاد اور می شه که اون یک مرد متاهل است و وقتی پیش مادرش میرود مادرش می گوید که توپراک وقتی تو رو با یشیم دید گذاشت و رفت. چنار با عجله می ره و توپراک رو پیدا می کنی می گه چی کار می کنی توپراک می گه تو منو با مادرت فرستادی چون گفتی کار داری حالا می ای اینجا اونم با یشیم. چنار می گه من مجبور شدم با یشیم بیام چون اون پرستار اخراج شده بود و یشیم تنها بود . توپراک می گه تو به مهمونی ات برس و من می رم خونه. چنار هر چی اصرار می کنه فایده نداره و مجبور می شه به مهمونی برگرده. یشیم به چنار میگه توپراک چی شد و می گه اون برگشت خونه. شرمین خدمتکار هم به توپراک می گه به نظرم اون پرستار نمی تونه دزدی کرده باشه و یشیم با این بهانه اونو اخراج کرده کی هی زنگ بزنه و گریه کنه و چنار رو بکشه خونه اش و تو هم بتونی از بچه پرستاری کنی و اون این طوری بیشتر با چنار باشه. چنار می ره خونه و می بینه توپراک منتظرشه و باهم دعوا شون می شه . توپراک می گه من ترجیح می دادم با من برمیگشتی اما تو موندی. چنار می گه من رو درک نمی کنی من باید با یشیم می بودم و سعی می کنم هر دو تونو خوشحال کنم. توپراک می گه تو در برابر اون هیچ مسئولیتی نداری اما همش خونه اون هستی و من که همسرتم تو رو اندازه یشیم نمی بینم.

فردا صبح خبر اون مهمونی چاپ شد و چنار رو حسابی عصبی کرد چون با دیدن این خبر که عکس یشیم و چنار و بچه در روزنامه است او احساس حسادت می کند.

یشیم با ریحان درد دل می کند و ریحان میگوید تو اشتباه زیادی کردی که این بچه رو نگه داشتی چنار هیچ وقت پیش تو برنمی گرده. یشیم هم این حرف رو قبول می کنه. می گه من مدت ها است که ناخن هام رو مانیکور نکردم مدتها است که برای خرید نرفته ام حتی یه خواب راحت ندارم اما چنار با زنش خوش میگذرونه این زندگی ای نبود که من می خواستم. هیچ کس منو دوست نداره.

یشیم می ره پیش اون دکتره کانسل. دکتر بهش می گه خیلی وقت ندیدمت نگرانت شدم چی شده. یشیم می گه خواهش می کنم منو ببوس و منو در اغوشت بگیر. من نیاز دارم که کسی هم منو دوست داشته باشه و به من محبت کنه من خیلی تنهام ( واقعا دلم براش می سوزه این چنار خیلی عوضی است)

 

دکتر بعد از اون رفتار یشیم می خواد بره که یشیم می گه نرو و دکتر می گه یشیم این کارو با من نکن و می ره. از طرفی سالگرد فوت دختر توپراک است و شوهر سابقش امده تا با او به دیدن قبر دخترشان بروند. چنار این دو را باهم می بیند و عصبانی میشود و به سیتکی می گوید اگر دوباره دور و بر زن من بگردی می کشمت. بعد رو به توپراک می کنه و می گه چرا با اون مرد حرف زدی و توپراک ماجرا رو توضیح می ده بعد چنار میگه خودم می برمت سر قبر دخترت ولی قول بده دیگه با اون مرد حرف نزنی و توپراک هم قول می ده.

چون یشیم فکر می کنه توپراک مقصر این اتفاقات است می خواهد از او انتقام بگیرد به شوهر قبلی توپراک پول می دهد او خود را جلوی ماشین می اندازد و در بیمارستان به توپراک زنگ میزند . توپراک دلش میسوزد و میرود پول بیمارستان را میدهد و مرخصش کرده به خانه می برتش و برای شام درست می کند. یشیم به چنار زنگ میزند و میگوید برای توپراک اتفاقی افتاده چون یه نفر زنگ زد و او با عجله رفت. چنار می اید خونه و از مادر توپراک می پرسد او کجاست که او به دروغ میگوید عمه اش مریض شد و او رفت دیدنش. توپراک وقتی شب می اید چنار می گوید عمه ات بهتر است که توپراک تعجب می کند و مادرش موضوع رو جمع می کند که توپراک تا حالا بیمارستان بوده و خسته است.

با سلام خدمت دوستان عزیز

باید اعلام کنم که سایتی که خلاصه های سریال رو در فیس بوک می گذاشت از قسمت ۵۴ به بعد نداره و یک دفعه رفته سراغ قسمت ۷۹ واقعا اعصابم خرد شده چون این همه وقت گذاشتم و سریال رو قسمت به قسمت ترجمه کردم. حالا کاچی بعض هیچ چی است خلاصه رو از قسمت ۷۹ تا قسمت ۸۴ که تا حالا از ترکیه پخش شده براتون می گذارم. اگر دوستان متنی پیدا کرد که مال قسمت های ۵۵ تا ۷۸ بود لطفا اون متن رو برام در قسمت پیام ها کپی کنه و برام بذاره تا ترجمه کنم

تا انجا که من دست و پا شکسته و از این و ان و از روی نظرات فهمیدم چنار می فهمه که توپراک با شوهر سابقش هنوز رابطه داره و اون رو می بینه از طرفی یشیم برنامه ای طراحی می کنه و توپراک رو می اندازه زندان . بچه یشیم هم بیماری سرطان داره. چنار می خواد توپراک رو طلاق بده و از اینجا بخونید بقیه داستان رو.

توپراک به یشیم اصرار می کنه که حقیقت رو به چنار بگه ولی یشیم می گه اگر بگم دیگه چنار به صورتم هم نگاه نمی کنه. انگار توپراک هم از چنار یه بچه به دنیا اورده ولی این رو از چنار قایم کرده و جالا می خواد همه چیز رو به چنار بگه و یشیم التماس می کنه که به چنار چیزی نگه.

زمرد و نجیب هم مثل اینکه طلاق گرفته اند و افبال می خواهد زمرد را از خونه بیرون کنه ولی نجیب نمی گذارد.توپراک به صورت مصلحتی با مردی به نام احمد ازدواج کرده و الکی می گوید ان بچه احمد است. مثل اینکه یشیم از بچه توپراک مغز استخوان می خواهد تا بچه اش را نجات دهد. سرانجام توپرا ک قبول می کند که به بچه مغز استخوان بدهد به شرط اینکه این مثل یک راز باقی بماند . از طرفی او که دیگر نمی خواهد پیش چنار برگردد بلکه می خواهد فقط اسم بد خود را تمیز کند و دروغ های یشیم را برملا کند. دکتر به توپراک می گوید اسم اهدا کننده ثبت می شود و او نمی تواند چیزی را پنهان کند. از طرفی یشیم کلی پول از بانک میگیره تا به توپرا ک بده و اون عصبانی می شه. از طرفی چنار می فهمه یشیم اون همه پول گرفته و عصبانی می شه از راننده میپرسه یشیم کجا رفته که اونو می بره دم خونه توپراک. وقتی داره با توپراک صحبت می کند احمد می اید و می گوید او همسر من است. اما چنار باور نمی کند و به نظرش از طلاق انها کمتر از ۳۰۰ روز گذشته است پس دادگاه در باره بچه ای که توپراک حامله است دستور تحقیق می دهد. از طرفی مثل اینکه ریحان با اون وکیله که وکیل توپراک بود و اسمش اوکان بود رابطه دارد .

 

احمد به چنار میگه  که با توپراک ازدواج کرده ولی چنار میگه باورم نمی شه توپراک می گه واقعیت داره و احمد می گه که دیگه ما رو تنها بزار. توپراک یه مقدار ناراحت شد که احمد به چنار گفت که ازدواج کردن دوست داشت خودش این موضوع رو به چنار بگه. احمد هم میگه من معذرت می خواهم من نباید بین شما قرار میگرفتم. که توپراک می گه اشکالی نداره بهر حال باید می فهمید.

چنار می ره تو خونه و یشیم رو به زور پرت می کنه تو اتاق و میگه تو همش داری بهم دروغ می گی امروز چرا رفته بودی پیش توپراک؟ یشیم می گه من امروز رفتم چون توپراک روز عروسی امون امده بود اونجا و مادرم به زور بیرونش کرد اومده بود عروسی مونو خراب کنه. چنار گفت من می دونستم و قبل از اینکه با تو عروسی کنم اونو دیدم و بهش گفتم اگه راضی نیست فقط کافی است بگه که اون به من تبریک گفت. از طرفی اون دوباره ازدواج کرده. یشیم می گه چی نمی دونستم. چنار میگه اون همه پول رو چی کار کردی میگه مادرم قمار کرده بود و بدهی بالا اورده بود . چنار می گه نمی دونستم مادرت قمار می کنه ( البته داره دروغ می گه)

نرمین که خواهر احمد باهاش صحبت می کنه و میگه باید برای جایی که می خواهید بچه رو به دنیا بیاورید تصمیم بگیرید و ایا می خوای شناسنامه بچه چنار رو به نام خودت بگیری. که احمد میگه وقتی من با توپراک ازدواج کردم پس این بچه من می شه ولی نرمین می گه اگه چنار بفهمه این بچه رو ازتون می گیره.

توپراک مکالمه اش رو با زمرد قبل از دادگاه بیاد می اورد که زمرد میگه بهتره پاتو از زندگی چنار بیرون بکشی یشیم وقتی صحبت چنار بشه دیونه می شه و هر کاری از دستش بر بیاد می کنه دیدی چه بلایی روز عروسی ات سرت اورد. اون حاضر نیست حتی برای بچه اش از چنار بگذره و بهتره که تو به نوه ام کمک کنی.

توپراک تصمیم می گیره مغز استخوان بچه اش رو اهدا کنه اما به زمرد میگه به یشیم بگو در این مورد چیزی به چنار نگه چنار هرگز نباید بدونه این بچه مال اونه.

چنار توپراک رو با شکم بالا اومده می بینه و می فهمه حامله است می ره خونه و سر یشیم داد میزنه که چرا بهم نگفتی که اون بارداره که یشیم میگه من می خواستم بگم اما توپراک نگذاشت که زمرد خودشو می اندازه جلو و میگه توپراک نمی خواست بهت بگه چون این بچه تو نیست. چنار میگه دروغ می گین و می ره خونه توپراک احمد رو کنار می زنه و به توپراک می گه بگو که این بچه منه بعد رو به احمد می کنه و می گه تو چطور با یک زن حامله که بچه من تو شکمش بوده ازدواج کردی؟ توپراک خودشو می اندازه وسط و می گه این بچه تو نیست بچه احمد است.

 

چنار می گه تو دروغ می گی و اون بچه منه اما توپراک قبول نمی کنه از طرفی زمرد و یشیم نگران هستند که مبادا توپراک چیزی به چنار گفته باشه. چنار میگه اون زمانی که فهمیدی باردار بودی تو در زندان بودی پس بچه رو سقط نکردی. اما توپراک می گه این درست نیست. چنار برای اینکه متوجه همه چیز بشه فرداش به زندان میره با وکیلش تا با دکتر زندان صحبت کنه. دکتر میگه توپراک می خواست بچه رو سقط کنه که من بهش گفتم اجازه پدر بچه مهمه و من این کار را نکردم چنار میگه پس شما سقط نکردید دکتر میگه یک چیزی یادم می اید که توپراک تو زندان با یک زنی دعوا کرده بود و زخمی شده بود شاید اون موقع بچه اش را سقط کرده باشد و ان موقع به نظرم این دعوا عمدی امد تا او بتواند بچه را سقط کند. چنار بعد از اجازه از دادگاه با ان زنی که توپراک باهاش دعوا کرده بود صحبت می کند ولی ان زن هم چیزی به او نمی گوید.

سیتکی شوهر سابق توپراک که در قسمت های قبل نقشه کشیده بود با ان جریان تصادف که توپراک را به خانه اش بکشد و وانمود کند که با او رابطه دارد که بعد ها این قضیه به زندان رفتن توپراک منتهی شد از کار خود پشیمان شده و به یشیم میگوید ما هر دو اشتباه کردیم که یشیم می گوید تو توپراک را می خواستی و من چنار را و اگر تو بهش نرسیدی تقصیر من نیست. چنار از دکتری در میامی امریکا وقت گرفته تا چنار کوچولو را پیش او ببرند و یشیم خوشحال می شود و به مادرش میگوید که قرار است با چنار به امریکا بروند و مادرش هم خوشحال می شود و می گوید حقا که دختر خودم هستی. از طرفی سیتکی وجدان درد گرفته و می خواهد برود و همه چیز را به چنار بگوید و بگوید که توپراک گناهی نداشته است.

 

چنار عصبانی می اید خونه و به یشیم می گه چرا اینقدر به من دروغ گفتی یشیم میگه چی داری می گی . چنار می گه سیتکی شوهر قبلی توپراک همه چیز رو به من گفت. یشیم می گه اون مرد یه احمقه و حرفش رو باور نکن. چنار می گه تو بازی کثیفی راه انداختی و اون مرد همه چیز رو گردن تو انداخنته.

چنار یاد حرف های سیتکی می افته که میگه من همه این کارها رو برای پول نکردم من به توپراک که یک زن حامله بود حمله کردم و برای همین توپراک  می خواست منو بکشه ولی من هرگز با اون رابطه نداشتم. یشیم هم اعتراف می کنه می گه من دیوانه وار عاشق تو هستم و برای به دست اوردن تو به هر کاری دست می زنم. که چنار می گه خفه شو.

چنار تو همیشه منو نادیده گرفتی من اول از همه بهت علاقه مند شدم حتی قبل از لاله من اول تو رو دیدم من اول عاشقت شدم و از همه مهمتر وقتی همه تنهات گذاشتن من کنارت بودم. چنار میگه تو مریضی.چنار بیا بریم امریکا و یه زندگی خوب داشته باشیم ولی چنار میگه دیگه حالم ازت بهم می خوره زود باش از خونه من برو بیرون دیگه نمی خوام ببینمت. یشیم التماس می کنه ولی فایده ای نداره.

در ضمن مردی به نام علی عاشق زمرد شده و به زمرد میگه که من خیلی منتظرم که حلقه رو در دستان تو ببینم و زمرد ازش وقت می خواد تا فکر کنه.

چنار داد و بیداد راه انداخته و می زنه همه چیزو می شکنه زمرد میگه چی شده و چنار میگه خودتو به اون راه نزن تو می دونستی که همه این کارها کار یشیم است و زمرد میگه نه نمی دونستم. چنار همه چیز رو به خونواده اش میگه و میگه ما به توپراک بد کردیم. زمرد با دکتر یشیم حرف می زنه و میگه که یشیم به یک روانشناس احتیاج داره. از طرفی یشیم به نجیب زنگ می زنه و می گه اگه چنار رو برنگردونی من بهش می گم که لاله رو تو دزدیده بودی ( مثل اینکه در قسمت های قبل لاله کوچولو رو نجیب دزیده بوده است و این به گردن توپراک افتاده بوده و به خاطر همین توپراک به زندان افتاده بوده است)

سیتکی می ره اداره پلیس و خودشو معرفی می کنه پلیس می اید در خونه توپراک و بهش میگه باید برای شهادت به اداره پلیس بیای. شرمین مستخدم لاله با سیتکی دوست است و در اداره پلیس به توپراک میگوید که سیتکی بهش خیلی کمک کرده و از طرفی سیتکی اعتراف کرده که به توپراک حمله کرده.

نجیب وقتی تهدید یشیم را می شنود سکته می کند و چنار زنگ می زند و یشیم را تهدید می کند که دیگه حتی نمیگذارد بچه ها را ببیند. زمرد می رود بیمارستان و نجیب را ملاقات می کند . و میگه من فهمیدم هنوز عاشق تو هستم و نمی خوام با علی ازدواج کنم. یشیم با اسلحه توپراک را تهدید می کند که به چنار نزدیک نشود. توپراک میره پیش چنار و میگه یشیم دیونه شده و من می ترسم چنار و توپراک می رن اتاق بچه ها و یشیم رو اونجا می بینن و یشیم میگه بچه ها اماده شین که باید بریم

 

وقتی چنار و توپراک به اتاق بچه ها می رسن می بینن که یشیم بچه ها رو با خودش برده چنار مثل دیونه ها شده از طرفی زمرد کرم رو فرستاده دنبال یشیم اما نتونسته پیداش کنه و کرم هم خیلی نگرانه و میگه که یشیم تعادل روانی نداره. چنار می ره پیش پلیس اما پلیس میگه یشیم همسر قانونی شماست و مادر بچه ها محسوب می شه و شما نمی تونید اقدام قانونی کنید شاید بچه ها رو برده باشه بیرون اما چنار میگه اون ممکنه به بچه ها اسیب بزنه اما پلیس قبول نمی کنه. چنار به توپراک میگه من باید به حرف تو گوش می کردم و بزرگترین اشتباهم این بود که تو رو از دست دادم هزار بار پشیمونم می دونم تو ازدواج کردی و حامله ای و تقاص من اینه که یک عمر بدون تو زندگی کنم. یشیم به مادرش زنگ می زنه و هر چی زمرد ازش می پرسه بچه ها کجا هستند چیزی نمی گه و می گه باید دل چنار برای ما تنگ بشه. زمرد گوشی رو می ده به چنار و چنار میگه بچه ها کجان اما یشیم چیزی نمی گه و گوشی رو قطع می کنه.

زمرد دوباره به یشیم زنگ میزنه و روی پیغام گیر می زاره یشیم راجع چناره گوشی رو بردار. یشیم گوشی رو برمی داره و مادرش می گه چنار دیونه شده و داره همه جا رو دنبال بچه هاش می گرده. یشیم می گه دلش برای من هم تنگ شده که زمرد میگه دیونه نباش اون نگران بچه هاس و تو براش اهمیت نداری یشیم میگه تو دروغ میگی اون کمی عصبانی است اما نمی تونه منو دوست نداشته باشه زمرد میگه حق با تو ا اونم تو رو دوست داره حالا بگو با بچه ها کجایی که یشیم گوشی رو قطع می کنه.

حال پسر یشیم بد می شه و یشیم اونو می بره بیمارستان و به مادرش و چنار زنگ می زنه اونا هم می رن بیمارستان چنار که یشیم رو می بینه یشیم می گه بچه تب داشت اوردمش و حال لاله هم خوبهچنار می خواد یشیم رو از اتاق بندازه بیرون یشیم می گه اون بچه منه و من عاشق تو هستم چنار میگه من از تو متنفر هستم و تنها زنی که من عاشقشم توپراکه که تو اونو از من گرفتی.

توپراک زنگ می زنه به چنار و چنار میگه یشیم رو پید ا کردم و بچه ها رو و الان بیمارستانم چون حال بچه بده و تو اولین کسی بودی که می خوام بهت خبر بدم که بچه ها پیدا شدن.

یشیم می ره سراغ توپراک و با اسلحه تهدیدش می کنه که خانم خوشگله من می خوام برم و تو هم باید با من بیای و گرنه یه گلوله تو سرت خالی می کنم.

 

توپراک به یشیم میگه اسلحه رو بزار کنار و بیا با هم حرف بزنیم یشیم میگه خفه شو راه بیفت باید بریم. زمرد به کرم میگه پلیس می تونه از روی تلفن همراه جای یشیم رو پیدا کنه چنار هم موضوع رو به پلیس می گه.

تو ماشین یشیم به توپراک می گه تو چنار رو از من گرفتی که توپراک میگه من این کار رو نمی کنم و دیگه سر راهت نیستم و اگر باور نمی کنی میتونی به چنار زنگ بزنی و بپرسی. یشیم می گه که اون هم راه بیفته دنبالت و پیدات کنه و بهت بگه هنوز عاشقته نه.

اون کاراگاه شخصی که استخدام کرده بودن به چنار زنگ می زنه و می گه ما داریم تلفن رو ردیابی می کنیم و هر جا ایستاند به شما خبر می دیم . چنار و کرم سریع دارن می رن به اون منطقه که زمرد میگه منم می ایم که چنار نمی گذارد.

یشیم اونو می بره جایی که توپراک و چنار با هم ازدواج کرده بودم یشیم میگه اون روز رو یادت می اید که اینجا با چنار ازدواج کردی یادته چقدر التماست کردم من اول دیدمش و من اول عاشقش شدم اما تو اونو از من گرفتی . در این لحظه پلیس میرسه و میگه اسلحه ات را بنداز. توپراک میگه به پسرت فکر کن اگر من بمیرم بچه ام هم می میرد و در نتیجه پسر تو هم زنده نمی ماند. زمرد هم خود را به انجا می رساند و داد می زند دخترم این کار را نکن. چنار هم همش فریاد می زند و توپراک را صدا می کند یشیم میگوید ببین الان هم فقط به تو فکر می کند و به سمت زمرد رکه همش دارد بهش التماس می کند شلیک می کند. پلیس وارد عمل می شود و یشیم فرار میکند. چنار خود را بالای سر توپراک می رساند و امبولانس می اید و زمرد را می برد و چنار بیش توپراک می رود و چنار همچنان عاشقانه به او نگاه می کند. و میگوید بیا سوار ماشینم شو تا تو را هم به بیمارستان بروم و توپراک قبول می کند. در راه توپراک به چنار میگوید که نمی دانم چرا یشیم اینجوری شده و خیلی دلم به حالش می سوزد. چنار می گوید من نباید تو را رها می کردم و با یشیم می رفتم. در این هنگام احمد شوهر توپراک زنگ می زند و می گوید کجایی حسابی نگرانت شدیم.

در بیمارستان احمد چنار رو می بیند و عصبی می شود و به توپراک میگه بچه خوبه که او  تایید می کنه میگه پس بیا بریم خونه که توپراک می گه من نمی تونم  بیام زمرد زیر عمل است و تا از زیر عمل نیاد بیرون من جایی نمی رم . احمد میگه چرا انقدر نگرانشی که توپراک میگه اگر زمرد  جلوی گلوله رو نمی گرفت من الان نمی دونم کجا بودم . احمد میگه گلوله………

بعد از عمل وقتی توپراک می ره از زمرد تشکر کنه زمرد میگه من این کار رو به خاطر تو نکردم بلکه به خاطر نوه و دخترم این کار را کردم اگر تو تو زندگی ما نبودی هرگز این اتفاق ها نمی افتاد. از اینجا برو.

کرم یشیم رو می بینه اون رفته بیمارستان تا مادرش رو ببینه کرم میگه دیونه چی کار کردی تو به هیچ کس بجز چنار اهمیت نمی دی اگر اتفاقی برای مادر افتاده بود چی می شد. کاش به جای لاله تو مرده بودی الان زنگ میزنم به پلیس تا بیان و دستگیرت کنن که یشیم فرار میکنه.

 

 

تو این قسمت پلیس فکر میکنه که یشیم خودش رو تو اب انداخته به خاطر همین مایکل فلپس شناگر معروف امریکایی می پره تو اب تا یشیم رو نجات بده( اخه مایکل فلپس کجا سریال های ترکی کجا)

چنار و کرم نگران اونجا ایستادن و کرم خودشو مقصر می دونه و می گه اگه من بهش نمی گفتم کاش تو جای لاله مرده بودی این اتفاق نمی افتاد . چنار میگه این اخر خط یشیم بود و او به خاطر حرف تو این کار رو نکرد پس نگران نباش. کرم میگه چه جوری به مادرم بگم که چنار میگه باهم این کار رو می کنیم. چنار به پدرش میگه که یشیم خودکشی کرده و نمیخواد این فکر رو به خودش راه بده که مبادا اون مرده باشه. توپراک می گه چه طوری این اتفاق افتاد که چنار میگه من اونجا بودم می خواستم باهاش حرف بزنم اما اون خودشو پرت کرد و من می خواستم بگیرمش اما نتونستم نگه اش دارم انشاالله که زنده بماند. پلیس به چنار زنگ میزنه و اون مکالمه اش را با توپراک قطع می کنه اونا یشیم رو پیدا کردن

چنار بالای سر یشیم است میگه یشیم ارزو میکردم تو هیچ وقت عاشق من نمی شدی ارزو می کردم که تو همون دختر بی پروا و شجاع باقی می موندی که دل به هیچ کسی نمی بست. من تو زندگی ام دختری به شجاعت تو ندیدم. بلند شو عزیزم تو منو بعد از مرگ لاله نجات دادی یشیم من تحمل این درد رو ندارم من نمی تونم تا اخر عمرم با این گناه زندگی کنم بلند شو یشیم . دکتر نجاتش بدین یشیم بهت قول می دم از پسرمون خوب مواظبت کنم یشیمممم خدانگهدار. زمرد در حالی که داره گریه می کنه میگه چنار تو قاتل دختر منی تو باعث همه این اتفاقات شدی( بیچاره زمرد چنار هر دو تا دخترشو ازش گرفت)

چنار به توپراک زنگ میزنه و بهش می گه یشیم مرد. زمرد در حال تهیه مراسم خاکسپاری است و توپراک می گه همش تقصیر من بود اما چنار می گه احمق نشو تقصیر هیچ کس نیست( یشیم بدبخت رو زیر خاک کرد و بعد راحت با توپراک خوش می گذرونه اعصابمو خرد کرده این چنار)

توپراک برای عرض تسلیت می ره پیش زمرد و زمرد قاطی می کنه میگه تو قاتل دختر من هستی حالا اومدی اینجا تسلیت بگی چنار می گه این قضیه تقصیر هیچ کسی نیست اما توپراک پا می شه و میره. از طرفی حال بچه یشیم بد میشه و به چنار زنگ میزن که بیاد بیمارستان. دکتر در بیمارستان می گه که یک اهدا کننده مناسب برای بچه پیدا شده و همه خوشحال می شن. از طرفی چنار توپراک رو تو بیمارستان می بینه و میگه پس اهدا کننده بچه تو بوده و توپراک می گه این سلول ها مناسب پسرت هستند چون این بچه ماست چنار

(همه چی ارومه من چقدر خوشحالم فقط می خواستن یشیم بدبخت رو زیر خاک کنن تا به خوشحالی خودشون برسن این چناره که عین خیالشم نیست)

بچه خلاصه های این سریال از همین جا تموم می شه این سریال تا همین جا در ترکیه پخش شده و هر هفته شنبه ها ساعت ۱۰/۳۰ یا ۱۱ ازشبکه فاکس ترکیه پخش می شه پس باید هر هفته صبر کنید تا این سریال پخش شه و نویسنده این سریال خلاصه ها رو تو فیس بوک بگذارد تا من برایتان ترجمه کنم پس از این به بعد هر یکشنبه یا دوشنبه منتظر قسمت های جدید این سریال باشید تا ببینیم این سریال دیگه تا کجا می خواد ادامه پیدا کند.

 

همان طور که در خلاصه قبلی گفتم توپراک بچه اش را زودتر متولد می کند تا بتواند مغز استخوانش را به چنار کوچولو پیوند بزنند. بچه توپراک پسر است و نامش را کان گذاشته اند. چنار می فهمد که کان بچه اوست و به بیمارستان می رود ولی توپراک می گوید این پسر توست و هر وقت بخواهی می توانی او را ببینی اما راه من و تو از هم جداست. ریحان و اوکان ان وکیل یشیم هم می خواهند با هم ازدواج کنند که نجیب مخالف است و می گوید شما هنوز از هم شناخت ندارید اما اوکان اصرار دارد که هر چه زودتر با ریحان ازدواج کند. چنار یک روز سرزده می ره خونه توپراک و احمد عصبانی می شه و می گه تو باید همیشه قبل از امدن به اینجا با من هماهنگ کنی و با هم دعوا می کنند که توپراک می پره وسط و قائله را ختم می کند. از طرفی اوکان که یک وکیل است به چنار می گوید چون توپراک باردار بوده ازدواجش با احمد صحیح نیست و در واقع انها با هم ازدواج نکرده اند چون این غیر قانونی است . چنار خوشحال می شود و به دیدن توپراک می رود توپراک به او می گوید که شاید ما با هم ازدواج نکرده باشیم اما من می خواهم پسرم را با احمد بزرگ کنم . از طرفی زمرد سر خاک یشیم قسم می خورد که نگذارد توپراک و چنار به هم برسند. و این اغاز برنامه جدید زمرد است و ورود دختری به نام ازرا در سریال. این دختر با زمرد قرار داد می بندد که چنار را از توپراک دور کند. و در اخر این قسمت زمرد و نجیب دوباره با هم عروسی می کنند.

 

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٦
comment نظرات () لینک


+ ای شب از رویای تو رنگین شده

 

ترانه معین

ای شب از رویای تو رنگین شده

 

ای شب از رویای تو رنگین شده

 

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

 

همچو بارانی که شوید جسم خاک

هستیم زآلودگی ها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من

آتشی در سایه ی مژگان من

 

ای ز گندمزارها سرشارتر

ای ز زرین شاخه ها پر بارتر

ای در بگشوده بر خورشیدها

در هجوم ظلمت تردیدها

 

با توام دیگر ز دردی بیم نیست

هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست


ای دل تنگ من و این بار نور؟

های وهوی زندگی در قعر گور؟

 


ای دو چشمانت چمنزاران من

باد چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم

هرکسی را تو نمی انگاشتم


درد تاریکیست درد خواستن

رفتن و بیهوده خود را کاستن

سر نهادن بر سیه دل سینه ها

سینه آلودن به چرک کینه ها

 

در نوازش، نیش ماران یافتن

زهر در لبخند یاران یافتن

زر نهادن در کف طرارها

گم شدن در پهنه بازارها

 

آه، ای با جان من آمیخته

ای مرا از گور من انگیخته

چون ستاره، با دو بال زرنشان

آمده از دور دست آسمان

 

جوی خشک سینه ام را آب تو

بستر رگهام را سیلاب تو

در جهانی اینچنین سرد و سیاه

با قدمهایت قدمهایم براه


ای به زیر پوستم پنهان شده

همچو خون در پوستم جوشان شده

گیسویم را از نوازش سوخته

گونه هام از هرم خواهش سوخته

 

آه، ای بیگانه با پیراهنم

آشنای سبزه واران تنم

 

 

آه، ای روشن طلوع بی غروب

آفتاب سرزمین های جنوب

 

آه، آه ای از سحر شاداب تر

از بهاران تازه تر سیراب تر

 

عشق دیگر نیست این، این خیرگیست

چلچراغی در سکوت و تیرگیست

عشق چون در سینه ام بیدار شد

از طلب پا تا سرم ایثار شد

 
این دگر من نیستم، من نیستم

حیف از آن عمری که با من زیستم

 

آه  می خواهم که بشکافم ز هم

شادیم یک دم بیالاید به غم

 

آه، می خواهم که برخیزم ز جای

همچو ابری اشک ریزم های های

 

این دل تنگ من و این دود عود ؟

در شبستان، زخمه های چنگ و رود ؟

 

این فضای خالی و پروازها؟

این شب خاموش و این آوازها؟

 


ای نگاهت لای لای سِحر بار

 

گاهوار کودکان بی قرار

 

ای نفسهایت نسیم نیمخواب

شسته از من لرزه های اضطراب

خفته در لبخند فرداهای من

رفته تا اعماق دنیا های من


ای مرا با شور شعر آمیخته

این همه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی

لاجرم شعرم به آتش سوختی

فروغ فرخزاد

دانلود آهنگ

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٦
comment نظرات () لینک


+ خلاصه آخرین قسمت عمر گل لاله

خلاصه آخرین قسمت عمر گل لاله

18,939 بازید

در قسمت های آخر سریال عمر گل لاله شخصیت های زیادی به سریال اضافه می شوند و لاله در کمال ناباوری می میرد و چنار با خواهر لاله دوست می شود و به او پیشنهاد ازدواج می دهد. ضمن اینکه با دختران زیادی هم رابطه دارد.بعد از مدتی لاله تصادف می کنه دکتر می گه باید یا جون بچه رو نجات بدن یا لاله رو . چنار می گه لاله اما در حین عمل مجبور می شن بچه رو نجات بدن و لاله میره تو کما و بعد می میره ، بچه دختره و اسمش رو لاله می گذارند.

وقتی لاله می میره چنار مجبور می شه خودش بچه رو بزرگ کنه. دختر دیگه ای به داستان وارد می شه به نام توپراک که اون هم عاشق چناره و یسین و توپراک سر چنار با هم رقابت دارن.

مثل اینکه چنار خان با خانم توپراک ازدواج می کنه ولی گویا ازدواجشون زیاد دوام نمیاره و بالاخره یشیم به آرزوش که چنار هست می رسه و با هم ازدواج می کنن.

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱
comment نظرات () لینک


+ راز خوشبختی بشر

 

راز خوشبختی بشر

راز موفقیت سعادت کامیابی و شادکامی بشر

  بـاورت مـیـشـه انسان 

 داری راز خوشبختی رو میخونی

 چیزی که هـمه آرزوش رو دارنـد

 

 

 بدون شک اولین پاسخ خدا به معمای  راز خوشبختی بشر

 در افسانه ای قدیمی که حامل پیام  مـهـم  خداست ، پنهان شده است

هـنـوز در دنیای مدرن وقـتی فرزندان آدم به میوه ممنوعه اطرافـشان نزدیک می شوند ، مجازاتی از همون جنـس مجازات پدر ، اون ها رو از کرده خود  پشیمان می کـنـه

ـــ از مـقـام خـود فـرود مـیـان       ـــ شرایط زندگیشون سخت تر میشه

ـــ لباس عزت از تنشون در میاد  ( ملزومات یک زندگی آبرومندانه از اونا گرفته میشه )

 مـنـظـور از   مـیـوه مـمـنـوعـه   جـنـس مـخـالـف نـیـسـت

 میوه ممنوعه می تـونه هـر چـیـزی بـاشـه – اگـه بـه نـدای قـلـبـت گـوش بـدی ،  خودت مـیـدونی از بـیـن همه میوه های اطرافت ، کدوم یکـی میوه ممنوعه اســت

 شایـد  حق یک انسان      شکستن یک دل    شاید هم چشم داشتن  به داشته های کسی  یا  افکار و کرداری که  . . . . .    خودت کاملا میدونی

 در همه اون ها یک چیز مشترکه ” لذت “  مثل خوردن یک میوه خوش طعم

  پاسخ دوم : راز سعادت ، موفقیت و خوشبختی انسان

 هـمـونـطـور که صدای ما به کوه مـی خـوره   ( پژواک )  و بـه سـمـت خودمـون ( برمی گرده) ایـن جـهـان طوری آفـریـده شـده کـه  اثـرات کردار مـا  در آیـنـده  بـه سـمـت خـودمـون ( بـر می گـرده )   در کنجکاوی هایم دیـدم  آدمـهـای بـدبـخـت   کـسـانـی بـودنـد کـه  تـو زنـدگـیـشـون حـداقـل یـک دل رو شـکـسـتـه بـودنـد و اغـلـب بـیـشـتـر از یک دل

( بـر می گـرده )  پاسـخ دوم  معـمای  راز  خوشبختی  انسان بود

   غـم را خـدا نـیـافـریـد ، انـسـان آفـریـد

خـوش بـخـتـی  تـنـهـا پـیـشـنـهـاد خـدا   بـه انـسـان بـود

امـا انـسـان ها ، زشـتـی هـا را خـلـق کـردند

و امـروز پـژواک گـذشـتـه خـویـش را مـلاقـات مـی کـنـنـد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

“  نـتـایـج بـررسـی صـدهـا   سـرگذشت   در ایـنـتـرنـت و جـامعـه  ”

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقتی تعریف خوشبختی اینهاست

لــذتآرامش خاطرسلامتیپولآبرواطرافیان خوب همسر خوب -  فرزند خوب  و خیلی چیزای دیگه  ،  وقـتـی  طـغـیـان  و  ظـلـم  مـیـکـنـی ، روزگار هـمـه یا قـسـمـتـی از ایـن نـقـاط ضعـفـت رو از تـو می گـیره ،  بـلکـه فـروکـش کـنـی ، سرت بـه سنگ بخـوره ومجـبـور بـشی به  کردارت فکـر کـنـی بلکه اصلاح بـشـی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 بت های قلبت رو بشکن تا زندگیت متحول بشه

 بت هر چـیـزی اسـت که به جای خـدا اون رو در مـدیـریـت دنـیـا موثر بدونی  و لـحـظـه ای بـه اشـتـبـاه فکـر مـیـکـنـی کـاری از دسـتـش بـر مـیـاد و جـای خـدا قـرارش مـیـدی

داسـتان دختر فقیری که سوار بنز آخرین مدل مردی پولدار شـد حتما بخون 

 خوندن این مطلب زندگیتون رو متحول می کنه – البته اگر دنبال تحول باشین

بخاطر اهمیت بسیارش اونو در یک صفحه جداگانه گذاشتم 

بت های قلبت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 پاسخ نهایی به معـمای دیرینه جبر و اختیار

  درسـتـه ، مـدیـریـت فـرمـول هـای پـیـچـیـده و تـصـمـیـمات عـالـم بـدسـت خـداسـت -  شایـد ایـن جبر بـاشـه  ،   امـا  بـر سـر دو راهی های مـهـم زنـدگـیـت ، یا هـمـون آزمایـشـات سرنوشت سـاز ، اختیار کامل به تو داده می شـه

تا ارزش واقـعــی تـو رو    خـودت مـشـخـص کـنـی

اگر در آزمایشاتی که ارزشت رو تعیین میکنند ، نشون دادی که بی ارزشی
دیگه نباید توقع زیادی از تقدیر داشته باشی  این قانون خداست

برای مثال آدم به میوه ممنوعه نزدیک شد و سقوط کرد

یوسف از آن فرار کرد   و عزیز مصر شد

در لحظه آزمایش هر دو ، جبری در کار نبود - همه اش اختیار کامل بود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   زن ، زخـم کـهـنـه تـاریـخ

زن زخم کهنه تاریخ بشر

 

  زن ، بـرگه امـتحان خدا 

 

.در آزمـون زنـدگی مـرد 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 خواننده های جنسی

  خوانـنـده هـای زن ، از احساسات و عـواطـفـی که شـدیـدا نـیـاز دارنـد مـی خـونـنـد  و بـالـعـکــس خـوانـنـده هـای مرد ، از انـدام هوس انگـیـز و جـسـم و . . . زن ها مـیـخـونـنـد

 هـرکـسـی مـحـتـویـات افکـارش رو نـا خـود آگـاه آشکـار مـیـکـنـه و از دل بـه زبـون مـیـاره

وقـتـی خیلی از هـنـرمـنـدامـون افکـار شهوانی و جنسـی دارنـد

پـس کـی الگـوی جـوونها مـون بـاشـه ؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 رابـطـه بـا مـتـاهـل

 کـه مـتـاسـفـانـه در ایـنـتـر نـت و جـامـعـه بـسـیـار شـیـوع یـافـتـه

 دنیای تو جبر نیست ، اختیاره   ولی اگر ظلم کـردی ، مجازاتت جبر و بـه اجباره  ،  یادت نره که خلیفه خدا بر زمینی  و اولین زمـیـن بـرای روح  تـو  ، هـمـیـن جـسـدی اسـت  کـه در اون قرار داده شدی  و بـایـد بـر این جسد یا جسم یا زمین اول ،  غالب بشی  و حکـم رانـی کـنـی و تـسـلـیـمـش نـشـی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 دعا کن – دستور نده

 نگـو خـدایـا ایـن کـار رو بـکــن ، اون کـار رو نـکــن  بـهـتـره کـه تصمیمات عـالـم رو ، پـاک تـریـن وجـود عـالـم بگیره – نـه تــو  -  تـو فـقـط بـایـد نـیازت رو بگی  مثلا اگر کـسی رو برای ازدواج میخوای ، نگو خدایـا ما رو بـه هم بـرسـون - بـهـتـره بگـی  خـدایـا مـن بـه لـطـف تـو مـحـتـاجـم  اما در نهایت هـر چی تـو صـلاح مـیـدونـی  اون بـهـتـره  چـون تـو از بالا می بـیـنـی   و از بـاطـن هـمه چـیـز  بـا خـبـری

در دعاهات   از جـمـلات دسـتـوری   و امـری   اسـتـفـاده نکـن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 کلمات رکیک ؟ دیگه بزرگ شدی

 چـون جـان و روح خـدا  در تـن تـوسـت ،  پـس کـرامـت داری و بـا ارزشـی ،  کـلـمـات رکـیـک در شـان اشرف مخلوقات و جـانـشـیـن خـدا نـیـسـت – بـه ارزش هـای والای خـودت پـی بـبـر – حـتـی اگـه بـی پـولـی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرقی نمی کنه هیتلر ، زلـزلـه یـا سـیـل

هیتلر ،  شمشیر خدا برای مجازات اقوام ستمکار

ظـهـور هـیـتـلـر برای   عذاب   مردم جهان تصادفی واتفاقی نبود ، هیتلر تـجـلـی  ستم و طغیان مردم خـود بـود ، هیتلر همان مامور جـهـنـم  که گـنـه کاران رو عذاب می کـنـه ، مـتـجـلی شــد   و بـه مـنـصـه ظهور رسـیـد   هـیـتـلـر پـاسـخ روزگـار بـه زشـتـکــاری مـردم جـهـان بــود ، خالق هیتلر کـسـانـی بـودنـد ، کـه هیتلر آنــان را عـذاب کـرد – حـاکـم ظـالـم هـر قـوم ، تـجـلـی زشتکاری مـردمی است ، که بـر آن هـا حـکومـت مـی کـــنــد ، هـمـانـطـور کـه زلـزلـه و سـیـل تـجــلـی کـردار مـردم آن شـهـرهـسـتـنـد و خـدا ظـالـم نـیـسـت

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 مجله های موفقیت

 میگن دنـیای تـو هـمـونـیـه که فکر مـیکـنی  و تـو با فکـرت  مـیـتـونـی  دنـیـات رو عـوض کـنی  یک تـبـصره اضافـه کـن بگـو شـایـد  ـــ  بـشـرطـی کـه    دل شکـسـتـه ای    پـشـت سـرت نـبـاشـه

چـون اگـه  تــو بـخـوای بـا فکـرت   دنـیـات رو عـوض کـنی   و بـالا بـری  و خـدا بـخـواد بـخـاطـر دل هـایـی کـه شـکـسـتـی پـایـیـن بـیـای ، مطمئنا خـدا پـیـروز مـیـشـه    برای خوشبخت شدن    ابــتــدا    خدا رو به این نتیجه برسون  که لیاقت خوشبختی رو داری  - یه فکری هم برای دل هایی که شکستی بکـن 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 مولانا میگه

 آب کم جو تشنگی آور بدست – تا بجوشـد آب از بالا و پـسـت

 به جای اینکه دربه در دنبال خوشبختی باشی ، ارزش درونت رو اونقدربالا بـبـر  که خوشبختی خودش به سمت تو دوان دوان بیاد -  منظورازخوشبختی پول نیست  بن لادن هم پولدار ،  اما گمراه و بدبخت  بود

درجات خوشبختی :  لذت ، آرامش خاطر، سلامتی ، آبرو ، پول ،همسر و فرزند خوب و . . . . .   ضمنا این گفته خدا :  خداوند از آسمـان   آبی نـازل کـرد   که در هـر رودی   بقـدر وسعـتـش  جـاری شـد  – براحتی از معـنی  و پـیـامـش  نگـذر البته شـایـد  آب در اینجا   بـیـشـتر معـنی  حکمت بـده

 شـایـد هـم مـنـظـورش ایـنـه کـه هـر کی خوش قلب تـره  ،  خوشبخت تـره ؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 کـی بـیـش تـر مـی دونـه ؟

وقتی می بینی یک کودک به شدید ترین وجه در زلزله یا سیل عـذاب می بینه  شاید اولین چیزی که به ذهنت برسه اینه که خدا ظالمه  اینو از ضعـف دیـد گـاه آدمــا بـدون – چـون انـسـان دو بـعـدیـه یـعـنـی از روح و جـسـم تـشـکـیـل شـده  تـو با دیـد محدودت داری یک جـسـم چهار سـالـه رو می بـیـنـی اما خدا جسم و روحش رو با هـم می بـیـنـه  شاید روحی که در اون جسم چهار ساله است ، خیلی مسن تر از اون جسمی  باشه که تو به ظاهر می بینی  شـایـد هـم ایـن اشـتـبـاه بـاشـه – ولـی هزار تـا شـایـد و امکـان دیـگـه مـمـکـنـه وجـود داشـتـه بـاشـه  بنا براین  به ندای قلبت گوش بده   و بگو ، خدا ستمگر نـیـسـت و صبر میکنم   تا پس از مرگ   که حقایق آشکار شد   جواب و حـقـیـقـتـش رو دریـابـم

والبته سریعا به کمک اون بچه بشتاب که حالا برای توآزمایش بزرگ زندگیته

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 هـرگـز نگـو تـو هـر دو دنـیـا بـدبـخـتـیـم

  چون اگـه از هـمـیـن ثـانـیـه بـخـوای مـیـتـونی هـر دو دنـیـا رو بدست بیاری

  بـاز آ بـاز آ هـر آنچه هستی باز آ  -   گـر کافـر و گـبـر و بـت پـرستـی بـاز آ

 این درگـه مـا درگـه نـومـیـدی نـیـست   -    صـد بـار اگر تـوبه شکستـی باز آ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 خرافات و فال گیری

 بـرای مـثـال دانشمندان ناسا  نه اسـفـنـد دود مـیـکـنـن نـه بـه نحسی سیزده اعـتـقـاد دارنـد  و نـه عطسه  رو نـشـانـه مـیـدونـنـد ،  اما بـعـضـی عـقـب افـتـاده های جهان سوم  فـعـلا تـصـمـیـم نـدارنـد  ازخرافات دسـت بردارند و این عـقـب ماندگی اسـفـبـار خـبـر خـوشـی بـرای کـشـورهای پـیـشـرفـتـه اسـت

 اگـه بـه قـدرت خـدا اعـتـقـاد داری   توی این دنیا  فقط یک عذاب دهنده هست  که روزگارت رو  سیاه می کنه   و از دستش همیشه  در رنج و سختی هستی اون هم بازگشت اعمال خودته

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  اشـتـبـاهـت رو توجیه نکـن

 بـا توجیه یک گناه بزرگ  مسئولیت از تو ساقط نمیشه  و تا ابد مسئول  کردار بـد خود هستی ، سعـی کـن گــاهــی   بـر عـلیه خـودت رای بـدی  یـعـنـی بـر عـلـیـه هـوسـهـا   و مـنـافـع نـا مـشـروعـت   الـبـتـه سـخـتـه ، ولـی ایـن از صفات آدم های بـزرگـه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 هدفت از خدا پرستی چیه ؟

 یک اسکناس دویست تومنی   مـیدی به فـقـیـر    و انتظار داری   یک ملیارد تومن  بلا  از سرت دفـع بشه  این که هنر نیست   بر فرض داری   پول بیمه خودتو میدی    بیمه کردن خودت که    کار خیر نیست  اگه راست میگی    بدون داشتن انتظار   به فقیر کمک کن   و آرزو کن مشکلاتش حل بشه  ایـثـار کـن  یا ایـنـکه   با خـدا آشـتـی مـیـکـنـی  بـه ایـن شـرط   کـه پـولـدارت کـنـه   و اگـه پـولـدار نـشـدی بـاز قـهـر مـیـکـنـی  -  خـدا رو بـه خـاطـر  پاک بـودنـش  پرستش کـن  حـتـی اگـر گناه کردی   و خـدا  مجـازاتـت کـرد  تـا رشـد کـنـی   نـبـایـد پـرسـتـش خـدا رو قـطـع کـنـی

خدا رو به خـاطـر   پـاکـی و زیـبـائـیـهـاش   بـپـرسـت نـه بـرای مـنـافـعـت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 بخشش خدا تقدیرت رو عوض میکـنه

  با این روش واقـعـی و کـار آمـد تـصـمـیـم خـدا رو تـغـیـیـر بــده  با درخـواسـت بـخـشـش و پـاک شـدن عـمـلکـرد سـیـاهـت از مـحـاسـبـات خــدا ، فـرمـول هـای خدا در مـدیـریـت دنـیـا    و الـبـتـه سـرنـوشـتـت رو تـغـیـیـر بـده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 و آخر این که

    در برابر مخلوقات زنده خدا ( انسانحـیـوانگیاهاحساس مسـئـولیت کن  و اگه میـتـونی   پشت و پناهـشون باش و بدون که همه اونها   شدیدا  تشنه محبت تو هستند 

 

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱
comment نظرات () لینک


+ مبارک باد

 

 

السلام ای پور زیبای علی

السلام ای حجت ربّ جلی

السلام ای گوهرِ اهلِ ولا
السلام ای پادشاهِ سامرا

السلام ای چشمه‌ی عشق و شعور
السلام ای از تو شیعه در غرور

السلام ای لحظه‌های نابِ عشق
السلام ای باب مهدی بابِ عشق

 

با نام حَسَن، باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می شود

 و این، مژده ای است برای ما که چیزی به
کلیّت روشنی نمانده است.

چیزی نمانده به سرزدنِ یگانه گوهر عشق و اتمام حجت،
از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می نشیند

میلاد یازدهمین امام، و سیزدهمین کشتی نجات آقا امام حسن عسکرى (ع) بر شما مبارک باد.

 

نویسنده : مجید الف.... ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱
comment نظرات () لینک